Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Gibt es eine Kaution?
U
پول گرو هم می خواهد؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Er wird Ihnen die Sache erklären.
U
او قضیه را برای شما توضیح خواهد داد.
Vielleicht wirst du Fußball auch mögen.
U
شاید تو از فوتبال هم خوشت خواهد آمد.
Ort und Zeit wird noch bekanntgegeben.
U
مکان و زمان اعلام خواهد شد.
Es kommt dicke
[dick]
[knüppeldick]
.
<idiom>
U
چیزی خیلی بدی پیش خواهد آمد.
[اصطلاح]
Sie will auf ihr Recht auf einen Prozess verzichten.
U
او
[زن]
از حق خود برای محاکمه صرف نظر خواهد کرد.
Diese Brandwunde wird eine hässliche Narbe hinterlassen.
U
این سوختگی اثر زشتی باقی خواهد گذاشت.
Es geht alles vorbei.
<idiom>
U
این
[مرحله ]
هم خواهد گذشت.
Es geht alles vorüber.
U
این
[مرحله ]
هم خواهد گذشت.
Er hat sein Kommen fest zugesagt.
U
او
[مرد]
با قاطعیت قول داد که خواهد آمد.
Man wird ihm eine Behandlung anbieten, mit dem Vorbehalt, dass sie vielleicht nicht greift.
U
به او
[مرد]
درمانی ارایه خواهد شد با پیش بینی احتیاطی که ممکن است موثر نباشد.
Er kündigte an, in einen unbefristeten Hungerstreik zu treten.
U
او
[مرد]
هشدار داد که اعتصاب غذای بی مدتی خواهد کرد.
Die letzte Entscheidung in dieser Angelegenheit liegt beim Richter.
U
قاضی حرف آخر را در این موضوع خواهد داشت.
Jemandem etwas auf die Nase binden
<idiom>
U
به کسی چیزی را گفتن که او نباید می دانست یا او نمی خواهد بداند.
Es wird interessant sein, wie die ersten freien Wahlen ablaufen.
U
خیلی جالب خواهد بود تا ببینید که نتیجه اولین انتخابات آزاد چه خواهد شد .
Wieviel Marken muss ich für diesen Brief in den Iran aufkleben?
U
این نامه برای ایران چند تا تمبر می خواهد؟
Er hat in Aussicht gestellt, dass er uns helfen wird.
U
او
[مرد]
وعده داد که به ما کمک خواهد کرد.
Jemanden in Atem halten
<idiom>
U
کسی را در حالت هراس گذاشتن
[چونکه نمی داند چه پیش خواهد آمد]
Am Donnerstag ist es
[der Himmel]
wechselnd bewölkt.
U
پنجشنبه هوا بطور متغیر ابری و مدتی صاف خواهد بود.
zu lange bleibender Gast
U
مهمانی که نمی خواهد برود
Hocker
{m}
U
مهمانی که نمی خواهد برود
Er will sich ständig beweisen.
U
او
[مرد]
همیشه می خواهد نشان بدهد از پس کار بر می آید.
Wer sich entschuldigt, klagt sich an.
<proverb>
U
کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند.
[ضرب المثل]
Wer sich verteidigt, klagt sich an.
<proverb>
U
کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند.
[ضرب المثل]
Ein schlechtes Gewissen braucht keinen Kläger.
<proverb>
U
کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند.
[ضرب المثل]
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com