Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Wie viel kostet ihr günstigstes Zimmer? U قیمت ارزانترین اتاق شما چقدر است؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Wie viel kostet ein Zimmer für zwei Personen? U بهای یک اتاق برای دو نفر چقدر است؟
Wieviel kostet das? U قیمت این چقدر است؟
Wieviel kostet ein Brief nach Iran? U قیمت [فرستادن ] بک نامه به ایران چقدر است؟
Hotelzimmer sind dort ziemlich teuer. U قیمت [اتاق] هتل آنجا واقعا گران است.
Schleuderpreis {m} U قیمت پایین تراز قیمت بازار
wie immer U هر چقدر
inwiefern <adv.> U چقدر
Wieviel hast du ausgegeben? U تو چقدر خرج کردی؟
Wie weit? U چقدر فاصله [دارد] ؟
Wieviel U چقدر [سبک نوشته قدیمی]
Wie lange ist die Wartezeit? U تاخیر چقدر طول می کشد؟
Wie viel pro Stunde? U ساعتی چقدر [قیمتش است] ؟
Was kostet der Spaß? U چقدر خرج روی دستم می افتد؟
Wie viel kostet es zum Flughafen? U نرخ [تاکسی] به فرودگاه چقدر است؟
Wie viel muss ich löhnen? U چقدر خرج روی دستم می افتد؟
Was soll der Spaß denn kosten? U چقدر خرج روی دستم می افتد؟
Was ist der Tarif um das Internet zu benutzen? U نرخ استفاده از اینترنت چقدر است؟
Wie viel kostet eine Fahrkarte nach Kassel? U یک بلیط به کاسل چقدر قیمتش است؟
Was ist der Tarif um das Telefon zu benutzen? U نرخ استفاده از تلفن چقدر است؟
wie hoch ist mein Konto belastbar? U چقدر بیش از اعتبار می توانم از حسابم بردارم؟
Wie viel für eine Stunde Stadtbesichtigung? U چقدر [می گیرید] برای یک ساعت گردش شهر؟
um zu sehen, aus welchem Holz er geschnitzt ist <idiom> U تا ببینیم او [مرد] چقدر توانایی [تحمل] دارد
Ich kannte das Tempolimit nicht. U من نمی دانستم بالاترین اندازه سرعت چقدر است.
Ich weiß immer noch nicht so genau, wie gut du wirklich bist. U من هنوز هم نمی دونم که تو واقعا چقدر خوب هستی.
Weißt du noch, wie arm wir damals waren? U آیا هنوز یادت میاد، که چقدر فقیر بودیم.
Wie viel pro Stunde [halben Tag,Tag, Woche] ? U ساعتی [نصف روز. روزانه. هفته ای] چقدر قیمتش است؟
Wir versuchen festzustellen, wie gut das System funktioniert. U ما سعی می کنیم بسنجیم که این دستگاه چقدر خوب کار می کند.
das Maul aufreißen <idiom> U چیزهایی را بگویند که به مردم نباید گفت [مثال چقدر پول درمی آورد ماهانه]
Zimmer {n} U اتاق
Raum {m} U اتاق
Fußboden {m} U کف اتاق
Boden {m} U کف اتاق
Falltür {f} U در کف اتاق
Billardzimmer {n} U اتاق بیلیارد
Dachstube {f} U اتاق زیرشیوانی
Einzelzimmer {n} U اتاق یک نفره
Bohnerwachs {n} U واکس کف اتاق
Folterkammer {f} U اتاق شکنجه
Doppelzimmer {n} U اتاق دو تخته
Bootsverleih {m} U کرایه اتاق
Familienzimmer {n} U اتاق خوانوادگی
Badezimmer {n} U اتاق حمام
Wartezimmer {n} U اتاق انتظار
Schwesternzimmer {n} U اتاق پرستار
Amtsstube {f} U اتاق اداره
Doppelzimmer {n} U اتاق دونفره
Einzelzimmer {n} U اتاق یکنفره
Arbeitszimmer {n} U اتاق مطالعه
Ankleideraum {m} U اتاق رخت کن
Hobbyraum {m} U اتاق سرگرمی
Was für ein charmantes Zimmer! U چه اتاق فریبایی!
