Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Die Straßen sind verstopft.
U
جاده ها مسدود هستند.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Autostraße
{f}
U
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
Schnellstraße
{f}
U
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
mehrspurige Fahrbahn
{f}
U
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
Straße
{f}
mit geteilten Richtungsfahrbahnen
U
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
sich in die Kurve legen
<idiom>
U
در پیچ جاده با موتورسیکلت وزن خود را به طرف درون جاده منتقل کردن
ausfahrender Verkehr
{m}
U
جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
einfädelnder Verkehr
{m}
U
ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
ersticken
U
مسدود کردن
versperren
U
مسدود کردن
aussperren
U
مسدود کردن
zugestellt
[unpassierbar]
<adj.>
<past-p.>
U
مسدود شده
Klausurtagung
{f}
U
نشست مسدود
gesperrt
<adj.>
<past-p.>
U
مسدود شده
verbarrikadieren
U
مسدود کردن
verrammen
U
مسدود کردن
verrammeln
U
مسدود کردن
sperren
U
مسدود کردن
Poren verstopfen
U
مسدود کردن منافذ
den Luftraum sperren
U
مسدود کردن فضای هوایی
Jemanden von etwas ausschließen
U
مسدود کردن
[کسی از چیزی]
[اصطلاح رسمی ]
Die Dachrinne ist mit Blättern verstopft.
U
برگ ها ناودان باران را مسدود کرده اند.
Jemandem etwas
[Akkusativ]
verwehren
U
مسدود کردن
[کسی از چیزی]
[اصطلاح رسمی ]
verschließen
U
بستن
[جلو چیزی راگرفتن ]
[مسدود کردن]
verstopfen
U
بستن
[جلو چیزی راگرفتن ]
[مسدود کردن]
Sie sind gleichwertig
[ebenbürtig]
.
U
آنها همتراز هستند.
Straßensperre
{f}
U
سد جاده
Wellenbrecher
{m}
U
سد جاده
Bahn
{f}
U
جاده
Weg
{m}
U
جاده
Sind wir vollzählig?
U
همه کاملا اینجا هستند؟
So schwierig die Umstände auch sein mögen, ...
U
هر قدر هم که شرایط دشوار هستند، ...
Sind morgen die Geschäfte offen?
U
فردا مغازه هاباز هستند؟
Das sind unsere Plätze.
U
این جاها مال ما هستند.
ungleiche Brüder
{pl}
U
اشخاصی که اسما برادر هستند.
Autoverkehr
{m}
U
ترافیک
[جاده]
entlang dem Weg
U
در امتداد جاده
Ecke
{f}
U
پیچ
[جاده]
Fahrbahn
{f}
U
جاده اتومبیل رو
Fahrweg
{m}
U
جاده اتومبیل رو
Ausfallstraße
{f}
U
جاده اصلی
Bergpfad
{m}
U
جاده کوهستانی
Fahrdamm
{m}
U
جاده اتومبیل رو
Bergstraße
{f}
U
جاده کوهستانی
Spur
{f}
U
راه
[جاده ]
Parkstraße
{f}
U
جاده در پارک
Feldweg
{m}
U
جاده کشتزار
den Weg entlang
U
در امتداد جاده
Autostraße
{f}
U
جاده ماشین رو
Straßengraben
{m}
U
خندق جاده
Graben
{m}
U
خندق جاده
entlang des Weges
U
در امتداد جاده
Jungen sind nun einmal so.
U
پسرها حالا دیگه اینطور هستند.
Die Zwillinge sehen sich zum Verwechseln ähnlich.
U
دوقلوها خیلی شبیه یکدیگر هستند.
Die Mannschaften sind punktgleich.
U
تیم ها در امتیاز مساوی
[جفت]
هستند.
Die Läufer sind einander ebenbürtig.
U
این دوندگان با هم همتا
[برابر]
هستند.
weitere 50 sind geplant
U
۵۰ تای دیگر مورد انتظار هستند
Viele Amerikaner sind Nachkommen von Einwanderern.
U
خیلی از آمریکایی ها اولاد مهاجرها هستند.
Umweg
{m}
U
جاده
[مسیر]
انحرافی
Bahnkörper
{m}
U
جاده راه آهن
Rastplatz
{m}
U
جایگاه استراحت
[در جاده]
Spur
{f}
U
یک خط جاده برای یک مسیر
Fahrstreifen
{m}
U
یک خط جاده برای یک مسیر
Fahrspur
{f}
U
یک خط جاده برای یک مسیر
Strassenarbeiten
U
نوسازی جاده
[علامت]
Rasthof
{m}
U
جایگاه استراحت
[در جاده]
Graben
{m}
U
راه آب
[کنار جاده]
Straßensperre
{f}
U
مانع روی جاده
gewerblicher Straßenverkehr
U
ترافیک جاده تجاری
ankommender Verkehr
{m}
U
جاده وسایل که می آیند
Straßengraben
{m}
U
راه آب
[کنار جاده]
Beschilderung
{f}
U
علامت گذاری
[جاده]
abgehender Verkehr
{m}
U
جاده به راستای بیرونی
Wellenbrecher
{m}
U
مانع روی جاده
Dualismus
{m}
U
اعتقاد به اینکه تن و خرد دو هستی جداگانه هستند
Die Sheltand Inseln sind nördlich von Schottland.
U
جزیره های شلتند در شمال اسکاتلند هستند.
Was sind die wichtigsten Änderungen gegenüber den bisherigen Regelungen?
