Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
nicht überprüft <adj.> U امتحان نشده
nicht verifiziert <adj.> U امتحان نشده
ungeprüft <adj.> U امتحان نشده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nicht eingeschätzt U درجه بندی نشده [ارزیابی نشده]
Prüfung {f} U امتحان
Untersuchung {f} U امتحان
Tests {pl} U امتحان ها
Examen {n} U امتحان
Test {m} U امتحان
Erprobung {f} U امتحان [پزشکی]
Versuch {m} U امتحان [پزشکی]
versuchen U امتحان کردن
Untersuchung {f} U امتحان [پزشکی]
Aufnahmeprüfung {f} U امتحان ورودی
Klausur {f} U امتحان کتبی
Examinator {m} U امتحان کننده
Fachprüfung {f} U امتحان تخصصی
Abitur {n} U امتحان نهایی دبیرستان
eine Klausur schreiben U امتحان کتبی نوشتن
Klausur {f} U امتحان کتبی با ناظر
erfolgreich ablegen U قبول شدن - امتحان -
die Fahrprüfung ablegen U امتحان - عملی - رانندگی را گرفتن
sich [Dativ] etwas [Interessantes] [einmal] ansehen U چیزی را بررسی یا امتحان کردن
etwas anprobieren U چیزی را برای امتحان پوشیدن
sich [Dativ] etwas [Interessantes] [einmal] anschauen U چیزی را بررسی یا امتحان کردن
die Physikprüfung bestehen U در امتحان فیزیک قبول شدن
in Physik durchkommen U در امتحان فیزیک قبول شدن
Hand und Fuß haben <idiom> U از امتحان درست درآمدن [اصطلاح مجازی]
Ich sehe diese Prüfung als Herausforderung. U من این امتحان را بعنوان چالش می بینم.
Der Wagen konnte nicht abgenommen werden. U خودرو امتحان جواز صلاحیت در جاده را رد شد.
zu neuen Ufern aufbrechen <idiom> U چیزی [روشی ] کاملا متفاوت امتحان کردن
ein Fahrzeug abnehmen lassen U خودرویی را برای جواز [صلاحیت در] جاده امتحان کردن
nicht überprüft <adj.> U آزمایش نشده
Unbeirrt <adj.> U منصرف نشده
nicht angemeldet <adj.> U ثبت نشده
nicht gewertet U ارزیابی نشده
nicht abgesagt U فسخ نشده
ungebrochen <adj.> U سرکوب نشده
nicht verifiziert <adj.> U بررسی نشده
nicht verifiziert <adj.> U تست نشده
nicht verifiziert <adj.> U بازرسی نشده
nicht verifiziert <adj.> U ارزیابی نشده
nicht verifiziert <adj.> U ممیزی نشده
nicht ausgegeben <adj.> U توزیع نشده
nicht ausgegeben <adj.> U منتشر نشده
nicht verifiziert <adj.> U تایید نشده
nicht verifiziert <adj.> U کنترل نشده
nicht überprüft <adj.> U ممیزی نشده
nicht verifiziert <adj.> U آزمایش نشده
ungeprüft <adj.> U آزمایش نشده
ungeprüft <adj.> U ارزیابی نشده
ungeprüft <adj.> U ممیزی نشده
ungebrochen <adj.> U نقض نشده
ungebrochen <adj.> U رام نشده
ungebeugt <adj.> U سرکوب نشده
ungeprüft <adj.> U بازرسی نشده
ungeprüft <adj.> U کنترل نشده
ungeprüft <adj.> U تایید نشده
ungeprüft <adj.> U بررسی نشده
ungeprüft <adj.> U تست نشده
nicht überprüft <adj.> U بررسی نشده
nicht überprüft <adj.> U تایید نشده
nicht überprüft <adj.> U ارزیابی نشده
nicht überprüft <adj.> U تست نشده
nicht überprüft <adj.> U بازرسی نشده
nicht überprüft <adj.> U کنترل نشده
abschreiben U در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
abgucken U در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
übernehmen U در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
spicken U در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
absehen U در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
nicht gezündet <adj.> U روشن نشده [به آتش نزده]
verschwunden <adj.> U ناپدید شده [پیدا نشده ]
nicht angezapft <adj.> U متصل نشده [در وسط مدار]
Nacherklärung {f} U افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Selbstanzeige {f} U افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
eine beachtliche Dunkelziffer von Verbrechen U تعداد قابل توجهی از جنایت های کشف نشده
Druckfahne {f} U نمونه ستونی و صفحه بندی نشده مطالب چاپی
Dunkelziffer {f} U تعداد برآورد شده از موارد ناشناخته [ثبت نشده]
eine Nacherklärung einreichen U تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Selbstanzeige erstatten U تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Steuerrecht {n} U افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده [قانون] [اصطلاح رسمی]
A- Du meinst ich sollte zwei Tage für die Prüfung üben, um sie zu bestehen. Ich werde drei Tage dafür üben. B- Dann, nur zu! U الف - منظورت اینست که من باید دو روز تمرین کنم تا امتحان را قبول بشوم. من سه روز تمرین خواهم کرد. ب - خوب پس خدا بیشتر قدرت بده!
Da kommt noch mehr. <idiom> U هنوز تمام نشده است. [هنوز ادامه دارد]
Da kommt noch etwas. <idiom> U هنوز تمام نشده است. [هنوز ادامه دارد]
Das ist noch nicht alles. <idiom> U هنوز تموم نشده. [هنوز ادامه داره]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com