Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Ich habe keinen Bock darauf. U حالش را ندارم. [اصطلاح]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Ihr geht es durchwachsen. U حالش [زن] بد نیست. [اصطلاح روزمره]
Ich habe keine Lust U من حوصله ندارم
Ich fühle mich schlecht. O حس خوبی ندارم.
Meine Schmerzen sind weg. U دیگر درد ندارم.
ich weiss es nicht. آگاهی ندارم [در باره اش] .
Ich hab kein Problem damit. <idiom> U من باهاش مشکلی ندارم.
Nichts für ungut! U قصد اهانت ندارم!
Ich habe kein Kleingeld. U من پول خرد ندارم.
Ich bin es nicht wert. U من ارزش اونو ندارم.
Es steht nicht in meiner Macht, Ihnen zu helfen. U من توانایی کمک به شما را ندارم.
Ich habe keine PIN-Nummer. U شماره شناسایی شخصی ندارم.
Ich kann nicht klagen. U من گله ای ندارم. [من راضی هستم]
Ich mag keinen Kaffee. - Ich auch nicht. U من قهوه دوست ندارم. - من هم همینطور.
Komm' ich heute nicht, komm' ich morgen. <proverb> U حالا امروز نه فردا [عجله ای ندارم]
In diesen Tagen habe ich nicht Zeit und Geduld U این روزها اصلا حال و حوصله ندارم
Ich komme momentan nicht viel unter [die] Leute. U این روزها من با مردم خیلی رفت و آمد ندارم.
Ich habe keine Ahnung. U هیچ آگاهی ندارم. [نمیتوانم تصور کنم چه چیزاست. ]
Ich will kein Aber hören, räum jetzt dein Zimmer auf. U حوصله ایراد و بهانه ندارم همین الآن اتاقت را مرتب کن.
Warum ist die Banane krumm? <idiom> U من هم جوابی ندارم. [وقتی کسی پرسشی دارد] [اصطلاح مجازی]
Mein Geld ist alle. U پول من تمام شد. [من دیگر پول ندارم.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com