Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Er hat kein Recht zu ...
U
او حقی ندارد که ...
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
kein Problem!
U
مانعی ندارد!
macht nichts!
U
عیبی ندارد!
Kein Rückgeld.
U
پول خرد وجود ندارد.
[برای پس دادن]
Keine Rückgabe.
U
پول خرد وجود ندارد.
[برای پس دادن]
Kein Wechselgeld.
U
پول خرد وجود ندارد.
[برای پس دادن]
Er führt nichts Gutes im Schilde.
U
قصد خوبی در نظر ندارد.
Das tut nichts zur Sache.
U
این مهم نیست.
[این ربطی به موضوع ندارد.]
Das gehört nicht zur Sache.
U
این ربطی به موضوع ندارد.
Lügen haben kurze Beine.
<proverb>
U
دروغ عمرش کوتاه است.
[زود فاش می شود که حقیقت ندارد]
Es ist keine Schande, Fehler einzugestehen.
U
اشتباه خود را پذیرفتن ننگی ندارد
Es geht ihm schlecht.
U
وضع مالی او
[مرد]
خوب نیست.
[پول ندارد]
es Jemandem an nichts mangeln lassen
U
تضمین
[تامین]
کردن که کسی کمبودی ندارد
Wir sind fest davon überzeugt, dass Parteipolitik keinen Platz in der Außenpolitik hat.
U
ما کاملا متقاعد هستیم که سیاست حزب جایی در سیاست خارجی ندارد .
Es besteht kein Grund zur Sorge.
U
دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
Es besteht kein Grund zur Besorgnis.
U
دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
Es besteht kein Anlass, etw. zu tun.
U
دلیلی وجود ندارد که کاری انجام شود.
Es besteht keine Gefahr, dass sich das wiederholt.
U
خطری وجود ندارد که آن دوباره اتفاق بیافته.
... wenn ich
[dich]
fragen darf
U
... اگر پرسش من
[برای تو]
ایرادی ندارد
Kein Anschluss unter dieser Nummer.
U
همچنین شماره تلفنی وجود ندارد.
Für dieses Dilemma gibt es keine einfachen Antworten.
U
این مخمصه راه حل ساده ای ندارد.
Er hat in letzter Zeit keinen Appetit.
U
به تازگی او
[مرد]
هیچ اشتها ندارد.
Das sieht ihr überhaupt nicht ähnlich.
U
او
[زن]
اصلا همچنین رفتاری ندارد.
Diese Statistik spricht für sich
[selbst]
.
U
این آمار به هیچ توضیحی نیاز ندارد.
Keine Ursache!
U
کاری نکردم اهمیت ندارد!
Keine Ursache!
U
قابل ندارد!
[به عنوان تعارف]
Gern geschehen!
U
کاری نکردم اهمیت ندارد!
Gern geschehen!
U
قابل ندارد!
[به عنوان تعارف]
Nichts zu danken!
U
کاری نکردم اهمیت ندارد!
Nichts zu danken!
U
قابل ندارد!
[به عنوان تعارف]
Binnenland
{n}
U
کشوری که به دریا راه ندارد
Daran ist nichts auszusetzen.
U
این هیچ ایرادی ندارد.
Das stimmt nicht !
U
این حقیقت ندارد!
Gerne!
U
قابلی ندارد.
Bitte sehr
[schön]
.
U
قابلی ندارد.
Nicht der Rede wert.
U
قابلی ندارد.
Keine Ursache.
U
قابلی ندارد.
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com