Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
geil <adj.> U مطیع خواهش نفس
wuschig <adj.> U مطیع خواهش نفس
rallig <adj.> U مطیع خواهش نفس
rollig <adj.> U مطیع خواهش نفس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Begehr {n} U خواهش
Bitte {f} U خواهش
Bitten {n} U خواهش
Aufforderung {f} U خواهش
Begehren {n} U خواهش
Anliegen {n} U خواهش
auf Bitten von U به خواهش
Unterordnung {f} U مطیع
Fehlbitte {f} U خواهش بیهوده
Bitter {n} U خواهش کننده
wünschen U خواهش داشتن
Bitte Schön! U خواهش میکنم!
Gern geschehen! U خواهش میکنم!
Bitte sehr! U خواهش میکنم!
Bezwinger {m} U مطیع کننده
Unterordnung {f} U تابع [مطیع]
Bitte nehmen Sie Platz! U خواهش میکنم بفرمایید !
Jammerlappen {m} U آدم ضعیف و همیشه مطیع
Hasenfuß {m} U آدم ضعیف و همیشه مطیع
Feigling {m} U آدم ضعیف و همیشه مطیع
Bitte nehmen Sie Platz! U خواهش میکنم روی صندلی بشینید!
Senden Sie mir bitte Informationen zu ... U خواهش میکنم اطلاعات را برایم در مورد ... ارسال کنید.
über sich ergehen lassen U انجام دادن [تحمل کردن ] [گردن نهادن] [مطیع شدن به]
etwas durchmachen U انجام دادن [تحمل کردن ] [گردن نهادن] [مطیع شدن به] چیزی
Jemanden um ein paar Worte bitten U خواهش کردن از کسی کمی [در باره کسی یا چیزی] صحبت کند
Jemandem den Arsch aufreißen <idiom> U تخریب روحیه کردن [مطیع کردن] [تحقیر کردن] کسی [اصطلاح روزمره] [اصطلاح خشن ]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com