Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Ich arbeite in einer Bank, genauer gesagt in der Melli Bank. U من در بانک کار میکنم یا دقیقتر بگویم در بانک ملی.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Bankinstitut {n} U بانک
Bank {f} U بانک
Bank بانک
Scheck {m} U چک بانک
Devisenbank {f} U بانک ارز
Bankanweisung {f} U حواله بانک
Weltbank {f} U بانک جهانی
Datenbank {f} U بانک اطلاعات
Datenbank {f} U بانک داده ها
Bankaktie {f} U سهام بانک
Bankangestellte {f} U کارمند بانک
Bankguthaben {n} U موجودی بانک
Bankfiliale {f} U شعبه بانک
Bankier {m} U صاحب بانک
Bankkapital {n} U سرمایه بانک
Bankguthaben {n} U طلب از بانک
Bankfiliale {f} U شعبه ی بانک
Blutbank {f} U بانک خون
Bankraub {m} U بانک زنی
Bankgebühren {pl} U دستمزد بانک
Depositenbank {f} U بانک رهنی
eingeschaltete Bank {f} U بانک میانجی
Banküberfall {m} U دستبرد به بانک
Bankraub {m} U دستبرد به بانک
Depositenbank {f} U بانک کارگشایی
Bankdirektor {m} U رییس بانک
anerkannte Bank {f} U بانک تایید شده
die vorlegende Bank U بانک ارائه کننده
Bundesbank {f} U بانک آلمان فدرال
Bankbuch {n} U دفتر حساب بانک
Bundesbank {f} U بانک مرکزی آلمان
Depot {n} U صندوق امانات [در بانک]
Weltbank {f} U بانک بین المللی
abheben U پول برداشتن [از حساب بانک]
Euroscheck {m} U چک معتبر در بانک های اروپایی
Bei welcher Bank haben Sie ein Konto? U با کدام بانک کار می کنید؟
Blutbank {f} U بانک جمع آوری خون
Um welche Zeit schließt die Bank? U بانک ساعت چند می بندد؟
einzahlen U پول گذاشتن [به حساب بانک]
Bei welcher Bank haben Sie ein Konto? U در کدام بانک حساب دارید؟
Bank für Internationalen Zahlungsausgleich [BIZ] U بانک تسویه پرداخت بین المللی
Um welche Zeit macht die Bank auf? U بانک ساعت چند باز میکند؟
Dauerauftrag {m} U اجازه بانک در برداشت و واریز حساب بانکی
beheben U پول برداشتن [از حساب بانک] [در اتریش] [امور اقتصاد]
Alle Zugriffe auf die Datenbank werden protokolliert. U تمام دسترسی ها به بانک اطلاعاتی در سیستم ثبت خواهند شد.
Ich habe vergessen dass,zu ihm sagen... U من یادم رفت که به او بگویم ...
Zuerst möchte ich sagen, dass ... U نخستین همه می خواهم بگویم که ...
Sie müssen mich anhören. U شما باید به من گوش بکنید [ببینید چی می خواهم بگویم] .
Darf ich mich auf Sie berufen? U اجازه میدهید شما را بعنوان توصیه کننده بگویم؟
Ich gehe mal davon aus, dass ... U من فرض میکنم که ...
Ich bedanke mich! من تشکر میکنم!
Bitte sehr! U خواهش میکنم!
Ich bin stolz auf dich. U من به تو افتخار میکنم.
Bitte Schön! U خواهش میکنم!
Gern geschehen! U خواهش میکنم!
Bitte nehmen Sie Platz! U خواهش میکنم بفرمایید !
Ich bin stolz auf dich. U من بهت افتخار میکنم.
Ich lebe allein. U من به تنهایی زندگی میکنم.
Hier wohne ich. U اینجا من زندگی میکنم.
Mich überkommt ein Schauder U احساس ترس شدید میکنم..
Ich arbeite daran. U دارم روش کار میکنم.
Ich wohne noch zu Hause. U من هنوز با والدینم زندگی میکنم.
Gehe ich recht in der Annahme, dass ...? U آیا درست فرض میکنم که ...
Gehe ich richtig in der Annahme, dass ... U آیا درست فکر میکنم که ...
Ich verlasse dich! U من ترکت میکنم! [در یک رابطه دونفره]
Mir knurrt der Magen. U یکدفعه احساس گرسنگی میکنم.
Ich wohne [lebe] alleine in der Stadt Halle. من در شهر هاله تنها زندگی میکنم.
Bitte entschuldigen Sie die Verspätung. U از تاخیر پیش آمده عذرخواهی میکنم.
Ich glaube, ich kenne das problem. U فکر میکنم، بدونم اشکال کجاست.
Bitte nehmen Sie Platz! U خواهش میکنم روی صندلی بشینید!
Ich bekomme eine Gänsehaut. U احساس تنفر یا ترس شدید میکنم.
Ich denke, das Schlimmste ist überstanden. <idiom> فکر میکنم، بدترین بخشش رو پشت سر گذاشتیم.
Ach, was soll's! U اه مهم نیست! [اه با وجود این کار را میکنم!]
Sag mir Bescheid, um welche Zeit du kommst und ich hole dich von der Endstation ab. U به من بگو کی میرسی و من با تو در ایستگاه آخری ملاقات میکنم.
Ich verbinde Sie jetzt. U شما را الان وصل میکنم. [در مکالمه تلفنی]
Ich heiße "Oliver Pit" und wohne in Berlin. U اسم من الیور پیت هست و در برلین زندگی میکنم.
Senden Sie mir bitte Informationen zu ... U خواهش میکنم اطلاعات را برایم در مورد ... ارسال کنید.
Ich gehe davon aus, dass Sie diesen Artikel gelesen haben. U من فرض میکنم که شما این مقاله را خوانده اید.
Ich setze voraus, dass Sie diesen Artikel gelesen haben. U من فرض میکنم که شما این مقاله را خوانده اید.
Ich lasse es drauf ankommen. U من آن را باور میکنم [می پذیرم] [چیزی نامشهود یا غیر قابل اثبات]
Ich mache das nur für mich und für niemand anderen. U این را من فقط بابت خودم میکنم و نه برای کسی دیگر.
Ich reiße mir jeden Tag den Arsch auf. U من هر روز کون خودم را پاره می کنم. [سخت کار یا تلاش میکنم.]
Ich werde ihn morgen anrufen - oder nein, ich versuch's gleich. U من فردا با او [مرد] تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
In all den Jahren, wo ich Auto fahre, ist mir so ein Verhalten noch nicht untergekommen. U در تمام این سالها که من رانندگی میکنم همچه رفتاری برایم هنوز پیش نیامده است.
Jetzt glaub ich es langsam. U دارم یواش یواش قبولش میکنم.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com