Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Ich möchte ein Doppelzimmer.
U
من یک اتاق دو نفره می خواهم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Ich möchte ein Einzelzimmer.
U
من یک اتاق یک نفره می خواهم.
Other Matches
Einbettzimmer
{n}
U
اتاق یک نفره
Einzelzimmer
{n}
U
اتاق یک نفره
Ich möchte ein Doppelbettzimmer.
U
من یک اتاق با یک تخت دو نفره میخواهم.
Ich möchte ein Zimmer für drei Personen.
U
من یک اتاق برای سه نفر می خواهم.
Ich möchte ein Zimmer für drei Nächte reservieren.
U
من می خواهم یک اتاق برای سه شب رزرو کنم.
Ich möchte ein Zimmer für morgen reservieren.
U
من می خواهم یک اتاق برای فردا رزرو کنم.
Ich möchte ein Zimmer für den einundzwanzigsten Juni reservieren.
U
من می خواهم یک اتاق برای ۲۱ ژوین رزرو کنم.
Ich möchte ein Zimmer für eine Person
[zwei Personen]
reservieren.
U
من می خواهم یک اتاق برای یک نفر
[دو نفر]
رزرو کنم.
Ich werde dazu ein Cisco-Ticket eröffnen und im Laufe des Tages eine Statusrückmeldung dazu geben.
U
من یک سیسکو تیکت باز خواهم کرد و در طول روز وضعیت آن را هم اعلام خواهم کرد.
Einzelbett
{n}
U
تختخواب یک نفره
Einzelbett
{n}
U
تخت یک نفره
Doppelbett
{n}
U
تختخواب دو نفره
französische Liege
{f}
U
تخت دو نفره با یک دشک
Französisches Bett
{n}
U
تخت دو نفره با یک دشک
Einzelzelle
{f}
U
سلول یک نفره
[زندان]
Coupé
{n}
U
اتومبیل کورسی دو نفره
Einzelkabine
{f}
U
کابین یک نفره
[کشتی]
Einsitzer
{m}
U
وسیله نقلیه یک نفره
Ich möchte etwas zum Essen.
من غذا می خواهم.
Ich möchte einen Liegewagenplatz.
U
من یک تختک می خواهم.
Ich möchte zwei Sitzplätze.
U
من دو تا نشیمنگاه می خواهم.
Damendoppel
{n}
U
بازی دو نفره زنان
[تنیس]
Einmannbetrieb
{m}
U
کارگاه یک نفره
[بدون کارگر]
zu viert verreisen
U
چهار نفره سفر کردن
Ich möchte noch eine Nacht bleiben.
U
من یک شب دیگر می خواهم بمانم.
Ich möchte mich beschweren.
U
من می خواهم شکایت بکنم.
Ich möchte nach Schiraz.
U
من می خواهم به شیراز بروم.
Ich möchte ein Zweibett-Schlafabteil.
U
من یک واگن با دو تختخواب می خواهم.
Ich brauche Benzin.
U
می خواهم بنزین بزنم.
Ich möchte gerne zu Herrn ...
U
من می خواهم آقای ... را ببینم.
Ich möchte ein Auto mieten.
U
من یک خودرو می خواهم کرایه کنم.
Ich möchte meine Reservierung bestätigen.
U
من می خواهم رزروم را تایید کنم.
Nichts für ungut!
U
نمی خواهم توهین کنم!
Ich gehe der Sache nach.
U
من موضوع را دنبال خواهم کرد.
Ich möchte meine Reservierung stornieren.
U
من می خواهم رزروم را لغو بکنم.
Ich möchte meine Reservierung ändern.
U
من می خواهم رزروم را تغییر بدهم.
Zuerst möchte ich sagen, dass ...
U
نخستین همه می خواهم بگویم که ...
Ich möchte gerne zu Herrn ...
U
من می خواهم آقای ... را ملاقات کنم.
Ich möchte einen Sitzplatz am Gang.
U
من یک صندلی نزدیک به راهرو می خواهم.
Ich möchte einen Sitzplatz am Fenster.
U
من یک صندلی کنار پنجره می خواهم.
