Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 99 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Ich möchte einen Sitzplatz reservieren. U من می خواهم یک نشیمنگاه رزرو بکنم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Brauche ich eine Reservierung? U باید رزرو بکنم؟
Ich möchte zwei Sitzplätze. U من دو تا نشیمنگاه می خواهم.
Ich möchte mich beschweren. U من می خواهم شکایت بکنم.
Ich möchte meine Reservierung stornieren. U من می خواهم رزروم را لغو بکنم.
Ich möchte meine Internt Wertkarte wiederaufladen. U کارت اینترنتی ام را می خواهم دوباره شارژ بکنم.
Ich möchte ein Zimmer für drei Nächte reservieren. U من می خواهم یک اتاق برای سه شب رزرو کنم.
Ich möchte ein Zimmer für morgen reservieren. U من می خواهم یک اتاق برای فردا رزرو کنم.
Ich möchte ein Zimmer für den einundzwanzigsten Juni reservieren. U من می خواهم یک اتاق برای ۲۱ ژوین رزرو کنم.
Ich möchte ein Zimmer für eine Person [zwei Personen] reservieren. U من می خواهم یک اتاق برای یک نفر [دو نفر] رزرو کنم.
Ich werde dazu ein Cisco-Ticket eröffnen und im Laufe des Tages eine Statusrückmeldung dazu geben. U من یک سیسکو تیکت باز خواهم کرد و در طول روز وضعیت آن را هم اعلام خواهم کرد.
Sitzplatz {m} U نشیمنگاه
Brille {f} U نشیمنگاه مستراح فرنگی
Gestatten Sie mir eine Frage? U اجازه می دهید یک سئوال بکنم؟
Ich bin froh, dass ich helfen konnte. U خوشحالم که تونستم کمکی بکنم.
Ich kann wirklich nichts dafür. <idiom> U من واقعا نمیتونم کمکی بکنم.
Kann ich Sie darauf festnageln? U شما را به این متعهد بکنم؟
Toilette {f} U نشیمنگاه توالت و دستشویی وآرایش گاه
Kann ich später auschecken? U می توانم بعدا تصفیه حساب بکنم؟
Ich wäre auch von allein darauf gekommen. U من خودم تنهایی می توانستم فکرش را بکنم.
Mir sind die Hände gebunden. <idiom> U نمی توانم [کاری] کمکی بکنم.
Ich muss heute studieren. من امروز باید درس بخوانم. [مطالعه بکنم]
Wie kann ich das Zimmer kühler [wärmer] machen? U چطور می توانم اتاق را سردتر [گرمتر] بکنم؟
Ich kann damit nichts anfangen. U من نمی دونم باهاش چه کار باید بکنم.
Ich gedenke nicht, je wieder mit ihr zu arbeiten. U من تصور نمی کنم با او [زن] دوباره کار بکنم.
Bestellung {f} U رزرو
Buchung {f} U رزرو
Reservierung {f} U رزرو
Ich muss zugeben, von Computern verstehe ich nichts. U من باید اعتراف بکنم که از رایانه چیزی نمی فهمم.
Darf ich mich auf Sie berufen? U اجازه میدهید شما را بعنوان معرف ذکر بکنم؟
Das muss ich rot anstreichen. U من باید یادداشت ویژه ای برای این مورد بکنم.
Buchungsmaschine {f} U دستگاه رزرو جا
Buchungsbeleg {m} U قبض رزرو جا
Platzkarte {f} U بلیط رزرو جا
Buchungsfehler {m} U اشتباه در رزرو جا
Buchungsnummer {f} U شماره رزرو جا
Ich muss gestehen, dass ich gegen ihn irgendwie voreingenommen bin. U من باید اعتراف بکنم که تا حدی تمایل به تنفر از او [مرد] را دارم.
Er lässt mich die ganze schwere Arbeit allein machen. U او [مرد] میگذارد که من تمام کار سخت را خودم تنهایی بکنم.
etwas [Akkusativ] buchen U چیزی را رزرو کردن
etwas [Akkusativ] bestellen U چیزی را رزرو کردن
Ich habe eine Reservierung. U من رزرو کردم. [هتل]
etwas [Akkusativ] vorbestellen U چیزی را رزرو کردن
einen Flug buchen U یک پرواز رزرو کردن
etwas [Akkusativ] reservieren U چیزی را رزرو کردن
Buchung {f} U رزرو جا [در اتومبیل ، کشتی و غیره]
Kostet das eine Gebühr? U جریمه دارد؟ [لغو رزرو]
Was ist die Stornierungsbedingung? U شرط ابطال [رزرو] چه است؟
Haben Sie die Reservierung gefunden? U رزرو را [ در فهرست ] پیدا کردید؟
Ich möchte ein wenig ausholen und erläutern wie ... U به من اجازه بدهید از اول داستان در گذشته شروع بکنم و توضیح بدهم که چطور ...
Ich kann mir nicht vorstellen, dass er mit dieser Arbeit zurechtkommt. U من نمی توانم در ذهنم مجسم بکنم که او [مرد] ازعهده این کار بر آید.
Die Reservierung ist für den vierzehnten August. U رزرو برای چهاردهم اوت است.
Ich möchte ein Zimmer für eine Nacht reservieren. U من میخواهم یک اتاق برای یک شب رزرو کنم.
Die Reservierung ist für Montag nächster Woche. U رزرو برای دوشنبه هفته آینده است.
ausgebucht U همه اتاقها رزرو شده اند [در هتل]
Reserviert U رزرو شده [علامت روی میز رستوران]
Ich möchte etwas zum Essen. من غذا می خواهم.
