Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 98 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
nicht gezündet
<adj.>
U
روشن نشده
[به آتش نزده]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nicht eingeschätzt
U
درجه بندی نشده
[ارزیابی نشده]
hell
<adj.>
U
روشن
deutlich
<adj.>
U
روشن
nicht abgesagt
U
فسخ نشده
nicht gewertet
U
ارزیابی نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
کنترل نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
تست نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
بازرسی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
امتحان نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
ارزیابی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
ممیزی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
بررسی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
تایید نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
آزمایش نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
کنترل نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
تایید نشده
ungeprüft
<adj.>
U
تایید نشده
ungeprüft
<adj.>
U
کنترل نشده
nicht ausgegeben
<adj.>
U
توزیع نشده
nicht ausgegeben
<adj.>
U
منتشر نشده
ungeprüft
<adj.>
U
آزمایش نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
امتحان نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
بازرسی نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
تست نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
بررسی نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
ممیزی نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
ارزیابی نشده
ungeprüft
<adj.>
U
تست نشده
Unbeirrt
<adj.>
U
منصرف نشده
ungebrochen
<adj.>
U
نقض نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
آزمایش نشده
ungeprüft
<adj.>
U
بازرسی نشده
ungeprüft
<adj.>
U
امتحان نشده
ungeprüft
<adj.>
U
ارزیابی نشده
ungeprüft
<adj.>
U
ممیزی نشده
ungeprüft
<adj.>
U
بررسی نشده
ungebrochen
<adj.>
U
سرکوب نشده
ungebeugt
<adj.>
U
سرکوب نشده
nicht angemeldet
<adj.>
U
ثبت نشده
ungebrochen
<adj.>
U
رام نشده
erklären
U
روشن کردن
Aufgeklärtheit
{f}
U
روشن بینی
Aufgeklärtheit
{f}
U
روشن فکری
klarstellen
U
روشن کردن
klarlegen
U
روشن کردن
klären
U
روشن کردن
näher erläutern
U
روشن کردن
etwas klar machen
U
روشن کردن
hell
<adj.>
U
رنگ روشن
heller Himmel
{m}
U
آسمان روشن
etwas
[Akkusativ]
verdeutlichen
U
چیزی را روشن کردن
eine Zigarette anzünden
U
سیگاری را روشن کردن
etwas
[Akkusativ]
klarmachen
U
چیزی را روشن کردن
schwer anspringen
U
به سختی روشن شدن
ein Auto anlassen
U
ماشینی را روشن کردن
aufklären
U
روشن کردن
[موضوعی]
etwas anstellen
U
روشن کردن
[دستگاهی]
deutliche Aussprache
{f}
U
تلفظ واضح و روشن
zündeln
U
آتش روشن کردن
malvenfarbig
<adj.>
U
ارغوانی روشن
[رنگ]
mauve
<adj.>
U
ارغوانی روشن
[رنگ]
verschwunden
<adj.>
U
ناپدید شده
[پیدا نشده ]
nicht angezapft
<adj.>
U
متصل نشده
[در وسط مدار]
Der Motor will nicht anspringen.
U
موتور روشن نمی شود.
Beschickung
{f}
U
روشن کردن
[تنور یا کوره]
anlassen
U
روشن گذاشتن
[موتور یا خودرو]
Mein Auto springt nicht an.
U
اتومبیلم روشن نمی شود.
anmachen
U
روشن کردن
[کلید الکتریکی]
anspringen
U
روشن شدن
[مثال موتور]
Jemandem etwas verklickern
U
کسی را در باره چیزی روشن کردن
Aufklärungsarbeit
{f}
U
تلاش برای روشن کردن موضوعی
ein Motorrad durch Treten anlassen
U
موتورسیکلتی را با پا هندل زدن
[روشن کردن]
seine Angelegenheiten in Ordnung bringen
U
تکلیف کار خود را روشن کردن
beige
<adj.>
U
رنگ قهوه ای روشن مایل به زرد و خاکستری
das Abblendlicht einschalten
U
چراغ نور پایین
[ماشین]
را روشن کردن
nicht ausschalten
U
روشن گذاشتن
[خاموش نکردن]
[موتور یا خودرو]
anlassen
U
روشن کردن
[به کار انداختن]
[موتور یا خودرو]
Dunkelziffer
{f}
U
تعداد برآورد شده از موارد ناشناخته
[ثبت نشده]
Nacherklärung
{f}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Selbstanzeige
{f}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
eine beachtliche Dunkelziffer von Verbrechen
U
تعداد قابل توجهی از جنایت های کشف نشده
Druckfahne
{f}
U
نمونه ستونی و صفحه بندی نشده مطالب چاپی
Machst du das Feuer im Ofen an?
U
آیا شما این اجاق گاز را روشن می کنید؟
ein Feuer anmachen, um wilde Tiere fernzuhalten
U
آتش روشن می کنند تا جانوران وحشی را دور بکنند
anzünden
U
آتش زدن
[روشن کردن]
[مانند سیگار یا دستگاه گازی]
anbrennen
U
آتش زدن
[روشن کردن]
[مانند سیگار یا دستگاه گازی]
anmachen
U
آتش زدن
[روشن کردن]
[مانند سیگار یا دستگاه گازی]
entzünden
U
آتش زدن
[روشن کردن]
[مانند سیگار یا دستگاه گازی]
den Motor aufheulen lassen
U
موتور
[ماشین]
را روشن کردن
[که صدا مانند زوزه بدهد]
Selbstanzeige erstatten
U
تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
eine Nacherklärung einreichen
U
تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Steuerrecht
{n}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
[قانون]
[اصطلاح رسمی]
Jemandem Starthilfe geben
U
کمک برای روشن کردن
[خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
Da kommt noch etwas.
<idiom>
U
هنوز تمام نشده است.
[هنوز ادامه دارد]
Da kommt noch mehr.
<idiom>
U
هنوز تمام نشده است.
[هنوز ادامه دارد]
Das ist noch nicht alles.
<idiom>
U
هنوز تموم نشده.
[هنوز ادامه داره]
einen Motor mit Hilfe eines Starthilfekabels anlassen
U
موتوری را با کابل باتری به باتری روشن کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com