Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 24 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
etwas auf die Reihe
[bekommen]
kriegen
[bringen]
<idiom>
U
سبب وقوع امری شدن
[اصطلاح روزمره]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Vorahnung
{f}
U
فن احساس وقوع امری در آینده
[حدس ]
[گمان]
Ahnung
{f}
U
فن احساس وقوع امری در آینده
[حدس ]
[گمان]
Gefühl
{n}
U
فن احساس وقوع امری در آینده
[حدس ]
[گمان]
Verdacht
{m}
U
فن احساس وقوع امری در آینده
[حدس ]
[گمان]
durch Intuition
U
گمان بوسیله احساس وقوع امری
Other Matches
hingebungsvoll
<adj.>
U
متعهد به انجام امری
engagiert
<adj.>
U
متعهد به انجام امری
Befehlssatz
{m}
U
جمله امری
[دستور زبان]
Befehlsform
{f}
U
وجه امری
[دستور زبان]
zusagen, etwas zu tun
U
خود را به انجام امری متعهد نمودن
sich
[anderen gegenüber]
verpflichten, etwas zu tun
U
خود را به انجام امری متعهد نمودن
etwas
[Akkusativ]
als Selbstverständlichkeit ansehen
U
چیزی
[داستانی]
را امری آشکار در نظر گرفتن
Ausbruch
{m}
U
وقوع
Eintreten
{n}
U
وقوع
Frequenz
{f}
U
کثرت وقوع
Fahrerflucht
{f}
U
فرار راننده
[پس از وقوع حادثه]
etwas verursachen
U
سبب وقوع چیزی شدن
zu etwas führen
U
سبب وقوع چیزی شدن
Das hat dazu geführt, dass ...
U
این باعث وقوع وضعی شد که ...
etwas herbeiführen
U
سبب وقوع چیزی شدن
Chronik
{f}
U
گزارش وقایع به ترتیب تاریخ وقوع
Damit soll erreicht werden, dass ...
U
این به قصد سبب شدن وقوع وضعی است که ...
Das hat mit dazu geführt, dass ...
U
این در باعث شدن وقوع وضعی کمک کرد که ...
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com