Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 15 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Folgen {pl} U دست آورد ها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Er machte dem Hund das Halsband ab . U او [مرد] قلاده را از گردن سگ در آورد.
Daraufhin erfolgte der Zugriff. U آن موقع بود که پلیس هجوم آورد.
Geld allein macht nicht glücklich. U پول خوشبختی نمی آورد.
Seeluft [Bergluft] macht hungrig. U هوای دریایی [کوهستانی] گشنگی می آورد.
Andenken {n} U یادگاری [وقتی که کسی از جایی با خود می آورد]
Souvenir {n} U یادگاری [وقتی که کسی از جایی با خود می آورد]
Mitbringsel {n} U یادگاری [وقتی که کسی از جایی با خود می آورد]
Der Mensch bringt Unglück. U این آدم بدشانسی می آورد.
Er erlangte dadurch Berühmtheit, dass er im Fernsehen auftrat. U او [مرد] با ظاهر شدن در تلویزیون جلال [شهرت] به دست آورد.
nicht aufzutreiben U نمیشود گیر آورد
Abholung {f} U رفت و آورد
Andenken {n} U ره آورد
das Maul aufreißen <idiom> U چیزهایی را بگویند که به مردم نباید گفت [مثال چقدر پول درمی آورد ماهانه]
Geld allein macht nicht glücklich. <proverb> U پول خوشبختی نمی آورد. [ضرب المثل]
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com