Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 19 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
nicht aufzutreiben
U
نمیشود گیر آورد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Andenken
{n}
U
ره آورد
Abholung
{f}
U
رفت و آورد
Folgen
{pl}
U
دست آورد ها
Er machte dem Hund das Halsband ab .
U
او
[مرد]
قلاده را از گردن سگ در آورد.
Geld allein macht nicht glücklich.
U
پول خوشبختی نمی آورد.
Der Mensch bringt Unglück.
U
این آدم بدشانسی می آورد.
Daraufhin erfolgte der Zugriff.
U
آن موقع بود که پلیس هجوم آورد.
Seeluft
[Bergluft]
macht hungrig.
U
هوای دریایی
[کوهستانی]
گشنگی می آورد.
Geld allein macht nicht glücklich.
<proverb>
U
پول خوشبختی نمی آورد.
[ضرب المثل]
Mitbringsel
{n}
U
یادگاری
[وقتی که کسی از جایی با خود می آورد]
Souvenir
{n}
U
یادگاری
[وقتی که کسی از جایی با خود می آورد]
Andenken
{n}
U
یادگاری
[وقتی که کسی از جایی با خود می آورد]
Er ist ihm nicht gewachsen.
<idiom>
U
او حریفش نمیشود.
Er erlangte dadurch Berühmtheit, dass er im Fernsehen auftrat.
U
او
[مرد]
با ظاهر شدن در تلویزیون جلال
[شهرت]
به دست آورد.
Man kann sich nicht auf ihn verlassen.
U
نمیشود به او
[مرد]
اتکا کرد.
Ohne Fleiß kein Preis
<proverb>
U
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
Wir können die Waren zu diesem Preis nicht abgeben.
U
با این شرایط
[بها]
کالا ارایه نمیشود.
das Maul aufreißen
<idiom>
U
چیزهایی را بگویند که به مردم نباید گفت
[مثال چقدر پول درمی آورد ماهانه]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com