Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Bierflasche
{f}
U
بطری آبجو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Pfand
{n}
U
گرو
[پولی که برای بطری یا قوطی نوشیدنی داده می شود وپس از برگردادن بطری خالی پس داده می شود.]
Bier
{n}
U
آبجو
Bierschaum
{m}
U
کف آبجو
Blume
{f}
U
کف آبجو
Bierlokal
{n}
U
آبجو فروشی
Bierstube
{f}
U
آبجو فروشی
Brauer
{m}
U
آبجو ساز
Brauerei
{f}
U
آبجو سازی
Bock
{m}
U
آبجو
[نوعی]
Bierglas
{n}
U
لیوان آبجو
Bierhefe
{f}
U
مخمر آبجو
Flaschenbier
{n}
U
آبجو شیشه ای
Brauhaus
{n}
U
کارخانه آبجو سازی
Bierkrug
{m}
U
آبجو خوری بزرگ
Bräu
{n}
U
کارخانه آبجو سازی
Bierbart
{m}
U
رد آبجو روی لب بالایی
Ein Bier spendieren.
U
یک آبجو
[برای کسی دیگر]
خریدن.
Er stürzte das Bier in vier Zügen hinunter.
U
او
[مرد]
آبجو را با چهار تا جرعه طولانی قورت داد.
Ein Bier bitte und danach einen Rum zum Nachspülen.
U
لطفا یک آبجو و بعد یک عرق رم که گلویم را صاف کند.
Bart
{m}
U
رد نوشیدنی روی لب بالایی
[مانند شیر یا آبجو و غیره]
Schluck zum Nachspülen
[stark alkoholisches Getränk]
U
آب میوه یا آبجو
[ یا نوشیدنی کم الکلی]
که پشت مشروب قوی و پر الکل می نوشند
Flasche
{f}
U
بطری
Rachenputzer
{m}
U
آب میوه یا آبجو
[ یا نوشیدنی کم الکلی]
که پشت مشروب قوی و پر الکل می نوشند
[اصطلاح روزمره]
Fläschchen
{n}
U
بطری کوچک
Korkenzieher
{m}
U
در بطری بازکن
Brandflasche
{f}
U
بطری آتش زا
Ampulle
{f}
U
بطری کوچک
Flaschenpfand
{n}
U
گروی بطری
Wasser in Flaschen
U
آب در بطری
[پلاستیکی]
Bettflasche
{f}
U
بطری آب گرم
Flaschenhals
{m}
U
قسمت باریک بطری
Pikkolo
{m}
U
بطری شامپاین کوچک
Abfüllanlage
{f}
U
دستگاه مخصوص پر کردن مایعات در بطری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com