Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Ich bin stolz auf dich. U من به تو افتخار میکنم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Ich bin stolz auf dich. U من بهت افتخار میکنم.
Other Matches
Bereicherung {f} U افتخار
Ehre {f} U افتخار
Ehrenzeichen {n} U نشان افتخار
Ehrenpreis {m} U نشان افتخار
Ehrentafel {f} U لوحه افتخار
Ehrenwache {f} U گارد افتخار
Ich bin stolz auf dich. U من به تو افتخار می کنم.
Es ist mir ein Vergnügen. U باعث افتخار من است.
Ist mir ein Vergnügen. U باعث افتخار من است.
Ich bin stolz auf dich. U من بهت افتخار می کنم.
Bitte sehr! U خواهش میکنم!
Bitte Schön! U خواهش میکنم!
Gern geschehen! U خواهش میکنم!
Ich gehe mal davon aus, dass ... U من فرض میکنم که ...
Ich bedanke mich! من تشکر میکنم!
Hier wohne ich. U اینجا من زندگی میکنم.
Bitte nehmen Sie Platz! U خواهش میکنم بفرمایید !
Ich lebe allein. U من به تنهایی زندگی میکنم.
Ich arbeite daran. U دارم روش کار میکنم.
Ich wohne noch zu Hause. U من هنوز با والدینم زندگی میکنم.
Gehe ich recht in der Annahme, dass ...? U آیا درست فرض میکنم که ...
Gehe ich richtig in der Annahme, dass ... U آیا درست فکر میکنم که ...
Mich überkommt ein Schauder U احساس ترس شدید میکنم..
Ich verlasse dich! U من ترکت میکنم! [در یک رابطه دونفره]
Mir knurrt der Magen. U یکدفعه احساس گرسنگی میکنم.
Bitte nehmen Sie Platz! U خواهش میکنم روی صندلی بشینید!
Ich wohne [lebe] alleine in der Stadt Halle. من در شهر هاله تنها زندگی میکنم.
Bitte entschuldigen Sie die Verspätung. U از تاخیر پیش آمده عذرخواهی میکنم.
Ich bekomme eine Gänsehaut. U احساس تنفر یا ترس شدید میکنم.
Ich glaube, ich kenne das problem. U فکر میکنم، بدونم اشکال کجاست.
Ich verbinde Sie jetzt. U شما را الان وصل میکنم. [در مکالمه تلفنی]
Ach, was soll's! U اه مهم نیست! [اه با وجود این کار را میکنم!]
Ich denke, das Schlimmste ist überstanden. <idiom> فکر میکنم، بدترین بخشش رو پشت سر گذاشتیم.
Sag mir Bescheid, um welche Zeit du kommst und ich hole dich von der Endstation ab. U به من بگو کی میرسی و من با تو در ایستگاه آخری ملاقات میکنم.
Wir betrachten es als große Ehre, Sie heute abend hier bei uns begrüßen zu dürfen. U این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
Ich gehe davon aus, dass Sie diesen Artikel gelesen haben. U من فرض میکنم که شما این مقاله را خوانده اید.
Ich setze voraus, dass Sie diesen Artikel gelesen haben. U من فرض میکنم که شما این مقاله را خوانده اید.
Senden Sie mir bitte Informationen zu ... U خواهش میکنم اطلاعات را برایم در مورد ... ارسال کنید.
Ich heiße "Oliver Pit" und wohne in Berlin. U اسم من الیور پیت هست و در برلین زندگی میکنم.
Ich lasse es drauf ankommen. U من آن را باور میکنم [می پذیرم] [چیزی نامشهود یا غیر قابل اثبات]
Ich mache das nur für mich und für niemand anderen. U این را من فقط بابت خودم میکنم و نه برای کسی دیگر.
Ich reiße mir jeden Tag den Arsch auf. U من هر روز کون خودم را پاره می کنم. [سخت کار یا تلاش میکنم.]
Ich werde ihn morgen anrufen - oder nein, ich versuch's gleich. U من فردا با او [مرد] تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
In all den Jahren, wo ich Auto fahre, ist mir so ein Verhalten noch nicht untergekommen. U در تمام این سالها که من رانندگی میکنم همچه رفتاری برایم هنوز پیش نیامده است.
Ich arbeite in einer Bank, genauer gesagt in der Melli Bank. U من در بانک کار میکنم یا دقیقتر بگویم در بانک ملی.
Jetzt glaub ich es langsam. U دارم یواش یواش قبولش میکنم.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com