Kreißsaal {m} U اتاق زایمان
Verhandlungssaal {m} U اتاق دادگاه
Amtsstube {f} U اتاق دفتر
Empfangszimmer {n} U اتاق پذیرایی
Ankleidezimmer {n} U اتاق رخت کن
Estrich {m} U مصالح کف اتاق
Diele {f} U تخته کف اتاق
Einbettzimmer {n} U اتاق یک تختخوابه
Besprechungszimmer {n} U اتاق کنفرانس
Fremdenzimmer {n} U اتاق اجاره ای
Bootsvermietung {f} U کرایه اتاق
Beratungszimmer {n} U اتاق مشاوره
Fußbodenbelag {m} U کف پوش اتاق
Fußbodenbelag {m} U پوشش کف اتاق
Einbettzimmer {n} U اتاق یک نفره
Kinderzimmer {n} اتاق بچه
Rettungsstelle {f} U اتاق عمل اورژانس
Ich möchte ein Dreibettzimmer. U من یک اتاق سه تخته میخواهم.
Notaufnahme {f} U اتاق عمل اورژانس
Das Zimmer ist schmutzig. U اتاق کثیف است.
eigenes Bad U با حمام [اتاق هتل]
Es gibt ein Problem mit meinem Zimmer. U اتاق من اشکال دارد.
Ich möchte ein Einzelzimmer. U من یک اتاق یک نفره می خواهم.
Ich nehme es. U من این [اتاق] را برمیدارم.
Notfallstation {f} U اتاق عمل اورژانس
Notfallaufnahme {f} U اتاق عمل اورژانس
Unfallstation {f} U اتاق عمل اورژانس
Notaufnahmestelle {f} U اتاق عمل اورژانس
Ich möchte ein Doppelzimmer. U من یک اتاق دو نفره می خواهم.
Klausur {f} U اتاق راهبان [دین]
Dreibettzimmer {n} U اتاق سه تخت خوابه
Dachstube {f} U اتاق زیر شیروانی
Dachboden {m} U اتاق زیر شیروانی
Cockpit {n} U اتاق خلبان [هواپیما]
Erker {m} U شاه نشین [اتاق]
Coupé {n} U اتاق داخل ترن
Dachkammer {f} U اتاق زیر شیروانی
nicht an der Tastatur U دور از کامیوتر [در اتاق چت]
Operationsschwester {f} U پرستار اتاق عمل
Es gibt kein [warmes] Wasser. U آب [گرم] نیست. [در اتاق]
abwesend vom Computer U دور از کامیوتر [در اتاق چت]
Arbeitszimmer {n} U اتاق کار [کارگاه ]
OP-Schwester {f} U پرستار اتاق عمل
Verrückter Verkehr, nicht? U چقدر وضع ترافیک بد است. درست است؟
Arbeitszimmer {n} U اتاق کار یا تدریس [در خانه]
Das Zimmer ist verschimmelt. U اتاق کپک زده است.
Haben Sie etwas mit Aussicht? U با منظره دارید؟ [اتاق هتل]
Haben Sie etwas ruhigeres? U ساکت تر از این دارید؟ [اتاق]
Haben Sie etwas helleres? U روشنتر از این دارید؟ [اتاق]
Haben Sie etwas günstigeres? U ارزانتر از این دارید؟ [اتاق]
Das Zimmer ist laut. U اتاق [در جای] پر سروصدایی است.
Das Zimmer ist verraucht. U اتاق دود گرفته است.
gemischtes Mehrbettzimmer {n} U اتاق چند خوابه مختلط
Das Zimmer ist stinkig. U اتاق بوی گند می دهد.
Haben Sie etwas besseres? U بهتر از این دارید؟ [اتاق]
Haben Sie etwas kleineres? U کوچکتر از این دارید؟ [اتاق]
Ich möchte ein Zimmer für drei Personen. U من یک اتاق برای سه نفر می خواهم.
