Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Der Chef, der den Laden hier schmeißt
[schupft]
.
U
این رییس که اینجا کارها را اداره می کند یا می چرخاند
[در اتریش]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Chef
{m}
U
مدیر شرکت
Chef
{m}
U
رییس
Chef
{m}
U
کارفرما
Chef
{m}
U
پیشرو
[فرمانده ]
[سر]
[رییس]
Chef
{m}
U
رییس
[کارفرما]
Ich muss mit dem Chef sprechen.
U
من باید با مدیر صحبت کنم.
laden
U
فراخواستن
Laden
{m}
U
مغازه
Laden
{m}
U
کافه محلی برای تفریحات یا غذا
Laden
{m}
U
عملیات یا کارها
[سازمان قانون شکن مانند مافیا]
laden
U
بار کردن
laden
U
پر کردن
laden
U
بارزدن
laden
U
دعوت کردن
[به]
laden
U
احضار کردن
laden
[zu]
U
خواندن
[به]
laden
[zu]
U
طلبیدن
[به]
laden
U
دعوت کردن
Der Vorschlag ist bei unserem Chef nicht besonders gut angekommen.
U
کارفرما این پیشنهاد را اصلا نپذیرفت.
einen Laden zusperren
U
مغازه ای را بستن
die Batterie laden
U
باتری را بار کردن
den Laden dichtmachen
U
در مغازه را برای همیشه بستن
einen Laden zumachen
U
مغازه ای را بستن
Tante-Emma-Laden
{m}
U
خوار بارفروشی کوچک
einen Laden dichtmachen
[umgangssprachlich]
U
مغازه ای را بستن
Wann ist der Laden geöffnet
[geschlossen]
?
U
این مغازه کی باز میکند
[میبندد]
؟
hier
<adv.>
U
اینجا
Hier entwerten.
U
بلیط
[کارت پارکینگ]
را اینجا باطل کنید.
hier zu Lande
<adv.>
U
در اینجا
hier zu Lande
<adv.>
U
در این کشور
Von hier ab
U
از اینجا
[به جلوتر]
Hier warten.
U
اینجا منتظر بشوید.
Hier erhältlich.
U
اینجا می توانید بگیرید.
Bitte hier anstellen.
U
لطفا اینجا صف بگیرید.
Bitte hier warten.
U
لطفا اینجا صبر کنید.
Gibt es hier Altertümer?
U
آیا اینجا آثار باستانی
[اشیا عتیقه و جاهای قدیمی]
وجود دارد؟
Hier entlang, bitte !
U
بفرمائید از این طرف !
Halten Sie hier.
U
اینجا بایستید.
Was geht denn hier ab?
U
اینجا چه خبر است؟
[وقتی قضیه نامفهوم است]
[اصطلاح روزمره]
Ist hier frei?
U
کسی روی این صندلی می شیند؟
Hier ist gut.
U
هماینجا خوب است.
[برای ایستادن تاکسی]
Hier ist es beschädigt.
U
اینجایش آسیب خورده است.
Begriff hier eingeben!
واژه را اینجا وارد کنید!
Hier wohne ich.
U
اینجا من زندگی میکنم.
Gefällt es dir hier?
U
از اینجا خوشت می آد؟
Darf ich hier parken?
U
اجازه دارم
[می توانم]
اینجا پارک کنم؟
Lass uns raus hier!
U
برویم از اینجا بیرون!
Spricht jemand hier Persisch?
U
کسی اینجا فارسی حرف میزند؟
Darf ich hier essen?
U
اجازه دارم اینجا غذا بخورم؟
Darf ich hier sitzen?
U
اجازه دارم اینجا بنشینم؟
Du hast hier nichts zu suchen!
U
تو بیخود می کنی اینجا باشی !
Hier umsteigen nach Basel?
U
به بازل اینجا عوض کنم؟
[روزمره]
Ich muss hier aussteigen.
U
باید اینجا پیاده بشوم.
Was haben Sie hier zu suchen?
U
اینجا چه می خواهید؟
[آمده اید اینجا برای چه؟]
Hier ist meine Adresse.
U
این آدرس من است.
Ich bin fremd hier.
U
من اینجا غریبه هستم.
Hier ist Ihr Trinkgeld.
U
بفرما این انعام شما.
Der Bus nach ... hält hier an.
U
اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
Da
[hier]
scheiden sich die Geister.
U
در اینجا افکار
[نظریه ها]
با هم فرق می کنند.
Ich kann es von hier sehen.
U
از اینجا میبینمش.
Hier riecht es nach alten Leuten.
U
اینجا بوی آدمای قدیمی رو میده.
Bitte halten Sie für 10 Minuten hier.
U
لطفا ۱۰ دقیقه اینجا صبر کنید.
Wie lange darf ich hier parken?
U
برای چند مدت اجازه دارم اینجا پارک کنم؟
Ich muss mich hier berichtigen
[korrigieren]
.
U
من اشتباه کردم.
[همه چیز را که گفتم پس می گیرم.]
Ich bin seit fünf Tagen hier.
U
من پنج روز که اینجا هستم.
Ich bin seit fünf Tagen hier.
U
پنج روزه که من اینجا هستم.
Ist hier die Schlange für Auskunft?
U
این خط برای دریافت اطلاعات است؟
Der Kratzer
[die Beule]
war schon hier.
U
خراش
[فرورفتگی در اثرضربه]
از قبل اینجا بود.
Bitte halten Sie für einen Moment hier.
U
لطفا یک لحظه اینجا صبر کنید.
Hier ist der Wartungsplan zum Durchsehen
[zur Durchsicht]
.
U
این برنامه تعمیر و نگهداری برای مرور شمااست.
Kann ich das Gepäck bis elf Uhr hier lassen?
U
می توانم بار سفر را تا ساعت یازده اینجابگذارم؟
Es hat mich niemand geschickt, ich bin aus eigenem Antrieb hier.
U
هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
Wie können wir die Fliegen von dem Essen hier abhalten?
U
چطور می توانیم مگسها را از این غذا دور نگه داریم؟
Wir betrachten es als große Ehre, Sie heute abend hier bei uns begrüßen zu dürfen.
U
این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com