Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Ich hab kein Problem damit.
<idiom>
U
من باهاش مشکلی ندارم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Mir ist nicht wohl dabei.
U
من باهاش راحت نیستم.
mit allem, was gezugehört
U
با همه و هر چیزی که باهاش می آید
mit allem Drum und Dran
U
با همه و هر چیزی که باهاش می آید
eine Hochzeit mit allem, was dazugehört
U
یک عروسی با هر چیزی که باهاش می آید
mit allem Drum und Dran
U
با همه تزئینات که باهاش می آید
mit allem Pipapo
U
با همه تزئینات که باهاش می آید
Ich kann damit nichts anfangen.
U
من نمی دونم باهاش چه کار باید بکنم.
Er ist fest entschlossen, hinzugehen, und keinem Argument zugänglich.
U
او
[مرد]
کاملا مصمم است برود و باهاش هیچ چک و چونه نمیشه زد.
es
[die]
Sache radikal angehen
U
با پایه
[اساس]
مشکلی روبرو شدن
etwas
[Akkusativ]
durchstehen
U
مقاومت کردن با مشکلی
[یا موضوعی سخت]
Alles in Ordnung?
U
حالت خوب است؟
[هیچ مشکلی نداری؟]
Ist alles in Ordnung?
U
حالت خوب است؟
[هیچ مشکلی نداری؟]
etwas mit sich allein abmachen
U
چیزی
[مشکلی]
را تنهایی برای خود مرتب و معین کردن
Ich habe keine Lust
U
من حوصله ندارم
Ich fühle mich schlecht.
O
حس خوبی ندارم.
ich weiss es nicht.
آگاهی ندارم
[در باره اش]
.
Ich bin es nicht wert.
U
من ارزش اونو ندارم.
Ich habe keinen Bock darauf.
U
حالش را ندارم.
[اصطلاح]
Nichts für ungut!
U
قصد اهانت ندارم!
Meine Schmerzen sind weg.
U
دیگر درد ندارم.
Ich habe kein Kleingeld.
U
من پول خرد ندارم.
Es steht nicht in meiner Macht, Ihnen zu helfen.
U
من توانایی کمک به شما را ندارم.
Ich habe keine PIN-Nummer.
U
شماره شناسایی شخصی ندارم.
Ich mag keinen Kaffee. - Ich auch nicht.
U
من قهوه دوست ندارم. - من هم همینطور.
Ich kann nicht klagen.
U
من گله ای ندارم.
[من راضی هستم]
Komm' ich heute nicht, komm' ich morgen.
<proverb>
U
حالا امروز نه فردا
[عجله ای ندارم]
In diesen Tagen habe ich nicht Zeit und Geduld
U
این روزها اصلا حال و حوصله ندارم
Ich habe keine Ahnung.
U
هیچ آگاهی ندارم.
[نمیتوانم تصور کنم چه چیزاست. ]
Ich komme momentan nicht viel unter
[die]
Leute.
U
این روزها من با مردم خیلی رفت و آمد ندارم.
Ich will kein Aber hören, räum jetzt dein Zimmer auf.
U
حوصله ایراد و بهانه ندارم همین الآن اتاقت را مرتب کن.
Warum ist die Banane krumm?
<idiom>
U
من هم جوابی ندارم.
[وقتی کسی پرسشی دارد]
[اصطلاح مجازی]
Mein Geld ist alle.
U
پول من تمام شد.
[من دیگر پول ندارم.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com