Bleikammerverfahren {n} U فرایند اتاق سربی [شیمی]
Maria ist im Zimmer nebenan. U ماری در اتاق پهلویی است.
Kochnische {f} U گوشه اتاق برای آشپزی
Haben Sie ein Zimmer? U یک اتاق دارید؟ [گفتگو روزمره]
Darf ich ein Zimmer sehen? U اجازه دارم یک اتاق را ببینم؟
Rinder [Zimmer] in übelstem Zustand U دام [اتاق] در بدترین وضعیت
Haben Sie etwas größeres? U بزرگتر از این دارید؟ [اتاق]
Ich möchte ein Doppelbettzimmer. U من یک اتاق با یک تخت دو نفره میخواهم.
mieten U اجاره کردن [اتاق و آپارتمان و غیره]
mieten U کرایه کردن [اتاق و آپارتمان و غیره]
Wir müssen das Zimmer in Ordnung bringen. U ما باید اتاق را آماده [مرتب] کنیم.
Dachbodenleiter {f} U نردبان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Dachbodenleiter {f} U پلکلان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Wann muss ich das Zimmer verlassen? U کی باید از اتاق [هتل ] بیایم بیرون؟
Bett im Mehrbettzimmer {n} U تخت خواب در اتاق چند تختخوابه
Ich möchte ein Zimmer für drei Nächte reservieren. U من می خواهم یک اتاق برای سه شب رزرو کنم.
Wie viel Betten pro Zimmer? U چند تا تخت خواب در هر اتاق [هست] ؟
Das Zimmer ist zu heiss [kalt] . U اتاق بیش از حد داغ [سرد] است.
Das Zimmer ist muffig. U اتاق بوی ناگرفته پوسیده دارد.
nur mit Waschbecken U فقط با دست شویی [اتاق در هتل ]
Haben Sie etwas auf einer niedrigeren Etage? U در طبقه پایینتر دارید؟ [اتاق هتل]
Bude {f} U اتاق خصوصی [در خانه] [اصطلاح روزمره]
Haben Sie etwas auf einer höheren Etage? U در طبفه بالاتر دارید؟ [اتاق هتل]
Darf ich ein anderes Zimmer sehen? U اجازه دارم یک اتاق دیگری ببینم؟
Ich möchte ein Zimmer für eine Nacht reservieren. U من میخواهم یک اتاق برای یک شب رزرو کنم.
Gästezimmer {n} U اتاق برای اجاره [در خانه شخصی] [در آگهی]
Wie kann ich das Zimmer kühler [wärmer] machen? U چطور می توانم اتاق را سردتر [گرمتر] بکنم؟
Privatzimmer {n} U اتاق برای اجاره [در خانه شخصی] [در آگهی]
Zimmer frei U اتاق برای اجاره [در خانه شخصی] [در آگهی]
Suite {f} U اتاق [با آشپزخانه کوچک و حمام و میز نهار]
Ich möchte ein Zimmer für morgen reservieren. U من می خواهم یک اتاق برای فردا رزرو کنم.
Ich möchte ein Zimmer für den einundzwanzigsten Juni reservieren. U من می خواهم یک اتاق برای ۲۱ ژوین رزرو کنم.
