Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Lohn-Preis-Spirale {f} U مارپیچ افزایش قیمتها و دستمزد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Netto {n} U خالص [قیمت یا وزن یا دستمزد] [دستمزد یا حقوق پس از کاهش مالیات و خرج اجتماعی]
Die Preise verstehen sich inklusive Mehrwertsteuer und Bedienung. U منظور از قیمتها شامل مالیات بر ارزش افزوده و سرویس می باشد.
Entlohnung {f} U دستمزد
Lohn {m} U دستمزد
Bankgebühren {pl} U دستمزد بانک
Lohnkürzung {f} U کاهش دستمزد
Lohngruppe {f} U طبقه دستمزد [حسابداری]
Extra Gebühren? U دستمزد اضافه هم هست؟
Wir gehen von einer Gehaltserhöhung im Herbst aus. U ما انتظارافزایش دستمزد را در پاییزداریم .
Praxisgebühr {f} U دستمزد [مثال ویزیت دکتر]
Auftrag {m} U قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
Mandat {n} U قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
Spirale {f} U مارپیچ [فنر]
Boxspring-Matratze {f} U تشک با فنر مارپیچ
eine Leine als Schnecke legen U مارپیچ کردن طناب [کشتیرانی]
Wendel {f} U مارپیچ [حلزونی] [هنر و فن ساختمان]
Spirale {f} U مارپیچ [حلزونی] [هنر و فن ساختمان]
Helix {f} U مارپیچ [حلزونی] [هنر و فن ساختمان]
Brutto {n} U بهای کالا با مالیات [دستمزد یا حقوق قبل از کاهش مالیات و خرج اجتماعی]
Erhöhung {f} U افزایش
Einfügung {f} U افزایش
Beifügung {f} U افزایش
Anwachsung {f} U افزایش
Affix {n} U افزایش
Aufbesserung {f} U افزایش
Addition {f} U افزایش
Anschwellung {f} U افزایش
Anwachsen {n} U افزایش
ankurbeln U افزایش دادن
verstärken U افزایش دادن
Eskalation {f} U افزایش تدریجی
hochtreiben U افزایش دادن
Bevölkerungszuwachs {m} U افزایش جمعیت
aufstocken U افزایش دادن
Aufwertung {f} U افزایش ارزش
Absatzsteigerung {f} U افزایش فروش
Bevölkerungszunahme {f} U افزایش جمعیت
Erhöhung {f} der Steuern U افزایش مالیات
ansteigen [auf, um] U افزایش یافتن [به مقدار]
zunehmen [auf, um] U افزایش یافتن [به مقدار]
steigen [auf, um] U افزایش یافتن [به مقدار]
erhöht werden [auf, um] U افزایش یافتن [به مقدار]
wachsen [auf, um] U افزایش یافتن [به مقدار]
anwachsen [auf, um] U افزایش یافتن [به مقدار]
mehren [auf, um] U افزایش یافتن [به مقدار]
bei Jemandem zu höherem Ansehen kommen U افزایش اعتبار در برابر کسی
etwas anheizen U با تحریک چیزی را افزایش دادن
etwas entfachen [ beispielsweise Leidenschaft, Begeisterung] U با تحریک چیزی را افزایش دادن
anziehen U افزایش یافتن [مثال در بورس ]
Crescendo {n} U کرشندو [افزایش تدریجی صدا در موسیقی]
Eskalation {f} U افزایش تدریجی شدت و وسعت میدان جنگ
Ein weiterer Anstieg gilt als unwahrscheinlich. U افزایش بیشتری بعید در نظر گرفته می شود.
Der Appetit kommt beim Essen. <proverb> U با پیش رفت فعالیت تمایل افزایش می یابد. [ضرب المثل]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com