U
تغییرات اصلی نصبت به قوانین قبلی چه هستند؟
Ich nehme die dir mal ab.
U
من آنها را
[که دردستت هستند]
از تو می گیرم
[برای کمک]
.
ein plötzliches Schuldgefühl verspüren
U
ناگهانی احساس بکنند که گناه کار هستند
Sie betreiben ganz offen seinen Rausschmiss.
U
آنها آشکارا به دنبال اخراج شدن او هستند.
sperren und entleeren
[Ventil]
U
مسدود کردن و تخلیه کردن
[دریچه]
[مهندسی]
in den Graben fahren
U
با خودرو به خندق جاده رفتن
Er war in einen Verkehrsunfall verwickelt.
U
او
[مرد]
در یک تصادف جاده ای بود.
internationaler Straßenverkehr
U
ترابری بین المللی جاده ای
Autobahneinfahrt
{f}
U
[شاه راه]
جاده دسترسی
Dreick
{n}
U
دوشاخه
[در جاده ]
[اصطلاح روزمره]
Straßenkarte
{f}
U
نقشه جاده
[میان شهرها]
Einfahrt
{f}
U
جاده ورود
[برای ماشین]
Fahrbahn
{f}
U
وسط خیابان
[زمین جاده]
Fahrdamm
{m}
U
وسط خیابان
[زمین جاده]
Zwischen 1 und 2 liegen Welten.
<idiom>
U
۱ و ۲ یک دنیا باهم فرق دارند
[بسیار متفاوت هستند]
.
Rentner und alleinstehende Frauen sind ein bevorzugtes Ziel von Kriminellen.
U
بازنشستگان و زنان منفرد هدف ارجح جنایتکاران هستند.
Fahrradstreifen
{m}
U
راه دوچرخه
[در پیاده رو ی زمین جاده]
Radfahrstreifen
{m}
U
راه دوچرخه
[در پیاده رو یا زمین جاده]
Spur halten
U
روی خط جاده ماندن
[اتومبیل رانی ]
Der Wagen konnte nicht abgenommen werden.
U
خودرو امتحان جواز صلاحیت در جاده را رد شد.
Verkehr
{m}
U
رفت و آمد
[مثال در جاده یا خیابان]
Bahnübergang
{m}
U
محل تقاطع جاده یا خیابان با ریل
Autoverkehr
{m}
U
رفت و آمد
[مثال در جاده یا خیابان]
Lastzüge zusammenfalten
U
تا شدن کامیون در جاده
[بیشتر در تصادفات]
Schlenker
{m}
U
جاده
[مسیر]
انحرافی
[اصطلاح روزمره]
von der Straße abkommen
U
از جاده منحرف شدن
[ترا فیک]
Wo liegen die eigentlichen Gründe für die anhaltend hohe Arbeitslosigkeit im Iran?
U
دلایل اساسی برای بیکاری مداوما زیاد در ایران چه هستند؟
Nun, da wir vollzählig
[versammelt]
sind, können wir ja anfangen.
U
خوب حالا که همه اینجا هستند ما می توانیم شروع کنیم.
Falschfahrer
{m}
U
راننده ای که بر خلاف جهت جاده رانندگی می کند
Velostreifen
{m}
[auf der Fahrbahn]
U
راه دوچرخه
[روی زمین جاده]
[در سوییس]
Die Kirschen in Nachbars Garten schmecken immer süßer.
<proverb>
U
مرغ همسایه غازه
[مردم دیگر همیشه در موقعیت بهتری هستند.]
grenzüberschreitender Güterverkehr
{m}
U
حمل نقل بار بین المللی بوسیله جاده
ein Fahrzeug abnehmen lassen
U
خودرویی را برای جواز
[صلاحیت در]
جاده امتحان کردن
Rettungsgasse
{f}
U
راه
[باز شده در جاده]
برای وسایل اورژانس
Diese Gespräche sind für die Zukunft des Friedensprozesses entscheidend.
U
این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم
[حیاتی]
هستند.
Verbreitete Symptome für Diabetes sind Gewichtsverlust und Müdigkeit.
U
نشانه های رایج بیماری قند از دست دادن وزن و خستگی هستند.
falscher Freund
U
واژه ای در دو زبان که شبیه به هم هستند اما معنی آنها کاملا فرق دارد.
den Güterverkehr von der Straße auf die Schiene verlagern
U
حمل نقل بار را از جاده به راه آهن منتقل کردن
lahm legen
U
گیر کردن
[بستن جریانی]
[شلوغ کردن]
[مسدود کردن]
lähmen
U
گیر کردن
[بستن جریانی]
[شلوغ کردن]
[مسدود کردن]
verstopfen
U
گیر کردن
[بستن جریانی]
[شلوغ کردن]
[مسدود کردن]
blockieren
U
گیر کردن
[بستن جریانی]
[شلوغ کردن]
[مسدود کردن]
blockiert werden
U
مسدود شدن
[بسته شدن ]
[متراکم وانباشته شدن]
eine Kurve schneiden
<idiom>
U
در پیچ جاده ای ماشین را به درون راه راندن تا با سرعت بیشتر رانندگی بشود
[اصطلاح روزمره]
Mannschaft A liegt punktegleich mit Mannschaft B auf Platz zwei der Tabelle.
U
تیم آ با تیم ب برای رتبه دوم در جدول هم امتیاز هستند.
Die Hauptstraße geht halbrechts
[schräg rechts]
weiter.
U
این جاده اصلی به کمی راست
[مورب در سمت راست]
ادامه دارد.
einstellbares Rad
U
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com