Ich möchte einen Sitzplatz reservieren.
U
من می خواهم یک نشیمنگاه رزرو بکنم.
Ich möchte einen Schlafwagenplatz.
U
من یک جا در واگن تختخواب دار می خواهم.
Bolero
{m}
U
بولرو
[نوعی رقص اسپانیولی یک نفره یا دونفره]
Doppelspiel
{n}
U
بازی دو نفره
[مثل تنیس، پینگ پونگ]
an die Reihe kommen
U
نوبت کسی شدن
[در صف یا بازی چند نفره]
Ich möchte mich ausziehen.
U
من می خواهم
[لخت بشوم]
لباسهایم را در بیاورم.
Ich will Sie nicht länger aufhalten.
U
نمی خواهم که خیلی معطلتان کنم.
Eine Fahrkarte nach Abadan.
U
یک بلیط
[قطار یا اتوبوس]
به آبادان می خواهم.
Ich möchte mein eigenes Zuhause haben.
U
من منزل خودم را می خواهم داشته باشم.
Ich werde es mir überlegen.
U
در این خصوص فکر خواهم کرد.
Lassen Sie sich nicht abhalten!
U
نمی خواهم مزاحم شما باشم!
Ich werde dir zuliebe darauf verzichten.
U
من بخاطر تواز آن دست خواهم برداشت.
Ich mache das schon.
U
من این کار را انجام خواهم داد.
Ich werde einen Prozess anstrengen.
U
من دعوی حقوقی را آغاز خواهم کرد.
Ich möchte meine Internt Wertkarte wiederaufladen.
U
کارت اینترنتی ام را می خواهم دوباره شارژ بکنم.
Ich will mich dazu nicht äußern.
U
من نمی خواهم در باره آن مورد نظری بدهم.
Ich möchte mir alte Münzen ansehen.
U
من می خواهم سکه های قدیمی را تماشا کنم.
Wenn ich nur daran denke, kommt es mir schon hoch!
U
وقتی که بهش فکر می کنم می خواهم بالا بیاورم!
Ich möchte morgen früh
[mittag, abend]
um ... Uhr abfahren.
U
من می خواهم فردا صبح
[ظهر شب]
ساعت ... حرکت کنم.
Sie müssen mich anhören.
U
شما باید به من گوش بکنید
[ببینید چی می خواهم بگویم]
.
Ich brauche bleifrei
[Normal, Super, Diesel]
.
U
بنزین بدون سرب
[معمولی. سوپر. دیزل]
می خواهم بزنم.
Ich werde ihn morgen anrufen - oder nein, ich versuch's gleich.
U
من فردا با او
[مرد]
تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
Zimmer
{n}
U
اتاق
Falltür
{f}
U
در کف اتاق
Boden
{m}
U
کف اتاق
Raum
{m}
U
اتاق
Fußboden
{m}
U
کف اتاق
Dachstube
{f}
U
اتاق زیرشیوانی
Familienzimmer
{n}
U
اتاق خوانوادگی
Badezimmer
{n}
U
اتاق حمام
Doppelzimmer
{n}
U
اتاق دونفره
Arbeitszimmer
{n}
U
اتاق مطالعه
Bootsvermietung
{f}
U
کرایه اتاق
Einzelzimmer
{n}
U
اتاق یکنفره
Was für ein charmantes Zimmer!
U
چه اتاق فریبایی!
