Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
nicht überprüft
<adj.>
U
تایید نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
تایید نشده
ungeprüft
<adj.>
U
تایید نشده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nicht eingeschätzt
U
درجه بندی نشده
[ارزیابی نشده]
Billigung
{f}
U
تایید
Bestärkung
{f}
U
تایید
Erhärtung
{f}
U
تایید
Bekräftigung
{f}
U
تایید
Befürwortung
{f}
U
تایید
Anerkennung
{f}
U
تایید
Bestätigung
{f}
U
تایید
Empfangsbestätigung
{f}
U
تایید وصول
untermauern
U
تایید کردن
vorbehaltlich einer Bestätigung
U
مشروط بر تایید
Auftragsbestätigung
{f}
U
تایید سفارش
bekräftigen
U
تایید کردن
befürwortet
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
erlaubt
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
erlaubt
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
gestattet
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
konfirmieren
U
تایید کردن
gestattet
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
autorisiert
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
autorisiert
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
befürwortet
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
berechtigt
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
anerkannt
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
anerkannt
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
zugelassen
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
bewährt
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
quittieren
U
تایید کردن
bewährt
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
zugestimmt
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
zugestimmt
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
gebilligt
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
bestätigt
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
bestätigt
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
gebilligt
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
erprobt
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
zusagen
U
تایید کردن
erprobt
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
freigegeben
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
freigegeben
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
bewilligt
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
bewilligt
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
genehmigt
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
zugelassen
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
erhärten
U
تایید کردن
legitimiert
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
Beglaubigung
{f}
U
تایید
[امضا]
bestätigen
U
تایید کردن
genehmigt
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
bestärken
U
تایید کردن
befugt
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
berechtigt
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
befugt
<adj.>
<past-p.>
U
به تایید رسیده
legitimiert
<adj.>
<past-p.>
U
تایید شده
anerkannte Bank
{f}
U
بانک تایید شده
Beliebtheit
{f}
U
رتبه تایید
[سیاستمداری]
Beliebtheitsgrad
{m}
U
رتبه تایید
[سیاستمداری]
Vielen Dank für die Bestätigung Ihrer Anfrage!
U
از تایید درخواستتان خیلی متشکرم.
verbrieft
<adj.>
U
تایید شده توسط اسناد
Können Sie bitte meinen Fahrschein validieren?
U
می توانید بلیط من را تایید کنید؟
Ich möchte meine Reservierung bestätigen.
U
من می خواهم رزروم را تایید کنم.
Mach ich.
U
انجامش می دم.
[در تایید صحبت شخض مقابل]
Genau.
U
درسته.
[در هنگام تایید نظر شخص مقابل]
Genau!
U
دقیقا!
[در هنگام تایید نظر شخص مقابل]
Können Sie bitte mein nächstes Hotel anrufen zum Bestätigen?
U
می توانید شمابه هتل بعدی من برای تایید زنگ بزنید؟
etwas vom TÜV abnehmen lassen
U
تصویب
[تایید]
چیزی بوسیله اداره استاندارد ایمنی
[ آلمان]
nicht abgesagt
U
فسخ نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
تست نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
بازرسی نشده
Unbeirrt
<adj.>
U
منصرف نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
کنترل نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
آزمایش نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
بررسی نشده
nicht gewertet
U
ارزیابی نشده
nicht angemeldet
<adj.>
U
ثبت نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
آزمایش نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
ارزیابی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
ممیزی نشده
nicht ausgegeben
<adj.>
U
توزیع نشده
nicht ausgegeben
<adj.>
U
منتشر نشده
ungeprüft
<adj.>
U
آزمایش نشده
ungeprüft
<adj.>
U
کنترل نشده
ungeprüft
<adj.>
U
بررسی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
کنترل نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
بررسی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
تست نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
بازرسی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
امتحان نشده
ungeprüft
<adj.>
U
تست نشده
ungebrochen
<adj.>
U
نقض نشده
ungebrochen
<adj.>
U
رام نشده
ungebeugt
<adj.>
U
سرکوب نشده
ungeprüft
<adj.>
U
بازرسی نشده
ungeprüft
<adj.>
U
امتحان نشده
ungeprüft
<adj.>
U
ارزیابی نشده
ungeprüft
<adj.>
U
ممیزی نشده
ungebrochen
<adj.>
U
سرکوب نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
امتحان نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
ممیزی نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
ارزیابی نشده
verschwunden
<adj.>
U
ناپدید شده
[پیدا نشده ]
nicht gezündet
<adj.>
U
روشن نشده
[به آتش نزده]
nicht angezapft
<adj.>
U
متصل نشده
[در وسط مدار]
Druckfahne
{f}
U
نمونه ستونی و صفحه بندی نشده مطالب چاپی
Nacherklärung
{f}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Dunkelziffer
{f}
U
تعداد برآورد شده از موارد ناشناخته
[ثبت نشده]
Selbstanzeige
{f}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
eine beachtliche Dunkelziffer von Verbrechen
U
تعداد قابل توجهی از جنایت های کشف نشده
eine Nacherklärung einreichen
U
تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Selbstanzeige erstatten
U
تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Steuerrecht
{n}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
[قانون]
[اصطلاح رسمی]
Da kommt noch mehr.
<idiom>
U
هنوز تمام نشده است.
[هنوز ادامه دارد]
Da kommt noch etwas.
<idiom>
U
هنوز تمام نشده است.
[هنوز ادامه دارد]
Das ist noch nicht alles.
<idiom>
U
هنوز تموم نشده.
[هنوز ادامه داره]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com