Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
nicht gewertet
U
ارزیابی نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
ارزیابی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
ارزیابی نشده
ungeprüft
<adj.>
U
ارزیابی نشده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
nicht eingeschätzt
U
درجه بندی نشده
[ارزیابی نشده]
Other Matches
Einschätzung
{f}
U
ارزیابی
Begutachtung
{f}
U
ارزیابی
Schätzung
{f}
U
ارزیابی
Auswertung
{f}
U
ارزیابی
Ermessen
{n}
U
ارزیابی
Annahme
{f}
U
ارزیابی
Abschätzung
{f}
U
ارزیابی
Badehose
U
ارزیابی
Bewertung
{f}
U
ارزیابی
schätzen
U
ارزیابی کردن
untersuchen
U
ارزیابی کردن
auswerten
U
ارزیابی کردن
Arbeitsbewertung
{f}
U
ارزیابی کار
analysieren
U
ارزیابی کردن
einschätzen
U
سنجیدن
[ارزیابی کردن]
taxieren
U
سنجیدن
[ارزیابی کردن]
feststellen
U
سنجیدن
[ارزیابی کردن]
erheben
U
سنجیدن
[ارزیابی کردن]
etwas abschätzen
U
سنجیدن
[ارزیابی کردن]
چیزی
bewerten
U
سنجیدن
[ارزیابی کردن]
[تشخیص دادن ]
einschätzen
U
سنجیدن
[ارزیابی کردن]
[تشخیص دادن ]
beurteilen
U
سنجیدن
[ارزیابی کردن]
[تشخیص دادن ]
nicht verifiziert
<adj.>
U
کنترل نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
بررسی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
تایید نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
آزمایش نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
ممیزی نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
امتحان نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
تست نشده
ungeprüft
<adj.>
U
بازرسی نشده
ungeprüft
<adj.>
U
امتحان نشده
ungeprüft
<adj.>
U
ممیزی نشده
ungebrochen
<adj.>
U
نقض نشده
ungebrochen
<adj.>
U
رام نشده
ungebeugt
<adj.>
U
سرکوب نشده
ungebrochen
<adj.>
U
سرکوب نشده
ungeprüft
<adj.>
U
تست نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
بازرسی نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
امتحان نشده
nicht verifiziert
<adj.>
U
ممیزی نشده
nicht ausgegeben
<adj.>
U
توزیع نشده
nicht ausgegeben
<adj.>
U
منتشر نشده
ungeprüft
<adj.>
U
آزمایش نشده
ungeprüft
<adj.>
U
کنترل نشده
ungeprüft
<adj.>
U
تایید نشده
ungeprüft
<adj.>
U
بررسی نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
تایید نشده
nicht angemeldet
<adj.>
U
ثبت نشده
Unbeirrt
<adj.>
U
منصرف نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
آزمایش نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
کنترل نشده
nicht abgesagt
U
فسخ نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
تست نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
بازرسی نشده
nicht überprüft
<adj.>
U
بررسی نشده
nicht gezündet
<adj.>
U
روشن نشده
[به آتش نزده]
nicht angezapft
<adj.>
U
متصل نشده
[در وسط مدار]
verschwunden
<adj.>
U
ناپدید شده
[پیدا نشده ]
Druckfahne
{f}
U
نمونه ستونی و صفحه بندی نشده مطالب چاپی
eine beachtliche Dunkelziffer von Verbrechen
U
تعداد قابل توجهی از جنایت های کشف نشده
Selbstanzeige
{f}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Dunkelziffer
{f}
U
تعداد برآورد شده از موارد ناشناخته
[ثبت نشده]
Nacherklärung
{f}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
einstufen
U
درجه بندی کردن
[ارزیابی کردن]
bewerten
U
درجه بندی کردن
[ارزیابی کردن]
gewichten
U
درجه بندی کردن
[ارزیابی کردن]
bemessen
U
درجه بندی کردن
[ارزیابی کردن]
vermessen
U
درجه بندی کردن
[ارزیابی کردن]
werten
U
درجه بندی کردن
[ارزیابی کردن]
einschätzen
U
درجه بندی کردن
[ارزیابی کردن]
Selbstanzeige erstatten
U
تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
eine Nacherklärung einreichen
U
تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Steuerrecht
{n}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
[قانون]
[اصطلاح رسمی]
einschätzen
U
ارزیابی کردن
[سنجیدن]
[مالیات بستن]
[به خراج گذاردن بر ]
[تعیین کردن ]
[بستن ]
erheben
U
ارزیابی کردن
[سنجیدن]
[مالیات بستن]
[به خراج گذاردن بر ]
[تعیین کردن ]
[بستن ]
feststellen
U
ارزیابی کردن
[سنجیدن]
[مالیات بستن]
[به خراج گذاردن بر ]
[تعیین کردن ]
[بستن ]
taxieren
U
ارزیابی کردن
[سنجیدن]
[مالیات بستن]
[به خراج گذاردن بر ]
[تعیین کردن ]
[بستن ]
Da kommt noch mehr.
<idiom>
U
هنوز تمام نشده است.
[هنوز ادامه دارد]
Da kommt noch etwas.
<idiom>
U
هنوز تمام نشده است.
[هنوز ادامه دارد]
Das ist noch nicht alles.
<idiom>
U
هنوز تموم نشده.
[هنوز ادامه داره]
etwas
[Akkusativ]
abschätzen
U
چیزی را ارزیابی کردن
[سنجیدن]
[مالیات بستن بر چیزی]
[به خراج گذاردن بر چیزی ]
[تعیین کردن چیزی]
[چیزی را بستن ]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com