Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
salonfähig
<adj.>
U
مرتب
gesellschaftsfähig
<adj.>
U
مرتب
ordentlich
<adj.>
U
مرتب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
anordnen
U
مرتب کردن
aufräumen
U
مرتب کردن
ordnen
U
مرتب کردن
aufstellen
U
مرتب کردن
ordentlich
<adv.>
U
بطور مرتب
ordentlich
<adv.>
U
بصورت مرتب
sich einrichten
U
مرتب کردن
sortieren
U
مرتب کردن
hinrichten
U
مرتب کردن
in Ordnung bringen
U
مرتب کردن
arrangieren
U
مرتب کردن
geordnetes Paar
{n}
U
زوج مرتب
[ریاضی]
Blumenbinderin
{f}
U
مرتب کننده گل
[گلفروش]
[زن]
Blumenbinder
{m}
U
مرتب کننده گل
[گلفروش]
erledigen
U
سر وصورت دادن
[مرتب کردن ]
Wir müssen das Zimmer in Ordnung bringen.
U
ما باید اتاق را آماده
[مرتب]
کنیم.
etwas abmachen
U
مرتب و معین کردن
[چیزی یا افکار]
in gleichen Abständen angeordnete Pflanzen
U
گیاهان با فاصله به طور مساوی مرتب شده
warten bis sich die Sache von selbst erledigt
U
صبر کردن تا مشکل خودش مرتب
[حل]
شود
ablegen
U
بایگانی و مرتب کردن - کاغذ یا پاکت نامه -
etwas auf die Reihe kriegen
<idiom>
U
موضوعی را در ذهن مرتب و مشخص کردن
[اصطلاح روزمره]
Ich will kein Aber hören, räum jetzt dein Zimmer auf.
U
حوصله ایراد و بهانه ندارم همین الآن اتاقت را مرتب کن.
Stammtisch
U
میز رزرو شده مهمانهایی که مرتب به رستوران می آیند
[علامت]
etwas mit sich allein abmachen
U
چیزی
[مشکلی]
را تنهایی برای خود مرتب و معین کردن
justieren
U
مرتب کردن متن در کلمه پرداز
[با حاشیه مستقیم در سمت راست یا چپ]
Fußballanhänger, der systematisch alle Auswärtsspiele seiner Mannschaft besucht
U
طرفدار فوتبال که مرتب همه بازیهای دور
[از خانه]
تیم خود را دیدار میکند.
etwas
[Akkusativ]
aufstellen
U
چیزی را مرتب کردن
[مستعد کردن]
etwas
[Akkusativ]
anordnen
U
چیزی را مرتب کردن
[مستعد کردن]
aufstellen
U
مرتب کردن
[میزان کردن]
[درصف آوردن]
[در طبقه قرار دادن]
[به خط کردن]
[مسطح کردن ]
anordnen
U
مرتب کردن
[میزان کردن]
[درصف آوردن]
[در طبقه قرار دادن]
[به خط کردن]
[مسطح کردن ]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com