Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 23 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Krankenschwester {f} خانم پرستار [زن]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Krankenschwester {f} U پرستار [زن]
Betreuer {m} U پرستار
Betreuerin {f} U پرستار [زن]
Schwesternzimmer {n} U اتاق پرستار
Krankenpfleger {m} U پرستار مرد
Babysitter {m} U پرستار بچه
Operationsschwester {f} U پرستار اتاق عمل
Krankenpflegehelfer {m} U کمک پرستار [مرد]
OP-Schwester {f} U پرستار اتاق عمل
Krankenpflegehelferin {f} U کمک پرستار [زن] [شغل] [پزشکی]
Frau {f} U خانم
Damen U خانم ها
Dame {f} U خانم
Direktrice {f} U خانم رییس
Doktorin {f} U خانم دکتر
Prinzessin {f} U شاهزاده خانم
Fürstin {f} U شاهزاده خانم
die 28-jährige ehemalige Krankenschwester und jetzige selbständige Versicherungsberaterin U پرستار ۲۸ ساله که مشاور مستقل بیمه شده است
Damenwahl {f} U دعوت خانم ها از آقایون برای رقص
Damenwahl {f} U دعوت خانم ها از آقایون برای رقص
Die Dame übernimmt die Rechnung. U این خانم صورتحساب را پرداخت می کند.
Die Schwester drehte den Patienten auf die Seite und fragte ihn, ob er auch bequem liege. U پرستار بیمار را روی پهلو چرخاند و از او پرسید که آیا راحت [دراز کشیده] است.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com