Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Die Waffengesetze müssen überdacht werden.
U
قوانین تفنگ نیاز به بازبینی
[تجدید نظر]
دارند.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Vollstreckung
{f}
von Gesetzen
U
اجرای قوانین
[حقوقی]
gültig
<adj.>
U
طبق مجموعهای قوانین
zulässig
<adj.>
U
طبق مجموعهای قوانین
schlagkräftige Gesetze zur Korruptionsbekämpfung
U
قوانین ثمربخش ضد فساد
Forstfrevel
{m}
U
نقض قوانین جنگل
De Morgansche Regeln
{pl}
U
قوانین دومورگان
[ریاضی]
[منطق]
De Morgansche Gesetze
{pl}
U
قوانین دومورگان
[ریاضی]
[منطق]
Jemanden zurückpfeifen
U
کسی را با مجموعهای قوانین مطابق کردن
die protokollarischen Vorschriften
U
قوانین قرارداد
[صورت جلسه کنفرانس ]
Was sind die wichtigsten Änderungen gegenüber den bisherigen Regelungen?
U
تغییرات اصلی نصبت به قوانین قبلی چه هستند؟
Drall
{m}
U
خان
[تفنگ]
Donnerbüchse
{f}
U
تفنگ قدیمی
Büchse
{f}
U
تفنگ شکاری
Doppelflinte
{f}
U
تفنگ دولول
Jäger
{m}
U
تفنگ دار
Bedarf
{m}
U
نیاز
Erfordernis
{n}
U
نیاز
Armut
{f}
U
نیاز
Nachfrage
{f}
U
نیاز
Verlangen
{n}
[Bedürfnis]
U
نیاز
Not
{f}
U
نیاز
Anliegen
{n}
U
نیاز
Bedürfnis
{n}
U
نیاز
Bedürftigkeit
{f}
U
نیاز
Notlage
{f}
U
نیاز
Elend
{n}
U
نیاز
Schütze
{m}
U
تفنگ دار
[ارتش]
Gewehrschütze
{m}
U
تفنگ دار
[ارتش]
notwendig
<adj.>
U
مورد نیاز
Dringlichkeit
{f}
U
نیاز شدید
Eigenbedarf
{m}
U
نیاز شخصی
Drilling
{m}
U
سه لول
[نوعی تفنگ شکاری]
operiert werden müssen
U
نیاز به جراحی داشتن
den Bedarf decken
U
تامین کردن نیاز
Schützenkette
{f}
U
گروه تفنگ داران
[تیر اندازان]
bei Bedarf
U
اگر
[وقتی که]
نیاز باشد
Ich brauche einen Abschleppwagen.
U
من به یک کامیون یدککش نیاز دارم.
Brauchen Sie eine Anzahlung?
U
نیاز به پیش پرداخت است؟
Ich brauche Augentropfen.
U
من به قطره چشم نیاز دارم.
Betriebsstoff
{m}
U
ماده مورد نیاز کارخانه
Diese Statistik spricht für sich
[selbst]
.
U
این آمار به هیچ توضیحی نیاز ندارد.
Brauche ich ein Passwort?
U
به کد گذر
[برای شبکه رایانه]
نیاز دارم؟
Der Bedarf für Hygieneleistung ist gestiegen.
U
نیاز به خدمت بهداشت زیاد شده است.
Mit diesem Fragebogen soll erhoben werden, ob es notwendig ist, ...
U
با این پرسشنامه احتمال نیاز سنجیده می شود که ...
Wir brauchen dafür mindestens 10 Jahre.
U
ما کمکمش به ۱۰ سال
[برای این کار]
نیاز داریم.
Wir brauchen eine Umweltbehörde mit großer Schlagkraft.
U
ما به اداره محیط زیست که واقعا اثربخش باشد نیاز داریم.
Da muss ich etwas weiter ausholen.
U
این نیاز به کمی پیش زمینه
[توضیح بیشتر]
دارد.
Kolonie
{f}
U
گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی از قوانین و حکومت کشورشان در آنجا پیروی کنند
Zu den vorgeschlagenen Änderungen brauchen wir, glaube ich, mehr Informationen.
U
در مورد تغییرات پیشنهاد شده من فکر می کنم ما به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.
etwas abnehmen
U
رها
[باز]
کردن
[مثال کوله پشتی از کمر یا کمر بند تفنگ]
Ich liebe dich, weil ich dich brauche.
U
دوست دارم، چون بهت نیاز دارم.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com