Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 11 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Abneigung
{f}
U
عدم تمایل
[بی رغبتی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Er neigt zu Erkältungen.
U
او تمایل به سرماخوردگی دارد.
jemandem
[etwas]
gewogen sein
U
برای کسی
[چیزی]
مطلوب بودن
[تمایل داشتن]
Wenn die Patienten zu schnell aufstehen, kann es passieren, dass sie ohnmächtig werden.
U
اگر بیماران سریع بلند بشوند تمایل به غش کردن را خواهند داشت .
Ich muss gestehen, dass ich gegen ihn irgendwie voreingenommen bin.
U
من باید اعتراف بکنم که تا حدی تمایل به تنفر از او
[مرد]
را دارم.
Der Appetit kommt beim Essen.
<proverb>
U
با پیش رفت فعالیت تمایل افزایش می یابد.
[ضرب المثل]
Amok
{m}
U
جنون آنی با تمایل به آدم کشی و خرابکاری
möchten
U
تمایل داشتن
Trend
{m}
U
تمایل
Tendenz
{f}
U
تمایل
Strömung
{f}
U
تمایل
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com