Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Betonmischfahrzeug
{n}
U
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Betonmischwagen
{m}
U
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Betonlieferfahrzeug
{n}
U
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Betonmisch-Lkw
{m}
U
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Betonmischer
{m}
U
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Fahrmischer
{m}
U
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Lieferbetonfahrzeug
{n}
U
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Betonmischlaster
{m}
U
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Betonmischfahrzeug
{n}
U
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Betonmischwagen
{m}
U
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Betonlieferfahrzeug
{n}
U
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Betonmisch-Lkw
{m}
U
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Betonmischer
{m}
U
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Fahrmischer
{m}
U
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Lieferbetonfahrzeug
{n}
U
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Betonmischlaster
{m}
U
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
Other Matches
Lastwagen
{m}
U
کامیون
Lastkraftwagen
{m}
U
کامیون
LKW
{m}
U
کامیون
Laster
{m}
U
کامیون
Autohof
{m}
U
ایستگاه کامیون
Abschleppwagen
{m}
U
کامیون جرثقیل دار
Ich brauche einen Abschleppwagen.
U
من به یک کامیون یدککش نیاز دارم.
Zugmaschine
{f}
U
تراکتور
[کامیون بدون تریلر]
Fernfahrer
{m}
U
راننده کامیون راه دور
Lastzüge zusammenfalten
U
تا شدن کامیون در جاده
[بیشتر در تصادفات]
Kneten
U
مخلوط کردن
Cocktail
{m}
U
کوکتیل
[نوشابه الکلی مخلوط]
Betonmischer
{m}
U
بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
Betonmischmaschine
{f}
U
بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
Mörtelmischer
{m}
U
بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
Einknicken
{n}
[Lkw mit Anhänger oder Sattelanhänger]
U
تا شدن
[به ۹۰ درجه و بیشتر ]
کامیون در حال حرکت
[با تریلر یا تریلر مسقف]
Cappuccino
{m}
U
کاپوچینو
[نوعی قهوه مخلوط با خامه و کاکائو]
Aggregat
{n}
U
توده جامد
[از مخلوط چند ماده مختلف فیزیکی]
Kauderwelsch
{n}
U
زبانی مخلوط از چند زبان که ساده و با کمی دستور زبان بین افراد با زبانهای مختلف استفاده می شود
Mischsprache
{f}
U
زبانی مخلوط از چند زبان که ساده و با کمی دستور زبان بین افراد با زبانهای مختلف استفاده می شود
Pidginsprache
{f}
U
زبانی مخلوط از چند زبان که ساده و با کمی دستور زبان بین افراد با زبانهای مختلف استفاده می شود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com