Kreißsaal
{m}
U
اتاق زایمان
Besprechungszimmer
{n}
U
اتاق کنفرانس
Diele
{f}
U
تخته کف اتاق
Hobbyraum
{m}
U
اتاق سرگرمی
Empfangszimmer
{n}
U
اتاق پذیرایی
Fremdenzimmer
{n}
U
اتاق اجاره ای
Schwesternzimmer
{n}
U
اتاق پرستار
Verhandlungssaal
{m}
U
اتاق دادگاه
Einbettzimmer
{n}
U
اتاق یک تختخوابه
Kinderzimmer
{n}
اتاق بچه
Beratungszimmer
{n}
U
اتاق مشاوره
Ankleideraum
{m}
U
اتاق رخت کن
Doppelzimmer
{n}
U
اتاق دو تخته
Estrich
{m}
U
مصالح کف اتاق
Ankleidezimmer
{n}
U
اتاق رخت کن
Fußbodenbelag
{m}
U
پوشش کف اتاق
Fußbodenbelag
{m}
U
کف پوش اتاق
Billardzimmer
{n}
U
اتاق بیلیارد
Bohnerwachs
{n}
U
واکس کف اتاق
Wartezimmer
{n}
U
اتاق انتظار
Amtsstube
{f}
U
اتاق اداره
Bootsverleih
{m}
U
کرایه اتاق
Folterkammer
{f}
U
اتاق شکنجه
Amtsstube
{f}
U
اتاق دفتر
Notfallaufnahme
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Rettungsstelle
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Es gibt kein
[warmes]
Wasser.
U
آب
[گرم]
نیست.
[در اتاق]
Notfallstation
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Klausur
{f}
U
اتاق راهبان
[دین]
nicht an der Tastatur
U
دور از کامیوتر
[در اتاق چت]
abwesend vom Computer
U
دور از کامیوتر
[در اتاق چت]
Operationsschwester
{f}
U
پرستار اتاق عمل
Arbeitszimmer
{n}
U
اتاق کار
[کارگاه ]
Dachboden
{m}
U
اتاق زیر شیروانی
Dachkammer
{f}
U
اتاق زیر شیروانی
Ich nehme es.
U
من این
[اتاق]
را برمیدارم.
Dachstube
{f}
U
اتاق زیر شیروانی
Cockpit
{n}
U
اتاق خلبان
[هواپیما]
Erker
{m}
U
شاه نشین
[اتاق]
OP-Schwester
{f}
U
پرستار اتاق عمل
Coupé
{n}
U
اتاق داخل ترن
Notaufnahme
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Ich möchte ein Dreibettzimmer.
U
من یک اتاق سه تخته میخواهم.
eigenes Bad
U
با حمام
[اتاق هتل]
Notaufnahmestelle
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Unfallstation
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Dreibettzimmer
{n}
U
اتاق سه تخت خوابه
Es gibt ein Problem mit meinem Zimmer.
U
اتاق من اشکال دارد.
Das Zimmer ist schmutzig.
U
اتاق کثیف است.
Damespiel
{n}
U
بازی دام
[نوعی بازی دو نفره با مهره های سفید و سیاه]
Maria ist im Zimmer nebenan.
U
ماری در اتاق پهلویی است.
Bleikammerverfahren
{n}
U
فرایند اتاق سربی
[شیمی]
Rinder
[Zimmer]
in übelstem Zustand
U
دام
[اتاق]
در بدترین وضعیت
Das Zimmer ist laut.
U
اتاق
[در جای]
پر سروصدایی است.
Das Zimmer ist verraucht.
U
اتاق دود گرفته است.
Das Zimmer ist stinkig.
U
اتاق بوی گند می دهد.
Das Zimmer ist verschimmelt.
U
اتاق کپک زده است.
Kochnische
{f}
U
گوشه اتاق برای آشپزی
Haben Sie etwas größeres?
U
بزرگتر از این دارید؟
[اتاق]
Haben Sie etwas kleineres?
U
کوچکتر از این دارید؟
[اتاق]
Haben Sie etwas besseres?
U
بهتر از این دارید؟
[اتاق]
Haben Sie etwas günstigeres?
U
ارزانتر از این دارید؟
[اتاق]
Darf ich ein Zimmer sehen?
U
اجازه دارم یک اتاق را ببینم؟
Haben Sie etwas helleres?
U
روشنتر از این دارید؟
[اتاق]
Haben Sie etwas ruhigeres?
U
ساکت تر از این دارید؟
[اتاق]
Haben Sie etwas mit Aussicht?
U
با منظره دارید؟
[اتاق هتل]
Haben Sie ein Zimmer?
