Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 85 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Halten Sie hier.
U
اینجا بایستید.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Bitte halten Sie für einen Moment hier.
U
لطفا یک لحظه اینجا صبر کنید.
Bitte halten Sie für 10 Minuten hier.
U
لطفا ۱۰ دقیقه اینجا صبر کنید.
Other Matches
halten
U
توقف کردن
halten
U
محافظت کردن
halten
U
گرفتن
halten
U
ایستادن
halten
U
نگاه داشتن
halten
U
نگهداشتن
schwebend halten
U
معلق نگه داشتن
[در محیطی]
[فیزیک]
[شیمی]
nicht halten
U
شکندن
[قول یا حرف خود]
Spur halten
U
روی خط جاده ماندن
[اتومبیل رانی ]
die Stellung halten
U
موقعیت
[مکان]
خود را نگه داشتن
[ارتش]
einen Dornröschenschlaf halten
U
غیر فعال بودن
[اصطلاح مجازی]
einen Dornröschenschlaf halten
U
خوابیده بودن
einen Dornröschenschlaf halten
U
ساکت بودن
unter Kontrolle halten
U
کنترل کردن
[مهار کردن]
[بازرسی کردن]
[نظارت کردن]
sich abseits halten
U
خود را جدا
[از بقیه]
نگه داشتن
in der Hand halten
U
نگه
[داشتن]
von etwas halten
U
در باره چیزی نظر
[عقیده]
داشتن
Was halten Sie davon?
U
نظر شما در باره این چه است؟
Ausschau halten
[nach]
U
گشتن
[بدنبال]
Ausschau halten
[nach]
U
جستجو کردن
[برای]
Jemanden in Atem halten
<idiom>
U
کسی را در حالت هراس گذاشتن
[چونکه نمی داند چه پیش خواهد آمد]
hier
<adv.>
U
اینجا
sich vor Augen halten
U
ملاحظه کردن
[به کسی یا چیزی]
را فراموش نکردن
etwas für entschieden halten
U
[نتیجه]
چیزی
[مسابقه یا جنگ]
را حکم شده پنداشتن
Er konnte kaum an sich halten.
U
او
[مرد]
بزور توانست خودش را کنترل کند.
Jemanden in der Warteschleife halten
U
کسی را پشت تلفن منتظر نگه داشتن
das Pulver trocken halten
<idiom>
U
قوت خود را حفظ کردن
[ اصطلاح مجازی]
Hier entwerten.
U
بلیط
[کارت پارکینگ]
را اینجا باطل کنید.
Hier erhältlich.
U
اینجا می توانید بگیرید.
Von hier ab
U
از اینجا
[به جلوتر]
hier zu Lande
<adv.>
U
در اینجا
hier zu Lande
<adv.>
U
در این کشور
Hier warten.
U
اینجا منتظر بشوید.
Jemanden an der kurzen Leine halten
U
کسی را دائما کنترل کردن
[مثال مشکوکان به جرمی ]
Jemanden als Geisel
[fest]
halten
U
کسی را در توقیف نگاه داشتن تا اینکه با دادن فدیه او را آزاد کنند
Jemanden auf dem Laufenden halten
<idiom>
U
کسی را در جریان نگه داشتن
[گذاشتن]
[موضوع ویژه ای]
[اصطلاح روزمره]
Jemanden an der kurzen Leine halten
U
آزادی کسی را خیلی کم کردن
Jemanden auf dem Laufenden halten
<idiom>
U
کسی را در جریان گذاشتن
[موضوع ویژه ای]
[اصطلاح روزمره]
Halten Sie meinen Platz frei?
U
جای من را برایم نگه می دارید؟
Hier entlang, bitte !
U
بفرمائید از این طرف !
Gibt es hier Altertümer?
U
آیا اینجا آثار باستانی
[اشیا عتیقه و جاهای قدیمی]
وجود دارد؟
Was geht denn hier ab?
U
اینجا چه خبر است؟
[وقتی قضیه نامفهوم است]
[اصطلاح روزمره]
Begriff hier eingeben!
