Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
nicht länger
U
نه بیشتر
[زمانی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
mehr
<adj.>
<adv.>
U
بیشتر
Nur zu!
U
خدا بیشتر قدرت بده!
A- Du meinst ich sollte zwei Tage für die Prüfung üben, um sie zu bestehen. Ich werde drei Tage dafür üben. B- Dann, nur zu!
U
الف - منظورت اینست که من باید دو روز تمرین کنم تا امتحان را قبول بشوم. من سه روز تمرین خواهم کرد. ب - خوب پس خدا بیشتر قدرت بده!
Likör
{m}
U
لیکور
[ مشروب شیرین و با طعم میوه یا بادم که بیشتر در آشپزی استفاده می شود]
[ آشپزی]
eine Kurve schneiden
<idiom>
U
در پیچ جاده ای ماشین را به درون راه راندن تا با سرعت بیشتر رانندگی بشود
[اصطلاح روزمره]
noch
<adj.>
U
بیشتر
Der letzte Sprecher überzog um eine halbe Stunde.
U
سخنگوی قبلی نیم ساعت بیشتر از سهم زمانش صحبت کرد.
Beamte werden an jenen Standorten postiert, wo sie am meisten gebraucht werden.
U
افسران به مکان هایی که آنها بیشتر مورد نیازباشند مستقر شده اند.
die Hürde reißen
U
بیشتر
[بالاتر]
از سرحد رفتن
[اصطلاح مجازی]
Es ist teurer als ich mir vorgestellt hatte.
U
این قیمتش بیشتر از مقداری که در نظر داشتم است.
Einknicken
{n}
[Lkw mit Anhänger oder Sattelanhänger]
U
تا شدن
[به ۹۰ درجه و بیشتر ]
کامیون در حال حرکت
[با تریلر یا تریلر مسقف]
Da muss ich etwas weiter ausholen.
U
این نیاز به کمی پیش زمینه
[توضیح بیشتر]
دارد.
Du musst mehr auf deine Ernährung achten und dich mehr bewegen.
U
تو باید بیشتر به تغذیه خود توجه و بیشتر ورزش بکنی.
Ich bin über 50 Jahre alt.
U
من ۵۰ سال بیشتر دارم.
so viele wie nirgendwo sonst
<adv.>
U
بیشتر از هر جای دیگر
eher ... als
U
بیشتر ...تا
[ترجیحا ... تا]
Noch mehr Geld ist nicht die Antwort auf dieses Problem.
U
پول بیشتر حل این مسئله نیست.
nicht mehr
U
دیگر نه
[بیشتر نه]
Lastzüge zusammenfalten
U
تا شدن کامیون در جاده
[بیشتر در تصادفات]
Den Appetit holt man sich auswärts, aber gegessen wird zu Hause.
<proverb>
U
بیرون ما را به اشتها می آورند اما در خانه غذا می خوریم.
[ضرب المثل بیشتر مربوط به سکس تا غذا]
{m}
U
برای گزینه های بیشتر (
Sie hat mehr Schuld als die anderen.
U
او
[زن]
بیشتر از دیگران گناه کار
[مقصر]
است.
immer mehr
U
بیشتر و بیشتر
nicht ausleihbare
[entlehnbare]
Medien
U
اجناسی که قرض داده نمی شوند
[بیشتر در کتابخانه]
Jemanden ins Restaurant einladen
U
کسی را برای شام به رستوران دعوت کرن
[بیشتر دوست دختر و پسر]
weiterführende Informationen
U
آگاهی بیشتر
weitere Informationen
U
آگاهی بیشتر
etwas
[Akkusativ]
[aus Kostengründen]
ins Ausland verlagern
U
چیزی را
[برای سود بیشتر]
به خارج
[از کشور]
بردن
[اقتصاد]
überdurchschnittlich
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
über dem Durchschnitt
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
über dem Schnitt
[Durchschnitt]
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
über Durchschnitt
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
überm Durchschnitt
[umgangssprache]
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
Buchstaben
[Text]
sperren
U
فاصله گذاری
[بین حروف را بیشتر کردن]
[رایانه شناسی ]
[چاپ]
gesperrt setzen
U
فاصله گذاری
[بین حروف را بیشتر کردن]
[رایانه شناسی ]
[چاپ]
häufiger als je zuvor
<adv.>
U
نسبت به سابق خیلی بیشتر اوقات
wie zum Hohn
<idiom>
U
با بیشتر کردن زیان به وسیله تحقیر و مسخره
Komponist
{m}
U
آهنگ ساز
[بیشتر موسیقی کلاسیک]
Tondichter
{m}
U
آهنگ ساز
[بیشتر موسیقی کلاسیک]
Weiterentwicklung
{f}
پیشرفت بیشتر
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com