Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 32 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Coffein {n} U جوهر قهوه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Kaffee {m} U قهوه
Braun <adj.> <adv.> U قهوه ای
Bräune {f} U رنگ قهوه ای
Braunkohle {f} U زغال قهوه ای
Braunbär {m} U خرس قهوه ای
Braun {n} U رنگ قهوه ای
Kaffeemühle {f} U قهوه خورد کن
Kaffeemaschine {f} U ماشین قهوه
Bohne {f} U میوه قهوه
Café {n} U قهوه خانه
Bohnenkaffee {m} U قهوه خالص
Espresso {m} U قهوه خانه کوچک
Espresso {m} U قهوه غلیظ [ایتالیایی]
Eisenoxidrauch {m} U بخار قهوه ای [اکسید آهن]
Ich mag keinen Kaffee. - Ich auch nicht. U من قهوه دوست ندارم. - من هم همینطور.
brauner Rauch {m} U بخار قهوه ای [اکسید آهن]
Internetcafe {n} U قهوه خانه با دسترسی به اینترنت
etwas [Akkusativ] kochen U چیزی دم کردن [مانند چای یا قهوه]
Essenz {f} U جوهر
Cappuccino {m} U کاپوچینو [نوعی قهوه مخلوط با خامه و کاکائو]
beige <adj.> U رنگ قهوه ای روشن مایل به زرد و خاکستری
Welches Lokal empfehlen Sie zum Kaffeetrinken? U کدام جا را برای نوشیدن قهوه پیشنهاد می کنید؟
Essigessenz {f} U جوهر سرکه
Atom {n} U جوهر فرد
Essigsäure {f} U جوهر سرکه
Apfelsäure {f} U جوهر سیب
Hotspot {m} U محل دسترس بیسیم به اینترنت [مثال در قهوه خانه]
Möchten Sie gerne eine Tasse Kaffee? U آیا دوست دارید یک لیوان قهوه داشته باشید؟
Ameisensäure {f} U جوهر مورچه [شیمی]
öffentlicher WLAN-Einwahlpunkt {m} U محل عمومی دسترس بیسیم به اینترنت [مثال در قهوه خانه]
Als das Essen beendet und weggeräumt war, machte meine Tante Kaffee. U وقتی که شام تمام و جمع کرده شد عمه ام [خاله ام] قهوه درست کرد.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com