Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Internationale Raumstation
{f}
U
ایستگاه فضایی بین المللی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Raumstation
{f}
ایستگاه فضایی
[ستاره شناسی]
Weltraumstation
{f}
U
ایستگاه فضایی
[ستاره شناسی]
international
<adj.>
U
بین المللی
Raumschiff
{n}
U
کشتی فضایی
Räumung
{f}
U
تخلیه
[فضایی]
Internationaler Führerschein
U
گواهینامه بین المللی
Weltbank
{f}
U
بانک بین المللی
Charta
{f}
U
قرارداد بین المللی
Charter
{m}
U
قرارداد بین المللی
im internationalen Vergleich
U
در معیارهای بین المللی
räumliche Informationen
U
اطلاعات فضایی
[فاصله ای]
internationaler Straßenverkehr
U
ترابری بین المللی جاده ای
SI
[Systeme international d'unites]
U
دستگاه بین المللی یکاها
Internationales Einheitensystem
{n}
U
دستگاه بین المللی یکاها
Länderspiel
{n}
U
مسابقه بین المللی
[ورزش]
Nationalspiel
{n}
U
مسابقه بین المللی
[ورزش]
Raumfähre
{f}
U
شاتل فضایی
[ستاره شناسی]
außer
[Dativ]
<prep.>
U
بیرون از
[فضایی یا فاصله ای]
[امکانات]
Bank für Internationalen Zahlungsausgleich
[BIZ]
U
بانک تسویه پرداخت بین المللی
Sterad
{m}
[sr]
U
استرادیان
[یکای زاویه فضایی ]
[ریاضی]
Steradiant
{m}
[sr]
U
استرادیان
[یکای زاویه فضایی ]
[ریاضی]
Haltestelle
{f}
ایستگاه
Im internationalen Vergleich ist Deutschland führend.
U
در معیارهای بین المللی آلمان نقش پیشرو دارد.
grenzüberschreitender Güterverkehr
{m}
U
حمل نقل بار بین المللی بوسیله جاده
Die SI-Einheit der Kraft ist das Newton.
U
یکای سیستم بین المللی نیرو نیوتن است.
Die Teilnehmerzahlen sind im internationalen Vergleich niedrig.
U
میزان مشارکت در مقایسه با استانداردهای بین المللی کم است .
Endstation
{f}
آخرین ایستگاه
Bushaltestelle
{f}
ایستگاه اتوبوس
Bahnhof
{m}
ایستگاه قطار
Bahnhof
{m}
ایستگاه مترو
Funkstation
{f}
U
ایستگاه رادیو
Endstation
{f}
U
ایستگاه آخر
Endhaltestelle
{f}
U
ایستگاه آخر
Autobushaltestelle
{f}
U
ایستگاه اتوبوس
Polizeirevier
{n}
U
ایستگاه کلانتری
Richtung
{f}
U
ایستگاه آخر
Busbahnhof
{m}
U
ایستگاه اتوبوس
U-Bahn Station
{f}
U
ایستگاه مترو
Autohof
{m}
U
ایستگاه کامیون
Polizeiwache
{f}
U
ایستگاه کلانتری
U-Bahnhof
{m}
[Untergrundbahnhof]
U
ایستگاه مترو
Bahnsteig
{m}
U
سکو
[ایستگاه قطار]
Bahnhof
{m}
ایستگاه راه آهن
Eisenbahnstation
{f}
U
ایستگاه راه آهن
Feuerwache
{f}
U
ایستگاه آتش نشانی
Flottenstation
{f}
U
ایستگاه نیروی دریایی
Bodenstation
{f}
U
ایستگاه زمین
[هواپیما]
Hält nicht überall.
U
[قطار]
هر ایستگاه نمی ایستد.
Bahnhofs-Übersichtsplan
{m}
U
برنامه کلی ایستگاه
[قطار]
Hauptbahnhof
{m}
ایستگاه مرکزی راه آهن
Bahnhofshalle
{f}
U
تالار ایستگاه راه آهن
Bahnsteig
{m}
U
سکوی ایستگاه راه آهن
Bahnhofsvorsteher
{m}
U
رییس ایستگاه راه آهن
Bahnhofswirtschaft
{f}
U
رستوران ایستگاه راه آهن
Eisenbahnknotenpunkt
{m}
U
ایستگاه تقاطع راه آهن
Elektroladepunkt
{m}
U
ایستگاه بارگیری خودروی الکتریکی
Elektroladestelle
{f}
U
ایستگاه
[جایگاه]
بارگیری خودروی الکتریکی
Perron
{m}
U
سکوی ایستگاه راه آهن
[در سوئیس]
Welche Haltestelle für Lankwitz?
U
کدام ایستگاه
[اتوبوس]
به لانکویتس می رود؟
Hält dieser Zug am Halensee?
U
این قطار در
[ایستگاه ]
هالنز می ایستد؟
Sag mir Bescheid, um welche Zeit du kommst und ich hole dich von der Endstation ab.
U
به من بگو کی میرسی و من با تو در ایستگاه آخری ملاقات میکنم.
Zentraler Omnibusbahnhof
[ZOB]
U
مرکز ایستگاه اتوبوس و وسیله نقلیه عمومی
Setzen Sie mich vor dem Bahnhof ab!
U
من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
Endstation. Alle aussteigen.
U
آخرین ایستگاه. همه پیاده بشن.
[حمل و نقل]
Die Antwort auf den Terrorismus muss bessere Geheimdienstinformation und bessere internationale Zusammenarbeit sein.
U
پاسخ به تروریسم باید اطلاعات بهتر سازمان مخفی و بهبودی همکاری های بین المللی باشد.
Sparpreis
{m}
U
بلیط ارزان
[آگهی در ایستگاه قطار یا وبگاه راه آهن]
Welcher Halt für Brandenburger Tor?
U
کدام ایستگاه مترو
[پیاده بشوم ]
برای دروازه براندنبورگ؟
geteilt
U
تقسیم شده
[نشان می دهد کدام ایستگاه قطار جدا میشود]
Breitspurbahn
{f}
U
فاصله بین دو خط راه آهن
[معیار بین المللی]
Dienstbezirk
{m}
U
ایستگاه پلیس
[در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
Revier
{n}
U
ایستگاه پلیس
[در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
Polizeirevier
{n}
U
ایستگاه پلیس
[در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
Anschlag
{m}
U
راهروی معدن
[ایستگاه معدن]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com