واژه را اینجا وارد کنید!
Hier wohne ich.
U
اینجا من زندگی میکنم.
Bitte hier warten.
U
لطفا اینجا صبر کنید.
Bitte hier anstellen.
U
لطفا اینجا صف بگیرید.
Hier ist es beschädigt.
U
اینجایش آسیب خورده است.
Ist hier frei?
U
کسی روی این صندلی می شیند؟
Hier ist gut.
U
هماینجا خوب است.
[برای ایستادن تاکسی]
Gefällt es dir hier?
U
از اینجا خوشت می آد؟
Darf ich hier sitzen?
U
اجازه دارم اینجا بنشینم؟
Hier umsteigen nach Basel?
U
به بازل اینجا عوض کنم؟
[روزمره]
Darf ich hier parken?
U
اجازه دارم
[می توانم]
اینجا پارک کنم؟
Lass uns raus hier!
U
برویم از اینجا بیرون!
Darf ich hier essen?
U
اجازه دارم اینجا غذا بخورم؟
Ich bin fremd hier.
U
من اینجا غریبه هستم.
Ich muss hier aussteigen.
U
باید اینجا پیاده بشوم.
Spricht jemand hier Persisch?
U
کسی اینجا فارسی حرف میزند؟
Hier ist meine Adresse.
U
این آدرس من است.
Was haben Sie hier zu suchen?
U
اینجا چه می خواهید؟
[آمده اید اینجا برای چه؟]
Du hast hier nichts zu suchen!
U
تو بیخود می کنی اینجا باشی !
Hier ist Ihr Trinkgeld.
U
بفرما این انعام شما.
Hier riecht es nach alten Leuten.
U
اینجا بوی آدمای قدیمی رو میده.
Der Bus nach ... hält hier an.
U
اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
Da
[hier]
scheiden sich die Geister.
U
در اینجا افکار
[نظریه ها]
با هم فرق می کنند.
Ich kann es von hier sehen.
U
از اینجا میبینمش.
Man hätte sich vor Augen halten sollen, dass ...
U
ما نباید فراموش می کردیم در نظر بگیریم که ..
Ich bin seit fünf Tagen hier.
U
پنج روزه که من اینجا هستم.
Wie lange darf ich hier parken?
U
برای چند مدت اجازه دارم اینجا پارک کنم؟
Ich bin seit fünf Tagen hier.
U
من پنج روز که اینجا هستم.
Ist hier die Schlange für Auskunft?
U
این خط برای دریافت اطلاعات است؟
Ich muss mich hier berichtigen
[korrigieren]
.
U
من اشتباه کردم.
[همه چیز را که گفتم پس می گیرم.]
Der Kratzer
[die Beule]
war schon hier.
U
خراش
[فرورفتگی در اثرضربه]
از قبل اینجا بود.
Hier ist der Wartungsplan zum Durchsehen
[zur Durchsicht]
.
U
این برنامه تعمیر و نگهداری برای مرور شمااست.
Kann ich das Gepäck bis elf Uhr hier lassen?
U
می توانم بار سفر را تا ساعت یازده اینجابگذارم؟
Es hat mich niemand geschickt, ich bin aus eigenem Antrieb hier.
U
هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
Wie können wir die Fliegen von dem Essen hier abhalten?
U
چطور می توانیم مگسها را از این غذا دور نگه داریم؟
Wir betrachten es als große Ehre, Sie heute abend hier bei uns begrüßen zu dürfen.
U
این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
Ich weiß nicht, was ich von ihm halten soll.
U
من او
[مرد]
را نمی فهمم.
Ich weiß nicht, was ich von ihm halten soll.
U
من افکار او
[مرد]
را درک نمی کنم.
Der Chef, der den Laden hier schmeißt
[schupft]
.
U
این رییس که اینجا کارها را اداره می کند یا می چرخاند
[در اتریش]
Jemanden
[etwas]
für etwas halten
U
کسی
[چیزی]
را طوری در نظر گرفتن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com