Ich möchte einen Liegewagenplatz. U من یک تختک می خواهم.
Können Sie bitte mein nächstes Hotel anrufen zum Reservieren? U می توانید شما به هتل بعدی من برای رزرو زنگ بزنید؟
Stammtisch U میز رزرو شده مهمانهایی که مرتب به رستوران می آیند [علامت]
Kann ich mit einer Kreditkarte reservieren, und mit Bargeld bezahlen? U میتوانم با کارت اعتبار رزرو و با پول نقد پرداخت کنم؟
Ich möchte ein Einzelzimmer. U من یک اتاق یک نفره می خواهم.
Ich möchte ein Doppelzimmer. U من یک اتاق دو نفره می خواهم.
Ich möchte noch eine Nacht bleiben. U من یک شب دیگر می خواهم بمانم.
Ich möchte gerne zu Herrn ... U من می خواهم آقای ... را ببینم.
Ich möchte ein Zweibett-Schlafabteil. U من یک واگن با دو تختخواب می خواهم.
Ich möchte nach Schiraz. U من می خواهم به شیراز بروم.
Ich brauche Benzin. U می خواهم بنزین بزنم.
Zuerst möchte ich sagen, dass ... U نخستین همه می خواهم بگویم که ...
Nichts für ungut! U نمی خواهم توهین کنم!
Ich möchte gerne zu Herrn ... U من می خواهم آقای ... را ملاقات کنم.
Ich gehe der Sache nach. U من موضوع را دنبال خواهم کرد.
Ich möchte meine Reservierung bestätigen. U من می خواهم رزروم را تایید کنم.
Ich möchte meine Reservierung ändern. U من می خواهم رزروم را تغییر بدهم.
Ich möchte einen Schlafwagenplatz. U من یک جا در واگن تختخواب دار می خواهم.
Ich möchte einen Sitzplatz am Gang. U من یک صندلی نزدیک به راهرو می خواهم.
Ich möchte ein Auto mieten. U من یک خودرو می خواهم کرایه کنم.
Ich möchte ein Zimmer für drei Personen. U من یک اتاق برای سه نفر می خواهم.
Ich möchte einen Sitzplatz am Fenster. U من یک صندلی کنار پنجره می خواهم.
Ich muss gestehen, ich besuche meine Eltern nicht so oft wie ich sollte. U من اعتراف می کنم که من پدر و مادرم را به اندازه ای که باید دیدار بکنم نمی کنم.
Ich mache das schon. U من این کار را انجام خواهم داد.
Ich will Sie nicht länger aufhalten. U نمی خواهم که خیلی معطلتان کنم.
Ich werde es mir überlegen. U در این خصوص فکر خواهم کرد.
Ich möchte mich ausziehen. U من می خواهم [لخت بشوم] لباسهایم را در بیاورم.
Ich werde dir zuliebe darauf verzichten. U من بخاطر تواز آن دست خواهم برداشت.
Lassen Sie sich nicht abhalten! U نمی خواهم مزاحم شما باشم!
Ich werde einen Prozess anstrengen. U من دعوی حقوقی را آغاز خواهم کرد.
Ich möchte mein eigenes Zuhause haben. U من منزل خودم را می خواهم داشته باشم.
Eine Fahrkarte nach Abadan. U یک بلیط [قطار یا اتوبوس] به آبادان می خواهم.
Ich will mich dazu nicht äußern. U من نمی خواهم در باره آن مورد نظری بدهم.
Ich möchte mir alte Münzen ansehen. U من می خواهم سکه های قدیمی را تماشا کنم.
Rufen Sie bitte ein anderes Hotel? U می توانید شما به یک هتل دیگر زنگ بزنید؟ [اگر همه اتاقها رزرو شده اند]
Sie hat zugesagt, mich am Freitag zu vertreten, aber ich würde den Bogen überspannen, wenn ich sie bitte, das auch am Samstag zu tun. U او [زن] موافقت کرد روز جمعه جاینشین من باشد اما من شورش را در می آوردم اگر از او [زن] درخواست بکنم که شنبه هم جاینشین من بشود.
Sie müssen mich anhören. U شما باید به من گوش بکنید [ببینید چی می خواهم بگویم] .
Wenn ich nur daran denke, kommt es mir schon hoch! U وقتی که بهش فکر می کنم می خواهم بالا بیاورم!
Ich möchte morgen früh [mittag, abend] um ... Uhr abfahren. U من می خواهم فردا صبح [ظهر شب] ساعت ... حرکت کنم.
Ich brauche bleifrei [Normal, Super, Diesel] . U بنزین بدون سرب [معمولی. سوپر. دیزل] می خواهم بزنم.
Ich werde ihn morgen anrufen - oder nein, ich versuch's gleich. U من فردا با او [مرد] تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
Eines Tages möchte ich ein Pferd haben, das ganz mir gehört. U روزی من می خواهم یک اسب داشته باشم که شخصا به من تعلق داشته باشد.
A- Du meinst ich sollte zwei Tage für die Prüfung üben, um sie zu bestehen. Ich werde drei Tage dafür üben. B- Dann, nur zu! U الف - منظورت اینست که من باید دو روز تمرین کنم تا امتحان را قبول بشوم. من سه روز تمرین خواهم کرد. ب - خوب پس خدا بیشتر قدرت بده!
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com