Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
So schwierig die Umstände auch sein mögen, ...
U
هر قدر هم که شرایط دشوار هستند، ...
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
schwer zu durchschauen
<adj.>
U
دشوار
kompliziert
<adj.>
U
دشوار
in einer peinlichen Lage sein
<idiom>
U
در وضعیتی دشوار بودن
Dilemma
{n}
U
وضع دشوار
[معمای غیرقابل حل]
unfassbar
<adj.>
U
بغرنج
[دشوار]
[شگفت انگیز]
[سرگیجه آور]
verblüffend
<adj.>
U
بغرنج || دشوار || شگفت انگیز || سرگیجه آور
geeignete Bedingungen
U
شرایط مناسب
Notfall
{m}
U
شرایط اضطراری
Zugzwang
{m}
U
شرایط سخت
übliche Bedingungen
U
شرایط معمول
Ernstfall
{m}
U
شرایط خطرناک
Wettbewerbsbedingungen
{pl}
U
شرایط رقابت
Nutzungsbedingungen
{pl}
U
شرایط کاربرد
unter Zugzwang stehen
U
در شرایط سخت بودن
Ausnahmezustand
{m}
U
شرایط غیر عادی
Bedingungen auferlegen
U
با شرایط سنگین بارکردن
in Zugzwang geraten
U
در شرایط سخت قرار گرفتن
Umschuldung
{f}
U
تجدید نظر در شرایط وام
Jemanden in Zugzwang bringen
U
کسی را در شرایط سخت گذاشتن
von bestimmten Bedingungen abhängig machen
U
مبتنی کردن به شرایط ویژه ای
bedingt
<adj.>
U
دارای شرایط لازم
[شایسته]
[مشروط]
nicht uneingeschränkt
<adj.>
U
دارای شرایط لازم
[شایسته]
[مشروط]
Bedingungen erfüllen
U
شرایط را برآورده کردن
[ریاضی]
[فیزیک]
unter Vorbehalt
<adj.>
U
دارای شرایط لازم
[شایسته]
[مشروط]
Wir können die Waren zu diesem Preis nicht abgeben.
U
با این شرایط
[بها]
کالا ارایه نمیشود.
Friedensforschung
{f}
U
کاوش علمی برای تامین شرایط صلح
die konsequente Anwendung der Auswahlkriterien
U
سازگاری و هماهنگی در استفاده از معیارهای واجد شرایط
Die Straßen sind verstopft.
U
جاده ها مسدود هستند.
Sie sind gleichwertig
[ebenbürtig]
.
U
آنها همتراز هستند.
Es ist Sache des Gerichts, die Bedingungen festzulegen.
U
این مربوط به دادگاه می شود که شرایط را تعیین کند.
Sind morgen die Geschäfte offen?
U
فردا مغازه هاباز هستند؟
ungleiche Brüder
{pl}
U
اشخاصی که اسما برادر هستند.
Sind wir vollzählig?
U
همه کاملا اینجا هستند؟
Das sind unsere Plätze.
U
این جاها مال ما هستند.
[an einem Ort]
hausen
U
در شرایط مسکنی خیلی بد زندگی کردن
[اصطلاح تحقیر کننده ]
Anforderungen an gesunde Lebens- und Arbeitsbedingungen
U
خواسته هایی از فراهم نمودن شرایط زندگی و کار سالم
Jungen sind nun einmal so.
U
پسرها حالا دیگه اینطور هستند.
Die Zwillinge sehen sich zum Verwechseln ähnlich.
U
دوقلوها خیلی شبیه یکدیگر هستند.
Die Mannschaften sind punktgleich.
U
تیم ها در امتیاز مساوی
[جفت]
هستند.
Viele Amerikaner sind Nachkommen von Einwanderern.
U
خیلی از آمریکایی ها اولاد مهاجرها هستند.
Die Läufer sind einander ebenbürtig.
U
این دوندگان با هم همتا
[برابر]
هستند.
weitere 50 sind geplant
U
۵۰ تای دیگر مورد انتظار هستند
Dualismus
{m}
U
اعتقاد به اینکه تن و خرد دو هستی جداگانه هستند
Ich nehme die dir mal ab.
U
من آنها را
[که دردستت هستند]
از تو می گیرم
[برای کمک]
.
Was sind die wichtigsten Änderungen gegenüber den bisherigen Regelungen?
U
تغییرات اصلی نصبت به قوانین قبلی چه هستند؟
Sie betreiben ganz offen seinen Rausschmiss.
U
آنها آشکارا به دنبال اخراج شدن او هستند.
ein plötzliches Schuldgefühl verspüren
U
ناگهانی احساس بکنند که گناه کار هستند
Die Sheltand Inseln sind nördlich von Schottland.
U
جزیره های شلتند در شمال اسکاتلند هستند.
Die Gefangenen der Terrormiliz waren einer unmenschlichen Behandlung ausgesetzt.
U
زندانیان گروه شبه نظامی تروریستی در شرایط غیرانسانی بازداشت شده بودند.
Rentner und alleinstehende Frauen sind ein bevorzugtes Ziel von Kriminellen.
U
بازنشستگان و زنان منفرد هدف ارجح جنایتکاران هستند.
Zwischen 1 und 2 liegen Welten.
<idiom>
U
۱ و ۲ یک دنیا باهم فرق دارند
[بسیار متفاوت هستند]
.
Wo liegen die eigentlichen Gründe für die anhaltend hohe Arbeitslosigkeit im Iran?
U
دلایل اساسی برای بیکاری مداوما زیاد در ایران چه هستند؟
Nun, da wir vollzählig
[versammelt]
sind, können wir ja anfangen.
U
خوب حالا که همه اینجا هستند ما می توانیم شروع کنیم.
Es bleibt der Zukunft vorbehalten, die Studie unter besser kontrollierten Bedingungen zu wiederholen.
U
این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
Die Kirschen in Nachbars Garten schmecken immer süßer.
<proverb>
U
مرغ همسایه غازه
[مردم دیگر همیشه در موقعیت بهتری هستند.]
Diese Gespräche sind für die Zukunft des Friedensprozesses entscheidend.
U
این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم
[حیاتی]
هستند.
falscher Freund
U
واژه ای در دو زبان که شبیه به هم هستند اما معنی آنها کاملا فرق دارد.
Verbreitete Symptome für Diabetes sind Gewichtsverlust und Müdigkeit.
U
نشانه های رایج بیماری قند از دست دادن وزن و خستگی هستند.
Mannschaft A liegt punktegleich mit Mannschaft B auf Platz zwei der Tabelle.
U
تیم آ با تیم ب برای رتبه دوم در جدول هم امتیاز هستند.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com