Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Dachte ich mir.
U
منم همینطور فکر کردم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Was habe ich dir angetan?
U
من چه کارت کردم؟
[من چطور تو را دلخور کردم؟]
ich auch !
U
من هم همینطور !
Gleichfalls.
برای تو هم همینطور.
wie zuvor vereinbart
<adv.>
U
همینطور که قبلا موافقت شد
das bricht nicht ab
<idiom>
U
همینطور ادامه دارد
[موضوعی]
Ich mag keinen Kaffee. - Ich auch nicht.
U
من قهوه دوست ندارم. - من هم همینطور.
wie auch schon bisher
U
همینطور که در گذشته هم اینطور بوده
statt wie bisher ...
U
بجای اینکه همینطور که تا به حال بوده ....
Die Parkplatzsuche gestaltet sich immer schwieriger.
U
جا پارک پیدا کردن همینطور سخت تر می شود.
Ihre Blicke trafen sich.
U
آنها به هم زل زدند.
[همینطور به معنی گفتگوی بدون مکالمه یا عشق به هم]
Ich habe mich verspätet.
U
من دیر کردم.
Mir ist ein Fehler
[eine Verwechslung]
unterlaufen.
U
من یک اشتباهی کردم.
Kurt
[Kurzform von Konrad]
کورت
[نام و همینطور نام خانوادگی آلمانی]
Ich habe eine Reservierung.
U
من رزرو کردم.
[هتل]
Was habe ich dir angetan?
U
من چطور تو را ناراحت کردم؟
Ich versuchte, ihr ein Lächeln abzugewinnen.
U
من کوشش کردم او
[زن]
را به خنده بیاندازم.
Ich habe es verschwitzt.
<idiom>
من آن را فراموش کردم.
[اصطلاح روزمره]
Ich habe ihn abblitzen lassen.
U
دست به سرش کردم.
[اصطلاح]
Ich friere.
U
از سرما یخ کردم
[اصطلاح رسمی]
Mich friert.
U
از سرما یخ کردم .
[اصطلاح شاعرانه]
Ich habe mir das Rauchen abgewöhnt.
U
من کشیدن سیگار را ترک کردم.
Ich wähnte dich in Schiraz.
U
خیال می کردم در شیراز باشی.
Mir ist eiskalt.
U
از سرما یخ کردم
[اصطلاح رسمی]
Ich habe den ganzen Morgen Schnee geschippt.
U
من تمام صبح برف پارو کردم.
Ich habe sie davon abgebracht, zu Polizei zu gehen.
U
من او
[زن]
را منصرف کردم به
[اداره]
پلیس برود.
Ich nehme alles zurück.
U
من اشتباه کردم.
[همه چیز را که گفتم پس می گیرم.]
Hab ich
[denn]
etwas anderes gesagt?
U
مگر من چیز دیگری گفتم
[ادعا کردم]
؟
Hab ich etwas anderes behauptet?
U
مگر من چیز دیگری گفتم
[ادعا کردم]
؟
Es tut mir leid, wenn ich dir auf die Zehen getreten bin.
U
من معذرت میخواهم اگر دلخورت
[اذیتت]
کردم.
Ich muss mich hier berichtigen
[korrigieren]
.
U
من اشتباه کردم.
[همه چیز را که گفتم پس می گیرم.]
Ich habe auch mit Flöte angefangen.
U
من هم شروع کردم یاد بگیرم فلوت بزنم.
Ich hatte ihn
[sie]
mir viel größer vorgestellt.
U
من او
[مرد]
[زن]
را خیلی بلند قدتر در ذهنم مجسم کردم.
Ich habe mich versehentlich ausgesperrt.
U
من به طور تصادفی خانه ام را روی خودم قفل کردم.
Ich stieß auf ihre Arbeit in dem neuen Buch.
U
من در این کتاب تاز به آثار
[نوشته]
او
[زن]
برخورد کردم.
Ich habe oft und lange darüber nachgedacht.
U
خیلی عمیق و دراز مدت درباره اش فکر کردم.
Ich habe meine Schwester engagiert, damit sie uns zum Konzert fährt
[führt]
.
U
من خواهرم را استخدام کردم ما را با خودرو به کنسرت ببرد.
[در اتریش و سوییس]
Bis auf einen
[Außer einem]
Motortausch habe ich alles versucht, um das Auto wieder flott zu bekommen.
U
به غیر از تعویض موتور برای تعمیر ماشین من همه کاری را تلاش کردم .
Was sollte ich tun, wenn ich folgende Meldung bekomme: "Verbindung zum Server fehlgeschlagen"?
U
چکاری لازم هست انجام بدهم وقتی که پیغام زیر را دریافت کردم: ارتباط با سرور میسر نمیباشد؟
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com