Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Es fiel mir ein. U به فکرم رسید.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Mir fällt einfach nichts ein. U هیچ چیز به فکرم نمیرسد.
Fälligkeit {f} U سر رسید
Eingang {m} U رسید
Bon {m} U رسید
Lastschrift {f} U رسید بدهکار
Empfangsschein {m} U قبض رسید
Empfangsbescheinigung {f} U قبض رسید
Es fiel mir ein. U به نظرم رسید.
Es ist zu Ende. U به پایان رسید.
Es ist aus. U به پایان رسید.
Es ist vorbei. U به پایان رسید.
Quittung {f} U قبض رسید
wareneingang U رسید محصول
Parkschein {m} U قبض رسید پارکینگ
fällige Steuern {pl} U مالیات سر رسید شده
voraussichtliche Ankunftszeit U تاریخ احتمالی رسید
Wenn es dann soweit ist, ... U وقتی که موقعش رسید...
Einzahlungsbeleg {m} U قبض بانکی [رسید پول]
Das Spiel ging unentschieden aus. U بازی مساوی به پایان رسید.
Das Spiel endete unentschieden. U بازی مساوی به پایان رسید.
planmäßige Ankunftszeit U تاریخ طبق برنامه رسید
Kassenbon ausdrucken? U چاپ قبض رسید را میخواهید؟
Das Projekt wurde per [mit] 1. [erstem] Juli beendet. U پروژه از اول ژولیه به پایان رسید.
Plötzlich tat sich eine Lösung auf. U ناگهان راه حلی به نظر رسید.
Der Plan ist schließlich gelungen. U برنامه عاقبت با موفقیت به نتیجه رسید.
Was für einen Eindruck machte er? U او برای شما چطور به نظر رسید؟
Die Feier schloss mit dem Vortrag eines passenden Gedichts. U مراسم با تلاوت شعر شایسته به پایان رسید.
die Kröte schlucken <idiom> U باید انجام کاری سخت یا ناخوشایند را پذیرفت تا بتوان به مقصد اصلی رسید
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com