Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 116 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Ich möchte meine Reservierung bestätigen. U من می خواهم رزروم را تایید کنم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Ich möchte meine Reservierung ändern. U من می خواهم رزروم را تغییر بدهم.
Ich möchte meine Reservierung stornieren. U من می خواهم رزروم را لغو بکنم.
Ich werde dazu ein Cisco-Ticket eröffnen und im Laufe des Tages eine Statusrückmeldung dazu geben. U من یک سیسکو تیکت باز خواهم کرد و در طول روز وضعیت آن را هم اعلام خواهم کرد.
Ich bedauere, aber ich muss stornieren. U ببخشید ولی من باید [رزروم را] لغو کنم.
Ich möchte etwas zum Essen. من غذا می خواهم.
Ich möchte zwei Sitzplätze. U من دو تا نشیمنگاه می خواهم.
Ich möchte einen Liegewagenplatz. U من یک تختک می خواهم.
Ich möchte mich beschweren. U من می خواهم شکایت بکنم.
Ich möchte noch eine Nacht bleiben. U من یک شب دیگر می خواهم بمانم.
Ich brauche Benzin. U می خواهم بنزین بزنم.
Ich möchte gerne zu Herrn ... U من می خواهم آقای ... را ببینم.
Ich möchte nach Schiraz. U من می خواهم به شیراز بروم.
Ich möchte ein Zweibett-Schlafabteil. U من یک واگن با دو تختخواب می خواهم.
Ich möchte ein Einzelzimmer. U من یک اتاق یک نفره می خواهم.
Ich möchte ein Doppelzimmer. U من یک اتاق دو نفره می خواهم.
Ich möchte gerne zu Herrn ... U من می خواهم آقای ... را ملاقات کنم.
Ich möchte ein Zimmer für drei Personen. U من یک اتاق برای سه نفر می خواهم.
Ich möchte einen Sitzplatz am Fenster. U من یک صندلی کنار پنجره می خواهم.
Ich möchte einen Sitzplatz reservieren. U من می خواهم یک نشیمنگاه رزرو بکنم.
Ich gehe der Sache nach. U من موضوع را دنبال خواهم کرد.
Ich möchte einen Sitzplatz am Gang. U من یک صندلی نزدیک به راهرو می خواهم.
Nichts für ungut! U نمی خواهم توهین کنم!
Zuerst möchte ich sagen, dass ... U نخستین همه می خواهم بگویم که ...
Ich möchte ein Auto mieten. U من یک خودرو می خواهم کرایه کنم.
Ich möchte einen Schlafwagenplatz. U من یک جا در واگن تختخواب دار می خواهم.
Ich möchte mein eigenes Zuhause haben. U من منزل خودم را می خواهم داشته باشم.
Ich mache das schon. U من این کار را انجام خواهم داد.
Ich möchte mich ausziehen. U من می خواهم [لخت بشوم] لباسهایم را در بیاورم.
Ich werde einen Prozess anstrengen. U من دعوی حقوقی را آغاز خواهم کرد.
Lassen Sie sich nicht abhalten! U نمی خواهم مزاحم شما باشم!
Eine Fahrkarte nach Abadan. U یک بلیط [قطار یا اتوبوس] به آبادان می خواهم.
Ich werde es mir überlegen. U در این خصوص فکر خواهم کرد.
Ich werde dir zuliebe darauf verzichten. U من بخاطر تواز آن دست خواهم برداشت.
Ich möchte ein Zimmer für drei Nächte reservieren. U من می خواهم یک اتاق برای سه شب رزرو کنم.
Ich will Sie nicht länger aufhalten. U نمی خواهم که خیلی معطلتان کنم.
Ich möchte meine Internt Wertkarte wiederaufladen. U کارت اینترنتی ام را می خواهم دوباره شارژ بکنم.
Ich möchte ein Zimmer für morgen reservieren. U من می خواهم یک اتاق برای فردا رزرو کنم.
Ich will mich dazu nicht äußern. U من نمی خواهم در باره آن مورد نظری بدهم.
Ich möchte ein Zimmer für den einundzwanzigsten Juni reservieren. U من می خواهم یک اتاق برای ۲۱ ژوین رزرو کنم.
Ich möchte mir alte Münzen ansehen. U من می خواهم سکه های قدیمی را تماشا کنم.
Ich möchte morgen früh [mittag, abend] um ... Uhr abfahren. U من می خواهم فردا صبح [ظهر شب] ساعت ... حرکت کنم.
