Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 22 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Ein Bier spendieren. U یک آبجو [برای کسی دیگر] خریدن.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Bier {n} U آبجو
Er stürzte das Bier in vier Zügen hinunter. U او [مرد] آبجو را با چهار تا جرعه طولانی قورت داد.
Schluck zum Nachspülen [stark alkoholisches Getränk] U آب میوه یا آبجو [ یا نوشیدنی کم الکلی] که پشت مشروب قوی و پر الکل می نوشند
Rachenputzer {m} U آب میوه یا آبجو [ یا نوشیدنی کم الکلی] که پشت مشروب قوی و پر الکل می نوشند [اصطلاح روزمره]
Ein Bier bitte und danach einen Rum zum Nachspülen. U لطفا یک آبجو و بعد یک عرق رم که گلویم را صاف کند.
Bart {m} U رد نوشیدنی روی لب بالایی [مانند شیر یا آبجو و غیره]
Bierbart {m} U رد آبجو روی لب بالایی
Brauer {m} U آبجو ساز
Brauerei {f} U آبجو سازی
Bock {m} U آبجو [نوعی]
Bierkrug {m} U آبجو خوری بزرگ
Flaschenbier {n} U آبجو شیشه ای
Bierlokal {n} U آبجو فروشی
Bierstube {f} U آبجو فروشی
Brauhaus {n} U کارخانه آبجو سازی
Bräu {n} U کارخانه آبجو سازی
Blume {f} U کف آبجو
Bierglas {n} U لیوان آبجو
Bierhefe {f} U مخمر آبجو
Bierflasche {f} U بطری آبجو
Bierschaum {m} U کف آبجو
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com