Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Diät {f} U رژیم غذایی
Abmagerungskur {f} U رژیم غذایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Abmagerung {f} U لاغری [بوسیله رژیم غذایی]
Diätetik {f} U درمان با رژیم غذایی
Other Matches
Abmagerungskur {f} U رژیم لاغری
Demission {f} U کناره گیری [وزیر یا رژیم]
Diät {f} U پرهیز غذایی
Nahrungsmittel {n} U ماده غذایی
Nahrung {f} U ماده غذایی
Lebensmittel {n} U ماده غذایی
Gericht {n} U وعده غذایی
Futtermittel {n} U ماده غذایی [حیوانات]
Fäulnis {f} U عفونت [مواد غذایی]
Heißhunger auf etwas [Akkusativ] haben U یکدفعه هوس چیزی [غذایی] را کردن
als Beilage {f} U غذایی که پهلوی غذای اصلی است [آشپزی]
Back {f} U میز مشترک [برای هم غذایی در عرشه کشتی]
Nahrungsmittelring {m} U گروه سفته باز در [معامله] مواد غذایی
Eierspeise {f} U غذایی که بویژه با تخم مرغ آماده شده است
Langfristig verstopft fettreiche Ernährung die Arterien. U در دراز مدت مواد غذایی پر چربی باعث گرفتگی رگها می شوند .
Brunch {m} U غذایی که هم بجای ناشتا و هم بجای ناهارصرف شود
Gabelfrühstück {n} U غذایی که هم بجای ناشتا و هم بجای ناهارصرف شود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com