Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Börsensturz
{m}
U
سقوط بورس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Einbruch
{m}
U
سقوط
[مثال بهای سهم در بورس]
Other Matches
Börse
{f}
U
بورس
Börsenkurs
{m}
U
نرخ بورس
Börsenspekulant
{m}
U
بورس باز
Börse
{f}
U
بورس سهام
Börsenspekulation
{f}
U
بورس بازی
Effektenbörse
{f}
U
بورس سهام
Wertpapierbörse
{f}
U
بورس سهام
Aktienbörse
{f}
U
بورس سهام
Fixer
{m}
U
بورس باز
Börsenzeitung
{f}
U
نشریه بورس
Börsenmakler
{m}
U
دلال بورس
Börsensturz
{m}
U
تنزل بورس
Börsenpreis
{m}
U
نرخ بورس
Börsenblatt
{n}
U
نشریه بورس
Fondsbörse
{f}
U
بورس سهام
außerbörsliche Käufe
{pl}
U
خرید در بیرون از بورس
Fondsbörse
{f}
U
بورس معاملات ارزی
Effektenbörse
{f}
U
بورس اوراق بهادار
Wertpapierbörse
{f}
U
بورس اوراق بهادار
Aktienbörse
{f}
U
بورس اوراق بهادار
Börse
{f}
U
بورس اوراق بهادار
außerbörslich
<adj.>
U
خارج از بورس
[فروخته شده ]
anziehen
U
رشد کردن
[مثال در بورس ]
Börsenbericht
{m}
U
گزارش بورس
[سهام و ارز]
anziehen
U
افزایش یافتن
[مثال در بورس ]
außerbörslicher Effektenmarkt
U
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
außerbörslicher Wertpapierhandel
U
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
außerbörsliche Interbankengeschäfte
{pl}
U
داد و ستد بین بانکی در خارج از بورس
außerhalb der Börse
[nachgestellt]
U
خارج از بورس
[فروخته شده ]
[در آخر جمله می آید]
Fall
{m}
U
سقوط
Absturz
{m}
U
سقوط
Einsturz
{m}
U
سقوط
Flugzeugabsturz
{m}
U
سقوط هواپیما
Absturz
{m}
U
سقوط ناگهانی
Abfall
{m}
U
سقوط - کاهش
schwänzen
U
باعث انحصار سهمی بطور خرید کلی شدن
[در بورس سهام]
aufschwänzen
U
باعث انحصار سهمی بطور خرید کلی شدن
[در بورس سهام]
eine Schwänze herbeiführen
U
باعث انحصار سهمی بطور خرید کلی شدن
[در بورس سهام]
stürzen
U
سقوط سنگین کردن
Fallgesetz
{n}
U
قانون سقوط اجسام
Fallhöhe
{f}
U
ارتفاع در سقوط آزاد
Fallgeschwindigkeit
{f}
U
سرعت در سقوط آزاد
Fallgeschwindigkeit
{f}
U
سرعت سقوط اجسام
Das Flugzeug stürzte ins Meer ab.
U
هواپیما در دریا سقوط کرد.
Er wurde bei einem Flugzeugabsturz getötet.
U
او
[مرد]
در سقوط هواپیمایی کشته شد.
Mit leichtsinnigen Ausgaben führte er den Zusammenbruch der Firma herbei.
U
او
[مرد]
با مخارج بی ملاحظه سبب سقوط شرکت شد.
abfallen
U
کاهش یافتن - سقوط کردن - مرتد شدن
Schwänze
{f}
U
گروهی که
[برای معامله قماری]
ازطریق خرید کلی انحصار میکنند
[گروه خریدار سفته باز]
[بورس سهام ]
Ring
{m}
[spekulative Aufkäufergruppe]
[Börse]
U
گروهی که انحصار میکنند
[برای معامله قماری]
ازطریق خرید کلی
[گروه خریدار سفته باز]
[بورس سهام ]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com