Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Langstreckenflugzeug
{n}
U
هواپیمای مسافت دراز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Entfernung
{f}
U
مسافت
Distanz
{f}
U
مسافت
Abstand
{m}
U
مسافت
Flugstrecke
{f}
U
مسافت پرواز
Entfernungsmesser
{m}
U
مسافت سنج
Taxameter
{n}
U
مسافت سنج تاکسی
Eisenbahnstrecke
{f}
U
مسافت راه آهن
Düsenmaschine
{f}
U
هواپیمای جت
Düsenflugzeug
{n}
U
هواپیمای جت
verlängern
U
دراز کردن
langfristig
<adj.>
U
دراز مدت
sehr lang
<adj.>
U
فوقالعاده دراز
strecken
U
دراز کردن
ausstrecken
U
دراز کردن
liegen
U
دراز کشیدن
dehnen
U
دراز کردن
ausbreiten
U
دراز کردن
Pendelstrecke
{f}
U
مسافت راه
[از خانه به سر کار]
Begleitflugzeug
{n}
U
هواپیمای اسکورت
Chartermaschine
{f}
U
هواپیمای دربست
Charterflugzeug
{n}
U
هواپیمای دربست
Begleitflugzeug
{n}
U
هواپیمای محافظ
Flugmodell
{n}
U
هواپیمای نمونه
Flugboot
{n}
U
هواپیمای آبی
Bordflugzeug
{n}
U
هواپیمای آبی
Beobachtungsflugzeug
{n}
U
هواپیمای دیدبانی
Passagierflugzeug
{n}
U
هواپیمای مسافربری
auf die Dauer
<adv.>
U
دراز مدت
[عاقبت ]
lang
<adj.>
U
دراز
[طولانی]
[بلند ]
weit
<adj.>
U
دراز
[طولانی]
[بلند ]
Plaudertasche
{f}
U
ادم روده دراز
Unbegrenzte Kilometer?
U
مسافت
[رانندگی با خودرو]
نا محدود
[است]
؟
Begleitjäger
{m}
U
هواپیمای شکاری اسکورت
Jäger
{m}
U
هواپیمای جنگنده
[ارتش]
Begleitjäger
{m}
U
هواپیمای شکاری محافظ
Bombenflugzeug
{n}
U
هواپیمای بمب افکن
Bomber
{m}
U
هواپیمای بمب افکن
Floskeln
{pl}
U
دراز نویسی
[پرگویی]
[گزافگویی]
Geschwafel
{n}
U
دراز نویسی
[پرگویی]
[گزافگویی]
Phrasen
{pl}
U
دراز نویسی
[پرگویی]
[گزافگویی]
Das ist eine Spirale ohne Ende!
این رشته سر دراز دارد.
ellenlang
<adj.>
U
فوقالعاده دراز
[اصطلاح روزمره]
Worthülsen
{pl}
U
دراز نویسی
[پرگویی]
[گزافگویی]
Kauderwelsch
{n}
U
دراز نویسی
[پرگویی]
[گزافگویی]
nichtssagende Floskeln
[Phrasen]
U
دراز نویسی
[گزافگویی]
بی معنی
Wortgeklingel
{n}
U
دراز نویسی
[گزافگویی]
آرایشی
Fachchinesisch
{n}
U
دراز نویسی
[گزافگویی]
فنی
Fachkauderwelsch
{n}
U
دراز نویسی
[گزافگویی]
فنی
Juristenkauderwelsch
{n}
U
دراز نویسی
[گزافگویی]
حقوقی
Fahrtenschreiber
{m}
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
Tachograph
{m}
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
Tachograf
{m}
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
Fahrtschreiber
{m}
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
Das Flugzeug nach ... fliegt um ... ab.
U
هواپیمای ... ساعت ... پرواز می کند.
Die Geschichte hat einen langen Bart.
U
داستان خیلی طول و دراز است.
Kilometerstand bei Abfahrt
[Ankunft]
U
اندازه مسافت طی شده در زمان حرکت
[ورود]
خودرو
Maschine
{f}
U
هواپیمای مسافربری
[با زمان پرواز مشخص]
Linienmaschine
{f}
U
هواپیمای مسافربری
[با زمان پرواز مشخص]
Linienflugzeug
{n}
U
هواپیمای مسافربری
[با زمان پرواز مشخص]
Pendler
{m}
U
کسی که هر روز از خانه به سر کار یک مسافت را رفت و آمد میکند
Pendler mit öffentlichen Verkehrsmitteln
U
رفت و آمد روزانه مسافت به سر کار با وسیله نقلیه عمومی
Ich habe den Anschluss verpasst.
U
من اتوبوس
[قطار هواپیمای]
رابط را از دست دادم.
Ich habe oft und lange darüber nachgedacht.
U
خیلی عمیق و دراز مدت درباره اش فکر کردم.
Öffi-Pendler
{m}
U
رفت و آمد روزانه مسافت به سر کار با وسیله نقلیه عمومی
[اصطلاح روزمره]
Langfristig verstopft fettreiche Ernährung die Arterien.
U
در دراز مدت مواد غذایی پر چربی باعث گرفتگی رگها می شوند .
Die Schwester drehte den Patienten auf die Seite und fragte ihn, ob er auch bequem liege.
U
پرستار بیمار را روی پهلو چرخاند و از او پرسید که آیا راحت
[دراز کشیده]
است.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com