Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 106 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Ich muss hier aussteigen. U باید اینجا پیاده بشوم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Können Sie mir sagen wenn ich aussteigen muss? U میتوانید به من بگویید کی پیاده بشوم؟
Ich muss mich hier berichtigen [korrigieren] . U من اشتباه کردم. [همه چیز را که گفتم پس می گیرم.]
aussteigen U نکول کردن
aussteigen U پیاده شدن [وسیله حمل و نقل]
aussteigen U زیر قول زدن [نکول کردن] [دوری کردن از]
aussteigen U الغاء کردن
aussteigen U دوری کردن [از]
aussteigen lassen U پیاده کردن [وسیله حمل و نقل]
aussteigen [aus] U تصمیم گرفتن که کاری را انجام ندهند یا همکاری نکنند
Jemanden aussteigen lassen U کسی را پیاده کردن
Endstation. Alle aussteigen. U آخرین ایستگاه. همه پیاده بشن. [حمل و نقل]
aus einer Sache aussteigen U از چیزی دوری کردن
aus der Kernenergie aussteigen U برنامه انرژی هسته ای را نکول کردن
aus einem Fahrzeug aussteigen U پیاده شدن از وسیله نقلیه ای
hier <adv.> U اینجا
hier zu Lande <adv.> U در اینجا
Von hier ab U از اینجا [به جلوتر]
hier zu Lande <adv.> U در این کشور
Hier entwerten. U بلیط [کارت پارکینگ] را اینجا باطل کنید.
Hier erhältlich. U اینجا می توانید بگیرید.
Hier warten. U اینجا منتظر بشوید.
Begriff hier eingeben! واژه را اینجا وارد کنید!
Gefällt es dir hier? U از اینجا خوشت می آد؟
Hier wohne ich. U اینجا من زندگی میکنم.
Bitte hier warten. U لطفا اینجا صبر کنید.
Halten Sie hier. U اینجا بایستید.
Was geht denn hier ab? U اینجا چه خبر است؟ [وقتی قضیه نامفهوم است] [اصطلاح روزمره]
Hier ist es beschädigt. U اینجایش آسیب خورده است.
Bitte hier anstellen. U لطفا اینجا صف بگیرید.
Gibt es hier Altertümer? U آیا اینجا آثار باستانی [اشیا عتیقه و جاهای قدیمی] وجود دارد؟
Hier ist gut. U هماینجا خوب است. [برای ایستادن تاکسی]
Ist hier frei? U کسی روی این صندلی می شیند؟
Hier entlang, bitte ! U بفرمائید از این طرف !
Muss man umsteigen? U باید [قطار یا اتوبوس ] عوض بشود؟
Ich muss los! U من باید برم! [همین حالا]
Ich muss weg! U من باید برم! [همین حالا]
Hier ist Ihr Trinkgeld. U بفرما این انعام شما.
Du hast hier nichts zu suchen! U تو بیخود می کنی اینجا باشی !
Was haben Sie hier zu suchen? U اینجا چه می خواهید؟ [آمده اید اینجا برای چه؟]
Lass uns raus hier! U برویم از اینجا بیرون!
Darf ich hier sitzen? U اجازه دارم اینجا بنشینم؟
Darf ich hier essen? U اجازه دارم اینجا غذا بخورم؟
Darf ich hier parken? U اجازه دارم [می توانم] اینجا پارک کنم؟
Ich bin fremd hier. U من اینجا غریبه هستم.
Hier ist meine Adresse. U این آدرس من است.
Hier umsteigen nach Basel? U به بازل اینجا عوض کنم؟ [روزمره]
Spricht jemand hier Persisch? U کسی اینجا فارسی حرف میزند؟
Ich muss leider gehen. U متاسفانه من باید عازم بشوم.
Ich muss heute studieren. من امروز باید درس بخوانم. [مطالعه بکنم]
Es muss gesagt werden, dass ... U لازم هست که گفته بشه که ...
Ich muss etwas erledigen. U من باید به کاری برسم.
Sie muss mindestens 40 sein. U او [زن] کم کمش باید ۴۰ ساله باشد.
Ich muss mich beeilen. من باید عجله کنم.
Wann muss ich es zurückbringen? U کی باید برگردانمش؟
Da [hier] scheiden sich die Geister. U در اینجا افکار [نظریه ها] با هم فرق می کنند.
Der Bus nach ... hält hier an. U اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
Hier riecht es nach alten Leuten. U اینجا بوی آدمای قدیمی رو میده.
Ich kann es von hier sehen. U از اینجا میبینمش.
Da muss ich etwas weiter ausholen. U این نیاز به کمی پیش زمینه [توضیح بیشتر] دارد.
Ich muss mich um etwas kümmern. U من باید به کاری برسم.
Das muss ich dir lassen. U دراین نکته اعتراف می کنم [که حق با تو است] .
Wie viel muss ich löhnen? U چقدر خرج روی دستم می افتد؟
Das muss ich rot anstreichen. U من باید یادداشت ویژه ای برای این مورد بکنم.
Muss das [ausgerechnet] heute sein? U این حالا باید امروز باشد [از تمام روزها] ؟
Man muss es ihm [ihr] lassen! <idiom> U این را باید اعتراف کرد. [این اعتبار را باید به او داد] [اصطلاح]
Ich muss um elf zu Hause sein. U من ساعت ۱۱ باید خانه باشم. [چونکه پدر و مادر اجازه نمی دهند از آن ساعت به بعد]
Ich muss Ihnen leider absagen. U متاسفانه من نمیتوانم بیایم.