U
یک اتاق دارید؟
[گفتگو روزمره]
Arbeitszimmer
{n}
U
اتاق کار یا تدریس
[در خانه]
gemischtes Mehrbettzimmer
{n}
U
اتاق چند خوابه مختلط
Eines Tages möchte ich ein Pferd haben, das ganz mir gehört.
U
روزی من می خواهم یک اسب داشته باشم که شخصا به من تعلق داشته باشد.
Bett im Mehrbettzimmer
{n}
U
تخت خواب در اتاق چند تختخوابه
Ich möchte ein Zimmer für eine Nacht reservieren.
U
من میخواهم یک اتاق برای یک شب رزرو کنم.
Haben Sie etwas auf einer niedrigeren Etage?
U
در طبقه پایینتر دارید؟
[اتاق هتل]
Haben Sie etwas auf einer höheren Etage?
U
در طبفه بالاتر دارید؟
[اتاق هتل]
Bude
{f}
U
اتاق خصوصی
[در خانه]
[اصطلاح روزمره]
Wir müssen das Zimmer in Ordnung bringen.
U
ما باید اتاق را آماده
[مرتب]
کنیم.
Das Zimmer ist muffig.
U
اتاق بوی ناگرفته پوسیده دارد.
Dachbodenleiter
{f}
U
پلکلان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Dachbodenleiter
{f}
U
نردبان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Darf ich ein anderes Zimmer sehen?
U
اجازه دارم یک اتاق دیگری ببینم؟
nur mit Waschbecken
U
فقط با دست شویی
[اتاق در هتل ]
Wie viel Betten pro Zimmer?
U
چند تا تخت خواب در هر اتاق
[هست]
؟
Das Zimmer ist zu heiss
[kalt]
.
U
اتاق بیش از حد داغ
[سرد]
است.
mieten
U
اجاره کردن
[اتاق و آپارتمان و غیره]
Wann muss ich das Zimmer verlassen?
U
کی باید از اتاق
[هتل ]
بیایم بیرون؟
mieten
U
کرایه کردن
[اتاق و آپارتمان و غیره]
Wie kann ich das Zimmer kühler
[wärmer]
machen?
U
چطور می توانم اتاق را سردتر
[گرمتر]
بکنم؟
Zimmer frei
U
اتاق برای اجاره
[در خانه شخصی]
[در آگهی]
Wie viel kostet ihr günstigstes Zimmer?
U
قیمت ارزانترین اتاق شما چقدر است؟
Wie viel kostet ein Zimmer für zwei Personen?
U
بهای یک اتاق برای دو نفر چقدر است؟
Haben Sie WLAN im Zimmer?
U
شبکه بیسیم رایانه در اتاق دارید؟
[در هتل]
Gästezimmer
{n}
U
اتاق برای اجاره
[در خانه شخصی]
[در آگهی]
Privatzimmer
{n}
U
اتاق برای اجاره
[در خانه شخصی]
[در آگهی]
Suite
{f}
U
اتاق
[با آشپزخانه کوچک و حمام و میز نهار]
Hotelzimmer sind dort ziemlich teuer.
U
قیمت
[اتاق]
هتل آنجا واقعا گران است.
Mehrbettzimmer nur für Frauen
U
اتاق چند تخت خوابه فقط برای بانوان
fliessendes Wasser
U
دستشویی در اتاق است ولی توالت و حمام نیست
[مهمانسرا]
Haben Sie ein rollstuhl-gängiges Zimmer?
U
شما یک اتاق که قابل دسترس صندلی چرخ دار باشد دارید؟
Nach dem Essen zieht er sich gerne in sein Arbeitszimmer zurück.
U
پس از شام او
[مرد]
دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
A- Du meinst ich sollte zwei Tage für die Prüfung üben, um sie zu bestehen. Ich werde drei Tage dafür üben. B- Dann, nur zu!
U
الف - منظورت اینست که من باید دو روز تمرین کنم تا امتحان را قبول بشوم. من سه روز تمرین خواهم کرد. ب - خوب پس خدا بیشتر قدرت بده!
Lasterhöhle
{f}
U
اتاق ترسناک و وحشتناک
[اصطلاح تحقیر آمیز]
[اصطلاح روزمره]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com