Wenn ich nur daran denke, kommt es mir schon hoch! U وقتی که بهش فکر می کنم می خواهم بالا بیاورم!
Sie müssen mich anhören. U شما باید به من گوش بکنید [ببینید چی می خواهم بگویم] .
Befürwortung {f} U تایید
Anerkennung {f} U تایید
Bekräftigung {f} U تایید
Bestätigung {f} U تایید
Erhärtung {f} U تایید
Billigung {f} U تایید
Bestärkung {f} U تایید
Ich brauche bleifrei [Normal, Super, Diesel] . U بنزین بدون سرب [معمولی. سوپر. دیزل] می خواهم بزنم.
befürwortet <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
bewährt <adj.> <past-p.> U تایید شده
befürwortet <adj.> <past-p.> U تایید شده
erprobt <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
erprobt <adj.> <past-p.> U تایید شده
gebilligt <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
gebilligt <adj.> <past-p.> U تایید شده
bewährt <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
erlaubt <adj.> <past-p.> U تایید شده
erlaubt <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
autorisiert <adj.> <past-p.> U تایید شده
legitimiert <adj.> <past-p.> U تایید شده
befugt <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
befugt <adj.> <past-p.> U تایید شده
berechtigt <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
berechtigt <adj.> <past-p.> U تایید شده
autorisiert <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
gestattet <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
legitimiert <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
gestattet <adj.> <past-p.> U تایید شده
zugestimmt <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
zugestimmt <adj.> <past-p.> U تایید شده
genehmigt <adj.> <past-p.> U تایید شده
Beglaubigung {f} U تایید [امضا]
Auftragsbestätigung {f} U تایید سفارش
Empfangsbestätigung {f} U تایید وصول
ungeprüft <adj.> U تایید نشده
nicht verifiziert <adj.> U تایید نشده
genehmigt <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
vorbehaltlich einer Bestätigung U مشروط بر تایید
bestätigt <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
bestätigt <adj.> <past-p.> U تایید شده
freigegeben <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
freigegeben <adj.> <past-p.> U تایید شده
bewilligt <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
bewilligt <adj.> <past-p.> U تایید شده
zugelassen <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
zugelassen <adj.> <past-p.> U تایید شده
anerkannt <adj.> <past-p.> U به تایید رسیده
anerkannt <adj.> <past-p.> U تایید شده
nicht überprüft <adj.> U تایید نشده
bekräftigen U تایید کردن
zusagen U تایید کردن
bestätigen U تایید کردن
konfirmieren U تایید کردن
bestärken U تایید کردن
quittieren U تایید کردن
untermauern U تایید کردن
erhärten U تایید کردن
anerkannte Bank {f} U بانک تایید شده
Beliebtheit {f} U رتبه تایید [سیاستمداری]
Beliebtheitsgrad {m} U رتبه تایید [سیاستمداری]
Ich werde ihn morgen anrufen - oder nein, ich versuch's gleich. U من فردا با او [مرد] تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
Können Sie bitte meinen Fahrschein validieren? U می توانید بلیط من را تایید کنید؟
Vielen Dank für die Bestätigung Ihrer Anfrage! U از تایید درخواستتان خیلی متشکرم.
verbrieft <adj.> U تایید شده توسط اسناد
Mach ich. U انجامش می دم. [در تایید صحبت شخض مقابل]
Genau. U درسته. [در هنگام تایید نظر شخص مقابل]
Genau! U دقیقا! [در هنگام تایید نظر شخص مقابل]
etwas vom TÜV abnehmen lassen U تصویب [تایید] چیزی بوسیله اداره استاندارد ایمنی [ آلمان]
Können Sie bitte mein nächstes Hotel anrufen zum Bestätigen? U می توانید شمابه هتل بعدی من برای تایید زنگ بزنید؟
Eines Tages möchte ich ein Pferd haben, das ganz mir gehört. U روزی من می خواهم یک اسب داشته باشم که شخصا به من تعلق داشته باشد.
Ich möchte ein Zimmer für eine Person [zwei Personen] reservieren. U من می خواهم یک اتاق برای یک نفر [دو نفر] رزرو کنم.
A- Du meinst ich sollte zwei Tage für die Prüfung üben, um sie zu bestehen. Ich werde drei Tage dafür üben. B- Dann, nur zu! U الف - منظورت اینست که من باید دو روز تمرین کنم تا امتحان را قبول بشوم. من سه روز تمرین خواهم کرد. ب - خوب پس خدا بیشتر قدرت بده!
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com