Wie oft muss man umsteigen? U چند بار باید [قطار یا اتوبوس] عوض شود؟
Ich muss diesen Termin absagen. U من باید این قرار ملاقات را لغو کنم.
Wo muss man für Cottbus umsteigen? U برای مقصد کتبوس کجا باید [ قطار ] عوض کنم؟
Ich bin seit fünf Tagen hier. U پنج روزه که من اینجا هستم.
Ist hier die Schlange für Auskunft? U این خط برای دریافت اطلاعات است؟
Wie lange darf ich hier parken? U برای چند مدت اجازه دارم اینجا پارک کنم؟
Bitte halten Sie für 10 Minuten hier. U لطفا ۱۰ دقیقه اینجا صبر کنید.
Ich bin seit fünf Tagen hier. U من پنج روز که اینجا هستم.
Zunächst einmal muss ich etwas gestehen. U من فکر می کنم وقتش است که به یک چیزی اعتراف کنم.
Wann muss ich das Zimmer verlassen? U کی باید از اتاق [هتل ] بیایم بیرون؟
Es muss bis zehn Uhr fertig sein. U این باید تا ساعت ۱۰ آماده باشد.
Die Vase muss gut eingepackt werden. U گلدان باید با ماده محافظ درست بسته بندی شود.
Man muss mit den Wölfen heulen! <idiom> U خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
Ich muss mit dem Chef sprechen. U من باید با مدیر صحبت کنم.
Bitte halten Sie für einen Moment hier. U لطفا یک لحظه اینجا صبر کنید.
Der Kratzer [die Beule] war schon hier. U خراش [فرورفتگی در اثرضربه] از قبل اینجا بود.
Ich muss auf meine [schlanke] Linie achten. U باید مواظب رژیمم باشم.
Ich muss auf meine [schlanke] Linie achten. U من باید مواظب به آنچه می خورم باشم. [که چاق نشوم]
Hier ist der Wartungsplan zum Durchsehen [zur Durchsicht] . U این برنامه تعمیر و نگهداری برای مرور شمااست.
Wenn Sie nicht langsamer fahren, muss ich kotzen. U اگر آهسته نرانید بالا می آورم.
Können Sie mir sagen wenn ich raus muss? U میتوانید به من بگویید کی پیاده بشوم؟ [روزمره]
Man muss die Feste feiern, wie sie fallen. <proverb> U جشنها و تعطیلات را باید به عنوان اوقات ویژه در نظرگرفت.
Kann ich das Gepäck bis elf Uhr hier lassen? U می توانم بار سفر را تا ساعت یازده اینجابگذارم؟
Wieviel Marken muss ich für diesen Brief in den Iran aufkleben? U این نامه برای ایران چند تا تمبر می خواهد؟
Wie können wir die Fliegen von dem Essen hier abhalten? U چطور می توانیم مگسها را از این غذا دور نگه داریم؟
Es hat mich niemand geschickt, ich bin aus eigenem Antrieb hier. U هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
Ich muss noch einige Dinge erledigen, bevor wir uns treffen. U من باید هنوز به چندتا کار برسم قبل از اینکه با هم ملاقات کنیم.
Die Regierung muss das Problem der Staatsschulden jetzt einmal angehen. U این دولت باید به مشکل بدهی ملت رسیدگی کند.
Wer das Gelände unbefugt betritt, muss mit einer polizeilichen Anzeige rechnen. U هر کسی که غیر مجاز وارد شود به پلیس گزارش داده می شود.
Wir betrachten es als große Ehre, Sie heute abend hier bei uns begrüßen zu dürfen. U این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
Der Chef, der den Laden hier schmeißt [schupft] . U این رییس که اینجا کارها را اداره می کند یا می چرخاند [در اتریش]
Schalten Sie morgen wieder ein, wenn wir uns ansehen, worauf man bei einem Fahrradcomputer achten muss. U کانالتان را فردا [به این برنامه] تنظیم کنید وقتی که ما بررسی می کنیم به چه چیزهایی درکامپیوتر دوچرخه توجه کنیم.
Ich muss zugeben, von Computern verstehe ich nichts. U من باید اعتراف بکنم که از رایانه چیزی نمی فهمم.
Ich muss gestehen, dass ich gegen ihn irgendwie voreingenommen bin. U من باید اعتراف بکنم که تا حدی تمایل به تنفر از او [مرد] را دارم.
Die Antwort auf den Terrorismus muss bessere Geheimdienstinformation und bessere internationale Zusammenarbeit sein. U پاسخ به تروریسم باید اطلاعات بهتر سازمان مخفی و بهبودی همکاری های بین المللی باشد.
Ich bedauere, aber ich muss stornieren. U ببخشید ولی من باید [رزروم را] لغو کنم.
Dann bekam ich die übliche Leier von der Frau und den Kindern zu hören, die er ernähren muss. U سپس داستان منتج شد به بهانه مرسوم زن و بچه ها که او [مرد] باید از آنها حمایت بکند.
Ich muss gestehen, ich besuche meine Eltern nicht so oft wie ich sollte. U من اعتراف می کنم که من پدر و مادرم را به اندازه ای که باید دیدار بکنم نمی کنم.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com