Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 26 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
einem Taxi winken
U
یک تاکسی را صدا زدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Taxi
{n}
U
تاکسی
Taxi-Fahrgast
{m}
U
مسافر تاکسی
Fuhre
{f}
U
مسافر تاکسی
[اصطلاح روزمره]
Taxe
{f}
U
تاکسی
Taxistand
{m}
U
ماندگاه مجاز تاکسی
Können Sie mir ein Taxi rufen?
U
می توانید یک تاکسی برایم صدا بزنید؟
Wo finde ich ein Taxi?
U
تاکسی برای سوار شدن کجاست؟
Wo ist ein Taxistand?
U
ماندگاه مجاز تاکسی کجاست؟
Sind Sie frei?
U
تاکسی آزاد است ؟
Besetzt.
U
[تاکسی ]
مشغول است.
Wie viel kostet es zum Flughafen?
U
نرخ
[تاکسی]
به فرودگاه چقدر است؟
Taxameter
{n}
U
مسافت سنج تاکسی
Stimmt so.
U
اینطوری درست است.
[نیازی نیست تاکسی ران پول خرد را پس بدهد ]
Hier ist gut.
U
هماینجا خوب است.
[برای ایستادن تاکسی]
An dieser Ecke.
U
این گوشه.
[برای ایستادن تاکسی]
An der nächsten Ecke.
U
در گوشه بعدی.
[برای ایستادن تاکسی]
Rufen Sie mir bitte ein Taxi?
U
می توانید یک تاکسی برایم صدا کنید؟
Taxifahrer
{m}
U
راننده تاکسی
Taxichauffeur
{m}
U
راننده تاکسی
Taxilenker
{m}
U
راننده تاکسی
[در اتریش ]
[اصطلاح رسمی]
Taxler
{m}
U
راننده تاکسی
[در اتریش ]
[اصطلاح روزمره]
Das Taxi näherte sich der 20.
[ zwanzigsten]
Straße.
U
تاکسی به خیابان بیستم نزدیک شد.
Taxistand
{m}
U
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
Taxistandplatz
{m}
U
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
Taxenstand
{m}
U
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com