Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Bahnhof
{m}
ایستگاه راه آهن
Eisenbahnstation
{f}
U
ایستگاه راه آهن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Hauptbahnhof
{m}
ایستگاه مرکزی راه آهن
Bahnhof
{m}
ایستگاه قطار
Bahnhof
{m}
ایستگاه مترو
Haltestelle
{f}
ایستگاه
Endstation
{f}
آخرین ایستگاه
Bushaltestelle
{f}
ایستگاه اتوبوس
Sag mir Bescheid, um welche Zeit du kommst und ich hole dich von der Endstation ab.
U
به من بگو کی میرسی و من با تو در ایستگاه آخری ملاقات میکنم.
U-Bahnhof
{m}
[Untergrundbahnhof]
U
ایستگاه مترو
Busbahnhof
{m}
U
ایستگاه اتوبوس
Bahnsteig
{m}
U
سکو
[ایستگاه قطار]
Raumstation
{f}
ایستگاه فضایی
[ستاره شناسی]
Sparpreis
{m}
U
بلیط ارزان
[آگهی در ایستگاه قطار یا وبگاه راه آهن]
Bahnhofs-Übersichtsplan
{m}
U
برنامه کلی ایستگاه
[قطار]
geteilt
U
تقسیم شده
[نشان می دهد کدام ایستگاه قطار جدا میشود]
Hält nicht überall.
U
[قطار]
هر ایستگاه نمی ایستد.
Richtung
{f}
U
ایستگاه آخر
Hält dieser Zug am Halensee?
U
این قطار در
[ایستگاه ]
هالنز می ایستد؟
Zentraler Omnibusbahnhof
[ZOB]
U
مرکز ایستگاه اتوبوس و وسیله نقلیه عمومی
Welche Haltestelle für Lankwitz?
U
کدام ایستگاه
[اتوبوس]
به لانکویتس می رود؟
U-Bahn Station
{f}
U
ایستگاه مترو
Welcher Halt für Brandenburger Tor?
U
کدام ایستگاه مترو
[پیاده بشوم ]
برای دروازه براندنبورگ؟
Autohof
{m}
U
ایستگاه کامیون
Polizeiwache
{f}
U
ایستگاه کلانتری
Polizeirevier
{n}
U
ایستگاه کلانتری
Elektroladepunkt
{m}
U
ایستگاه بارگیری خودروی الکتریکی
Elektroladestelle
{f}
U
ایستگاه
[جایگاه]
بارگیری خودروی الکتریکی
Setzen Sie mich vor dem Bahnhof ab!
U
من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
Anschlag
{m}
U
راهروی معدن
[ایستگاه معدن]
Dienstbezirk
{m}
U
ایستگاه پلیس
[در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
Polizeirevier
{n}
U
ایستگاه پلیس
[در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
Revier
{n}
U
ایستگاه پلیس
[در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
Endstation. Alle aussteigen.
U
آخرین ایستگاه. همه پیاده بشن.
[حمل و نقل]
Eisenbahnknotenpunkt
{m}
U
ایستگاه تقاطع راه آهن
Bahnhofswirtschaft
{f}
U
رستوران ایستگاه راه آهن
Autobushaltestelle
{f}
U
ایستگاه اتوبوس
Bodenstation
{f}
U
ایستگاه زمین
[هواپیما]
Bahnhofshalle
{f}
U
تالار ایستگاه راه آهن
Flottenstation
{f}
U
ایستگاه نیروی دریایی
Bahnsteig
{m}
U
سکوی ایستگاه راه آهن
Bahnhofsvorsteher
{m}
U
رییس ایستگاه راه آهن
Feuerwache
{f}
U
ایستگاه آتش نشانی
Endhaltestelle
{f}
U
ایستگاه آخر
Funkstation
{f}
U
ایستگاه رادیو
Endstation
{f}
U
ایستگاه آخر
Perron
{m}
U
سکوی ایستگاه راه آهن
[در سوئیس]
Internationale Raumstation
{f}
U
ایستگاه فضایی بین المللی
Weltraumstation
{f}
U
ایستگاه فضایی
[ستاره شناسی]
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com