Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 23 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
gleichfalls
<adv.>
همچنین
auch
<adv.>
U
همچنین
[نیز]
[هم]
[بعلاوه ]
ebenso
<adv.>
U
همچنین
[نیز]
[هم]
[بعلاوه ]
ebenso
<adv.>
U
همچنین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Gleichfalls.
به همچنین.
ebenso
<adv.>
U
به همچنین
um nicht zu sagen...
<idiom>
U
و همچنین ...
Danke gleichfalls!
ممنون، به همچنین!
Atmung
{f}
U
دم زنی
[تنفس]
[همچنین پزشکی]
Das sieht ihr überhaupt nicht ähnlich.
U
او
[زن]
اصلا همچنین رفتاری ندارد.
Atmen
{n}
U
دم زنی
[تنفس]
[همچنین پزشکی]
Kein Anschluss unter dieser Nummer.
U
همچنین شماره تلفنی وجود ندارد.
aufeinander zugehen
U
به هم نزدیک شدن
[همچنین اصطلاح مجازی]
ächzen
U
ناله کردن
[همچنین اصطلاح مجازی]
zündeln
U
با آتش بازی کردن
[همچنین اصطلاح مجازی]
Sie ist auch eine geschätzte Kollegin.
U
او
[زن]
همچنین یک همکار ارزشمندی است.
[اصطلاح رسمی و در نوشتنی]
eins auf die Finger kriegen
<idiom>
U
روی دست خوردن
[که کاری را نکند]
[همچنین مجازی]
Weichensteller
{m}
U
تغییر مسیر دهنده
[همچنین اصطلاح مجازی]
[راه آهن]
ächzen
U
صدای لولای روغن نخورده دادن
[همچنین اصطلاح مجازی]
seine Muskeln spielen lassen
U
با ماهیچه های خود قدرتنمایی کردن
[همچنین اصطلاح مجازی]
Rauchen macht krank und es ist auch teuer.
U
سیگار کشیدن شما را بیمار می کند و این همچنین گران است.
seine Spuren verwischen
U
ردهای خود را پشت سر خود پاک کردن
[همچنین اصطلاح مجازی]
Jemanden mit Jemandem verkuppeln
U
کسی را با کسی دیگر زوج کردن
[برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر]
[همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
[اصطلاح روزمره]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com