Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Ich bin seit fünf Tagen hier. U من پنج روز که اینجا هستم.
Ich bin seit fünf Tagen hier. U پنج روزه که من اینجا هستم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Fünf {f} U عدد پنج
fünf U پنج [شماره]
heute in acht Tagen U هفت روز پس از امروز
Nach meiner Uhr ist es fünf vor neun. U طبق ساعت [مچی] من ساعت پنج دقیقه به نه است.
innerhalb von drei Tagen nach Aufforderung U در طی سه روز پس از تقاضا
Seit wann besteht das Problem? U از چه زمانی این مشکل وجود دارد؟
[schon] seit einer halben Ewigkeit <adv.> U از زمان خیلی قدیم [اصطلاح روزمره]
30 Tage netto, bei Zahlung innerhalb 10 Tagen 3 Prozent Skonto U ۳۰ روز خالص و ۳ درصد تخفیف اگردر طی ۱۰ روز پرداخت شود
Zahlung erfolgt per Überweisung innerhalb von 14 Tagen nach Wareneingang. U پرداخت بوسیله حواله در خلال چهارده روز پس از دریافت کالا صورت می گیرد.
In diesen Tagen habe ich nicht Zeit und Geduld U این روزها اصلا حال و حوصله ندارم
Ich mache das schon seit neun Jahren. U من این کار نه سالی هست که انجام میدهم.
Die Polizei hat ihn bereits seit Jahren im Visier. U چندها سال است که او توجه پلیس را به خود جلب کرده است.
Seit wann bist du auf diesem Gebiet [ein] Experte? U کی تو کارشناس این رشته شدی؟ [ طنز]
So wenig Schnee wie seit 500 Jahren nicht mehr. U اینقدر کم برف از۵۰۰ سال پیش تا به حال دیگر نبوده است.
Das Gesetz schreibt für eine solche Straftat eine Freiheitsstrafe von mindestens fünf Jahren vor. U قانون کم کمش پنج سال حکم زندان برای چنین جرمی تجویزمی کند.
hier <adv.> U اینجا
Von hier ab U از اینجا [به جلوتر]
hier zu Lande <adv.> U در این کشور
Hier warten. U اینجا منتظر بشوید.
hier zu Lande <adv.> U در اینجا
Hier entwerten. U بلیط [کارت پارکینگ] را اینجا باطل کنید.
Hier erhältlich. U اینجا می توانید بگیرید.
Hier ist es beschädigt. U اینجایش آسیب خورده است.
Was geht denn hier ab? U اینجا چه خبر است؟ [وقتی قضیه نامفهوم است] [اصطلاح روزمره]
Bitte hier anstellen. U لطفا اینجا صف بگیرید.
Bitte hier warten. U لطفا اینجا صبر کنید.
Begriff hier eingeben! واژه را اینجا وارد کنید!
Ist hier frei? U کسی روی این صندلی می شیند؟
Gibt es hier Altertümer? U آیا اینجا آثار باستانی [اشیا عتیقه و جاهای قدیمی] وجود دارد؟
Gefällt es dir hier? U از اینجا خوشت می آد؟
Halten Sie hier. U اینجا بایستید.
Hier wohne ich. U اینجا من زندگی میکنم.
Hier entlang, bitte ! U بفرمائید از این طرف !
Hier ist gut. U هماینجا خوب است. [برای ایستادن تاکسی]
Hier ist meine Adresse. U این آدرس من است.
Lass uns raus hier! U برویم از اینجا بیرون!
Du hast hier nichts zu suchen! U تو بیخود می کنی اینجا باشی !
Darf ich hier parken? U اجازه دارم [می توانم] اینجا پارک کنم؟
Ich bin fremd hier. U من اینجا غریبه هستم.
Ich muss hier aussteigen. U باید اینجا پیاده بشوم.
Darf ich hier essen? U اجازه دارم اینجا غذا بخورم؟
Darf ich hier sitzen? U اجازه دارم اینجا بنشینم؟
Hier ist Ihr Trinkgeld. U بفرما این انعام شما.
Hier umsteigen nach Basel? U به بازل اینجا عوض کنم؟ [روزمره]
Was haben Sie hier zu suchen? U اینجا چه می خواهید؟ [آمده اید اینجا برای چه؟]
Spricht jemand hier Persisch? U کسی اینجا فارسی حرف میزند؟
Ich kann es von hier sehen. U از اینجا میبینمش.
Der Bus nach ... hält hier an. U اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
Da [hier] scheiden sich die Geister. U در اینجا افکار [نظریه ها] با هم فرق می کنند.
Hier riecht es nach alten Leuten. U اینجا بوی آدمای قدیمی رو میده.
Wie lange darf ich hier parken? U برای چند مدت اجازه دارم اینجا پارک کنم؟
Bitte halten Sie für 10 Minuten hier. U لطفا ۱۰ دقیقه اینجا صبر کنید.
Ist hier die Schlange für Auskunft? U این خط برای دریافت اطلاعات است؟
Ich muss mich hier berichtigen [korrigieren] . U من اشتباه کردم. [همه چیز را که گفتم پس می گیرم.]
Der Kratzer [die Beule] war schon hier. U خراش [فرورفتگی در اثرضربه] از قبل اینجا بود.
Bitte halten Sie für einen Moment hier. U لطفا یک لحظه اینجا صبر کنید.
Hier ist der Wartungsplan zum Durchsehen [zur Durchsicht] . U این برنامه تعمیر و نگهداری برای مرور شمااست.
Kann ich das Gepäck bis elf Uhr hier lassen? U می توانم بار سفر را تا ساعت یازده اینجابگذارم؟
Wie können wir die Fliegen von dem Essen hier abhalten? U چطور می توانیم مگسها را از این غذا دور نگه داریم؟
Es hat mich niemand geschickt, ich bin aus eigenem Antrieb hier. U هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
Wir betrachten es als große Ehre, Sie heute abend hier bei uns begrüßen zu dürfen. U این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
Ich kann nicht richtig und genau Deutsch sprechen, weil ich seit ein paar Monaten in Deutschland angekommen bin. Ich bin dabei mir langsam Deutsch beizubringen. من نمیتوانم درست وصحیح آلمانی حرف بزنم چون چند ماه است که به کشور شما آمدم. کم کم دارم یاد میگیرم.
Der Chef, der den Laden hier schmeißt [schupft] . U این رییس که اینجا کارها را اداره می کند یا می چرخاند [در اتریش]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com