Haben Sie WLAN im Zimmer? U شبکه بیسیم رایانه در اتاق دارید؟ [در هتل]
Mehrbettzimmer nur für Frauen U اتاق چند تخت خوابه فقط برای بانوان
fliessendes Wasser U دستشویی در اتاق است ولی توالت و حمام نیست [مهمانسرا]
Haben Sie ein rollstuhl-gängiges Zimmer? U شما یک اتاق که قابل دسترس صندلی چرخ دار باشد دارید؟
Nach dem Essen zieht er sich gerne in sein Arbeitszimmer zurück. U پس از شام او [مرد] دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
Preis {m} U قیمت
Schleuderpreis {m} U کمترین قیمت
Angebot {n} U دادن قیمت
Schleuderpreis {m} U قیمت مفت
Preisangebot {n} U دادن قیمت
zum Spottpreis U به قیمت مفت
Anschlag {m} U تخمین [قیمت]
Abschlag {m} U کاهش [قیمت]
Festpreis {m} U قیمت مقطوع
Auswertung {f} U قیمت گذاری
Abschätzung {f} U تعیین قیمت
Abschätzung {f} U برآورد [قیمت]
Preisliste {f} U فهرست قیمت
Durchschnittspreis {m} U قیمت متوسط
Annäherungswert {m} U قیمت تقریبی
Baisse {f} U تنزیل قیمت
Einstandspreis {m} U قیمت خرید
Angebotspreis {m} U قیمت پیشنهادی
Einkaufspreis {m} U قیمت خرید
Barpreis {m} U قیمت نقد
zum Billigpreis U به قیمت مفت
Entwertung {f} U کاهش قیمت
Auszeichnung {f} U قیمت گذاری
Abschreibung {f} U کاهش قیمت
Ansteigen {n} U صعود [قیمت]
kosten U قیمت داشتن
Preise festlegen U قیمت را مشخص کردن
amtliche Preisregelung {f} U کنترل قیمت رسمی
Schleuderpreis {m} U قیمت کمتر از رقیب
einpreisen U قیمت را معیین کردن
Ausverkauf {m} U فروش به قیمت نازل
Abbau {m} U تقلیل [قیمت ، کارکنان]
bieten U پیشنهاد قیمت دادن
Für den Preis ist das fast geschenkt. U این قیمت مفت است.
Gebot {n} U پیشنهاد با دادن قیمت خرید
zum Schleuderpreis U به قیمت مفت [اصطلاح روزمره]
Bitte Brhyd Rabatt! U لطفا با قیمت ارزان تر بدهید!
Angebot {n} U پیشنهاد با دادن قیمت خرید [اقتصاد]
Darf ich die Preisliste sehen? U اجازه دارم فهرست قیمت را ببینم؟
unter dem Selbstkostenpreis abgeben U کمتر از قیمت تمام شده بفروشند
das Preisschild abmachen U برچسب قیمت را [از کالا] جدا کردن
Lasterhöhle {f} U اتاق ترسناک و وحشتناک [اصطلاح تحقیر آمیز] [اصطلاح روزمره]
Ich möchte ein Zimmer für eine Person [zwei Personen] reservieren. U من می خواهم یک اتاق برای یک نفر [دو نفر] رزرو کنم.
Schnäppchenjägerin {f} U کسی که دنبال قیمت خیلی ارزان می گردد. [زن]
Der Verkäufer machte uns einen guten Preis für das Auto. U فروشنده قیمت خوبی برای خودرو به ما داد.
Das Projekt hat ganz bescheiden begonnen. U پروژه خیلی کوچک [و ارزان قیمت] آغاز شد.
Normalerweise besuchen [bereisen] wir keine teuren Orte. U ما معمولا به جاهای گران قیمت گردش نمی کنیم.
Schnäppchenjäger {m} U کسی که دنبال قیمت خیلی ارزان می گردد. [مرد]
drastisch kürzen U تخفیف زیاد دادن [قیمت راشکستن] [خیلی کم کردن چیزی]
Gibt es einen Preisnachlass, wenn ich mehrere Fahrkarten kaufe? U تنزیل قیمت موجود است اگر چندتا بلیط بخرم؟
Preisstufe {f} U طبقه قیمت [نرخ گوناگون بلیت در ناحیه های مختلف مترو ]
Netto {n} U خالص [قیمت یا وزن یا دستمزد] [دستمزد یا حقوق پس از کاهش مالیات و خرج اجتماعی]
einschätzen U معین کردن [سنجیدن] [قیمت کردن ]
beurteilen U معین کردن [سنجیدن] [قیمت کردن ]
evaluieren U معین کردن [سنجیدن] [قیمت کردن ]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com