Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Es muss gesagt werden, dass ...
U
لازم هست که گفته بشه که ...
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Ausspruch
{m}
U
گفته
Aussage
{f}
U
گفته
Äußerung
{f}
U
گفته
Mir wurde gesagt ...
U
به من گفته شد ...
Stellungnahme
{f}
U
گفته
vorstehend genannt
<adj.>
U
گفته شده
Spruch
{m}
U
گفته اخلاقی
Grundsatz
{m}
U
گفته اخلاقی
Maxime
{f}
U
گفته اخلاقی
genannt
<adj.>
<past-p.>
U
گفته شده
obengenannt
<adj.>
U
گفته شده
Es ist die Rede davon, dass ...
U
گفته می شود که ...
obenerwähnt
<adj.>
U
گفته شده در بالا
oben erwähnt
<adj.>
U
گفته شده در بالا
oben aufgeführt
<adj.>
U
گفته شده در بالا
oben genannt
<adj.>
U
گفته شده در بالا
vorgenannt
<adj.>
U
گفته شده در بالا
Die Tat wirkt mächtiger als das Wort.
U
دو صد گفته چو نیم کردار نیست .
Es ist genug gesagt worden!
U
به اندازه کافی گفته شده!
Er soll gesagt haben ...
U
بنا به گفته مردم او گفت ...
Taten sagen mehr als Worte.
U
دو صد گفته چو نیم کردار نیست .
eine Presseerklärung abgeben
U
گفته بیانیه به آژانسهای خبری دادن
Gott sei Dank!
U
خدا را شکر!
[گفته می شود وقتی چیزی بد پیش نیاید]
notwendig
<adj.>
U
لازم
unabdingbar
<adj.>
U
لازم الاجرا
entbehren
U
لازم نبودن
brauchen
U
لازم داشتن
Ist das nötig?
U
این لازم است؟
erwartete Mindesrendite
{f}
U
نرخ بازده لازم
ich brauche ein buch.
U
من یک کتاب لازم دارم.
notwendige Bedingung
U
شرط لازم
[ریاضی]
Das dürfte sich erübrigen.
U
این دیگر لازم نیست.
Ist ein Zuschlag nötig?
U
نرخ اضافی لازم است؟
Ist meine Anwesenheit erforderlich?
U
آیا حضور من لازم است؟
bedingt
<adj.>
U
دارای شرایط لازم
[شایسته]
[مشروط]
unter Umständen
<adv.>
U
اگر لازم باشد
[در این وضعیت]
allenfalls
<adv.>
U
اگر لازم باشد
[در این وضعیت]
nicht uneingeschränkt
<adj.>
U
دارای شرایط لازم
[شایسته]
[مشروط]
unter Vorbehalt
<adj.>
U
دارای شرایط لازم
[شایسته]
[مشروط]
Weitere Veranlassungen würden sich dann erübrigen.
U
لازم نیست اقدام بیشتری کرد.
Danke für den Rückruf.
U
با تشکر برای تماس.
[به کسی گفته میشود که فرد تلفن خود را جواب نداده و بعدا دوباره تماس می گیرد.]
Sie brauchen nichts weiter zu sagen.
U
لازم نیست که شما در ادامه چیزی بگید.
Fachhochschulreife
{f}
U
مدارک تحصیلی لازم برای ورود به دانشکده فنی
Damit erübrigte sich ein Stichprobenverfahren.
U
بنابر این نمونه برداری دیگر لازم نبود.
Wir sind beschlussfähig.
U
ما حداقل عده لازم برای رسمیت جلسه را داریم.
Was sollte ich tun, wenn ich folgende Meldung bekomme: "Verbindung zum Server fehlgeschlagen"?
U
چکاری لازم هست انجام بدهم وقتی که پیغام زیر را دریافت کردم: ارتباط با سرور میسر نمیباشد؟
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com