Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
ihnen
<pron.>
U
به آنها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
sie
<pron.>
U
آنها
sie
<pron.>
U
آنها را
Er kann sie sehen.
U
میتواند آنها را ببیند.
Gibt es einen waschsalon mit Dienstleistung in der Nähe?
U
یک سالن لباس شویی که آنها برایم بشورند در نزدیکی به ما هست؟
falscher Freund
U
واژه ای در دو زبان که شبیه به هم هستند اما معنی آنها کاملا فرق دارد.
Sie verlieren das Spiel. Trotzdem sehen wir es uns an.
U
آنها بازی را می بازند. با این حال ما آن
[بازی]
را نگاه می کنیم.
Sie haben sich über seine Sprechweise mokiert.
U
آنها او را از طوری که حرف می زد دست انداختند.
Ich nehme die dir mal ab.
U
من آنها را
[که دردستت هستند]
از تو می گیرم
[برای کمک]
.
Die Miliz brannte das Dorf nieder, nahm die Bewohner gefangen und verlangte Lösegeld für sie.
U
جنگجویان غیر نظامی روستا را آتش زدند. ساکنین را اسیر گرفتند و درخواست پول برای آزادی آنها کردند.
Das Gericht machte kurzen Prozess mit ihnen.
U
دادگاه خیلی فوری به قضیه آنها رسیدگی کرد.
Opfer fühlen sich oft ohnmächtig gegenüber dem Verbrechen, das sie mitgemacht haben.
U
قربانیان اغلب در برابر گناهی که به آنها انجام شده حس ناتوانی می کنند.
Sie haben den Spagat zwischen der Beibehaltung des ländlichen Charms und moderner Umgestaltung geschafft.
U
آنها با موفقیت توانستند تعادل بین افسون روستایی و تبدیل مدرن را ایجاد کنند.
Sie sind gleichwertig
[ebenbürtig]
.
U
آنها همتراز هستند.
Sie sind altersmäßig nicht weit auseinander.
U
آنها از نظر سنی خیلی با هم فاصله ندارند.
Es geht ihnen gut.
U
آنها تامین مالی دارند .
Kurz vor dem Zugriff der Polizei gelang ihnen die Flucht.
U
چند دقیقه قبل از اینکه پلیس هجوم بیاورد آنها موفق شدند فرار بکنند.
Vielen von ihnen gelang die Flucht in den Jemen, wo sie eine neue Terrorgruppe bildeten.
U
بسیاری از آنها موفق به فراربه یمن شدند جایی که آنها یک گروه تروریستی جدید تشکیل دادند.
Ein Remis könnte sie den Aufstieg in die erste Liga kosten.
U
یک برابری
[در مسابقه]
می توانست پیشرفت به گروه اول برای آنها تمام بشود.
Beamte werden an jenen Standorten postiert, wo sie am meisten gebraucht werden.
U
افسران به مکان هایی که آنها بیشتر مورد نیازباشند مستقر شده اند.
Dann bekam ich die übliche Leier von der Frau und den Kindern zu hören, die er ernähren muss.
U
سپس داستان منتج شد به بهانه مرسوم زن و بچه ها که او
[مرد]
باید از آنها حمایت بکند.
Ihre Blicke trafen sich.
U
آنها به هم زل زدند.
[همینطور به معنی گفتگوی بدون مکالمه یا عشق به هم]
Seine Skulpturen fügen sich mit größter Selbstverständlichkeit in die Natur ein.
U
مجسمه های او به طبیعت طوری آمیخته میشوند انگاری که آنها به آنجا تعلق دارند.
Sie müssen das mindestens 2 Wochen im Voraus bekanntgeben
[ankündigen]
.
U
آنها باید این را کم کمش دو هفته قبلش آگاهی بدهند.
Er kaufte ihnen aus einem Schuldgefühl heraus teure Geschenke.
U
او
[مرد]
بخاطر احساس گناهش برای آنها هدیه گران بها خرید.
Sie haben mir die Schuld an dem Unfall gegeben.
U
آنها من را مقصر آن پیشامد دانستند.
Sie betreiben ganz offen seinen Rausschmiss.
U
آنها آشکارا به دنبال اخراج شدن او هستند.
Sie haben sich gegriffen.
U
آنها به یقه همدیگر پریدند.
Da standen sie in all ihrer Pracht.
U
آنجا آنها در تمام زر و زیور خود بودند.
Sie waren alle gleich.
U
همه آنها یکی بودند.
Briefbeschwerer
{m}
U
وزنه روی کاغذ
[چیز سنگینی که روی اوراق روی میز می گذارند تا باد آنها را پراکنده نسازد]
Sie leben den größten Teil des Jahres im Ausland.
U
آنها بخش بیشتری از سال را در خارج زندگی می کنند.
Sie haben mir ausnahmsweise erlaubt ...
U
آنها به من استثنأ اجازه دادند ...
Sie wechselten keine Worte.
U
هیچ کلمه ای بین آنها رد و بدل نشد.
Die Nachricht hat sie tief erschüttert.
U
این خبر آنها را بسیار پریشان کرد.
Klammer
{f}
U
میله چوبی با نوک تیز
[برای محکم بستن چیزی به آنها]
Pflock
{m}
U
میله چوبی با نوک تیز
[برای محکم بستن چیزی به آنها]
so dass sie im Stande sind
U
به طوری که آنها بتوانند
Sie machen eine Reise.
آنها میروند سفر.
ihrerseits
<adv.>
U
از طرف آنها
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com