Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 9 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
das Essen anbrennen [lassen] U بگذارند غذا ته بگیرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
die Erbsen über Nacht quellen lassen U نخودها را در مدت شب بگذارند بخیسند
sich einen Bart wachsen lassen U بگذارند ریششان بزرگ شود
Wasserbad {n} U دیگی که دیگ کوچک تری در آن جا بگیرد
wissbegierig <adj.> U پی جو [کسی که همه چیز را میخواهد یاد بگیرد]
neugierig <adj.> U پی جو [کسی که همه چیز را میخواهد یاد بگیرد]
Sie kann diesem Konzept eine Menge abgewinnen. U از این راه کار [عقیده] او [زن] می تواند خیلی سود بگیرد.
Jemanden auf Draht bringen <idiom> U کسی را یاد بدهند در کاری تند و درست تصمیم بگیرد [اصطلاح روزمره]
Wasserbad {n} U [ظرفی که ظرف کوچک تری در آن قرار بگیرد و مواد درون آن ظرف بطور غیر مستقیم گرم شود.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com