Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Kein Rückgeld. U پول خرد وجود ندارد. [برای پس دادن]
Keine Rückgabe. U پول خرد وجود ندارد. [برای پس دادن]
Kein Wechselgeld. U پول خرد وجود ندارد. [برای پس دادن]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Es besteht kein Grund zur Sorge. U دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
Es besteht kein Grund zur Besorgnis. U دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
Es besteht kein Anlass, etw. zu tun. U دلیلی وجود ندارد که کاری انجام شود.
Es besteht keine Gefahr, dass sich das wiederholt. U خطری وجود ندارد که آن دوباره اتفاق بیافته.
Kein Anschluss unter dieser Nummer. U همچنین شماره تلفنی وجود ندارد.
Other Matches
trotz [Genitiv] [Dativ] <prep.> با وجود
Existenz {f} U وجود
Bestehen {n} U وجود
Existenzberechtigung {f} U حق وجود
Dasein {n} U وجود
aber <conj.> U با وجود این
bei aller <adv.> U با [وجود] همه
obgleich <conj.> U با وجود اینکه
da sein U وجود داشتن
bestehen U وجود داشتن
vorkommen U وجود داشتن
wenngleich <conj.> U با وجود اینکه
obwohl <conj.> U با وجود اینکه
Faktum {n} U وجود مسلم
gegenwärtig sein U وجود داشتن
mit aller <adv.> U با [وجود] همه
Existenzphilosophie {f} U وجود گرایی
Trotzdem U با این وجود
Existenzfrage {f} U مسئله وجود
Bitte sehr [schön] . U قابلی ندارد.
macht nichts! U عیبی ندارد!
kein Problem! U مانعی ندارد!
Nicht der Rede wert. U قابلی ندارد.
Keine Ursache. U قابلی ندارد.
Gerne! U قابلی ندارد.
Er hat kein Recht zu ... U او حقی ندارد که ...
Deist {m} U قائل به وجود خدا
Deismus {m} U اعتقاد به وجود خدا
aber trotzdem U اما با وجود این
Gibt es eine günstigere Variante? U ارزانترش وجود دارد؟
trotz allem U با وجود همه [چیز]
trotz alledem U با وجود همه [چیز]
Das stimmt nicht ! U این حقیقت ندارد!
seinen Warnungen zum Trotz U با وجود همه هشدارهای او [مرد]
obschon <conj.> U با وجود اینکه [اصطلاح رسمی ]
es mangelt an etwas [Dativ] U کمبود چیزی وجود دارد
es besteht [ herrscht] Mangel an etwas [Dativ] U کمبود چیزی وجود دارد
Gibt es einen Schnellzug? U قطارویژه تندرو وجود دارد؟
Gibt es einen Nachtzug? U قطار شبانه وجود دارد؟
Es gibt ... U اینجا ... وجود دارد [دارند]
Gibt es einen Direktzug? U یک قطار مستقیم وجود دارد؟
an Geister glauben U به وجود ارواح عقیده داشتن
Nichts zu danken! U قابل ندارد! [به عنوان تعارف]
Gern geschehen! U کاری نکردم اهمیت ندارد!
Daran ist nichts auszusetzen. U این هیچ ایرادی ندارد.
Das sieht ihr überhaupt nicht ähnlich. U او [زن] اصلا همچنین رفتاری ندارد.
Binnenland {n} U کشوری که به دریا راه ندارد
Nichts zu danken! U کاری نکردم اهمیت ندارد!
Keine Ursache! U کاری نکردم اهمیت ندارد!
Keine Ursache! U قابل ندارد! [به عنوان تعارف]
Er führt nichts Gutes im Schilde. U قصد خوبی در نظر ندارد.
Das gehört nicht zur Sache. U این ربطی به موضوع ندارد.
Gern geschehen! U قابل ندارد! [به عنوان تعارف]
Gibt es eine Ermäßigung für Kinder? U تخفیف برای بچه ها وجود دارد؟
Gibt es einen späteren Zug? U یک قطار که دیرتر برود وجود دارد؟
Gibt es einen früheren Zug? U یک قطار که زودتر برود وجود دارد؟
Seit wann besteht das Problem? U از چه زمانی این مشکل وجود دارد؟
Keine Regel ohne Ausnahme. U برای هر قانونی استثنائی وجود دارد.
nicht klüger sein als zuvor [vorher] <idiom> U ملتفت نشدن [با وجود نشانه ها و توضیحات]
Er hat in letzter Zeit keinen Appetit. U به تازگی او [مرد] هیچ اشتها ندارد.
... wenn ich [dich] fragen darf U ... اگر پرسش من [برای تو] ایرادی ندارد
Für dieses Dilemma gibt es keine einfachen Antworten. U این مخمصه راه حل ساده ای ندارد.
Es ist keine Schande, Fehler einzugestehen. U اشتباه خود را پذیرفتن ننگی ندارد
Auf 260 Einwohner kommt ein Arzt. U برای هر ۲۶۰ ساکن یک پزشک وجود دارد.
Sosehr er sich auch bemühte, ... U با این وجود که او [مرد] سخت تلاش کرد ...
Ach, was soll's! U اه مهم نیست! [اه با وجود این کار را میکنم!]
Gibt es eine Ermäßigung für Vorverkauf? U تخفیف برای پیش فروش وجود دارد؟
Gibt es eine Ermäßigung für Wochenende? U تخفیف برای آخر هفته وجود دارد؟
Diese Statistik spricht für sich [selbst] . U این آمار به هیچ توضیحی نیاز ندارد.
es Jemandem an nichts mangeln lassen U تضمین [تامین] کردن که کسی کمبودی ندارد
Gibt es Sonderangebote für diese Reise? U معامله باصرفه برای این سفر وجود دارد؟
Dreieinigkeit {f} U سه گانگی [معتقد به وجود سه اقنوم در خدای واحد] [تثلیث]
Trinität {f} U سه گانگی [معتقد به وجود سه اقنوم در خدای واحد] [تثلیث]
Dreifaltigkeit {f} U سه گانگی [معتقد به وجود سه اقنوم در خدای واحد] [تثلیث]
Da steckt mehr dahinter. U ارزش [و یا حقایق] پنهان در مورد چیزی وجود دارد.
Es geht ihm schlecht. U وضع مالی او [مرد] خوب نیست. [پول ندارد]
Ich glaube, daran besteht kein Zweifel. U من فکر نمی کنم که در مورد آن تردیدی وجود داشته باشد.
Lügen haben kurze Beine. <proverb> U دروغ عمرش کوتاه است. [زود فاش می شود که حقیقت ندارد]
das Rad neu erfinden <idiom> U هدر مقدار زیادی از زمان و یا تلاش در ساختن چیزی که قبلا وجود داشته.
das Rad noch einmal erfinden <idiom> U هدر مقدار زیادی از زمان و یا تلاش در ساختن چیزی که قبلا وجود داشته.
Gibt es hier Altertümer? U آیا اینجا آثار باستانی [اشیا عتیقه و جاهای قدیمی] وجود دارد؟
Wir sind fest davon überzeugt, dass Parteipolitik keinen Platz in der Außenpolitik hat. U ما کاملا متقاعد هستیم که سیاست حزب جایی در سیاست خارجی ندارد .
Das tut nichts zur Sache. U این مهم نیست. [این ربطی به موضوع ندارد.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com