Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Mehrbettzimmer nur für Frauen
U
اتاق چند تخت خوابه فقط برای بانوان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Dreibettzimmer
{n}
U
اتاق سه تخت خوابه
gemischtes Mehrbettzimmer
{n}
U
اتاق چند خوابه مختلط
Kochnische
{f}
U
گوشه اتاق برای آشپزی
Ich möchte ein Zimmer für drei Personen.
U
من یک اتاق برای سه نفر می خواهم.
Ich möchte ein Zimmer für eine Nacht reservieren.
U
من میخواهم یک اتاق برای یک شب رزرو کنم.
Ich möchte ein Zimmer für drei Nächte reservieren.
U
من می خواهم یک اتاق برای سه شب رزرو کنم.
Zimmer frei
U
اتاق برای اجاره
[در خانه شخصی]
[در آگهی]
Gästezimmer
{n}
U
اتاق برای اجاره
[در خانه شخصی]
[در آگهی]
Privatzimmer
{n}
U
اتاق برای اجاره
[در خانه شخصی]
[در آگهی]
Ich möchte ein Zimmer für morgen reservieren.
U
من می خواهم یک اتاق برای فردا رزرو کنم.
Ich möchte ein Zimmer für den einundzwanzigsten Juni reservieren.
U
من می خواهم یک اتاق برای ۲۱ ژوین رزرو کنم.
Wie viel kostet ein Zimmer für zwei Personen?
U
بهای یک اتاق برای دو نفر چقدر است؟
Damentoilette
{f}
U
توالت بانوان
Damenmannschaft
{f}
U
تیم بانوان
Ich möchte ein Zimmer für eine Person
[zwei Personen]
reservieren.
U
من می خواهم یک اتاق برای یک نفر
[دو نفر]
رزرو کنم.
Fußboden
{m}
U
کف اتاق
Falltür
{f}
U
در کف اتاق
Raum
{m}
U
اتاق
Boden
{m}
U
کف اتاق
Zimmer
{n}
U
اتاق
Ankleidezimmer
{n}
U
اتاق رخت کن
Badezimmer
{n}
U
اتاق حمام
Estrich
{m}
U
مصالح کف اتاق
Fußbodenbelag
{m}
U
کف پوش اتاق
Verhandlungssaal
{m}
U
اتاق دادگاه
Fußbodenbelag
{m}
U
پوشش کف اتاق
Hobbyraum
{m}
U
اتاق سرگرمی
Doppelzimmer
{n}
U
اتاق دونفره
Was für ein charmantes Zimmer!
U
چه اتاق فریبایی!
Familienzimmer
{n}
U
اتاق خوانوادگی
Einzelzimmer
{n}
U
اتاق یکنفره
Kreißsaal
{m}
U
اتاق زایمان
Bohnerwachs
{n}
U
واکس کف اتاق
Kinderzimmer
{n}
اتاق بچه
Einbettzimmer
{n}
U
اتاق یک نفره
Doppelzimmer
{n}
U
اتاق دو تخته
Billardzimmer
{n}
U
اتاق بیلیارد
Einzelzimmer
{n}
U
اتاق یک نفره
Folterkammer
{f}
U
اتاق شکنجه
Ankleideraum
{m}
U
اتاق رخت کن
Bootsverleih
{m}
U
کرایه اتاق
Schwesternzimmer
{n}
U
اتاق پرستار
Wartezimmer
{n}
U
اتاق انتظار
Amtsstube
{f}
U
اتاق اداره
Beratungszimmer
{n}
U
اتاق مشاوره
Dachstube
{f}
U
اتاق زیرشیوانی
Amtsstube
{f}
U
اتاق دفتر
Arbeitszimmer
{n}
U
اتاق مطالعه
Empfangszimmer
{n}
U
اتاق پذیرایی
Fremdenzimmer
{n}
U
اتاق اجاره ای
Besprechungszimmer
{n}
U
اتاق کنفرانس
Einbettzimmer
{n}
U
اتاق یک تختخوابه
Bootsvermietung
{f}
U
کرایه اتاق
Diele
{f}
U
تخته کف اتاق
Dachkammer
{f}
U
اتاق زیر شیروانی
Dachstube
{f}
U
اتاق زیر شیروانی
abwesend vom Computer
U
دور از کامیوتر
[در اتاق چت]
Operationsschwester
{f}
U
پرستار اتاق عمل
OP-Schwester
{f}
U
پرستار اتاق عمل
Erker
{m}
U
شاه نشین
[اتاق]
Coupé
{n}
U
اتاق داخل ترن
Dachboden
{m}
U
اتاق زیر شیروانی
nicht an der Tastatur
U
دور از کامیوتر
[در اتاق چت]
Arbeitszimmer
{n}
U
اتاق کار
[کارگاه ]
Es gibt ein Problem mit meinem Zimmer.
U
اتاق من اشکال دارد.
Cockpit
{n}
U
اتاق خلبان
[هواپیما]
Das Zimmer ist schmutzig.
U
اتاق کثیف است.
Rettungsstelle
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Notfallstation
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Notfallaufnahme
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Unfallstation
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Ich möchte ein Doppelzimmer.
U
من یک اتاق دو نفره می خواهم.
Es gibt kein
[warmes]
Wasser.
U
آب
[گرم]
نیست.
[در اتاق]
Ich nehme es.
U
من این
[اتاق]
را برمیدارم.
Klausur
{f}
U
اتاق راهبان
[دین]
Ich möchte ein Einzelzimmer.
U
من یک اتاق یک نفره می خواهم.
Ich möchte ein Dreibettzimmer.
U
من یک اتاق سه تخته میخواهم.
eigenes Bad
U
با حمام
[اتاق هتل]
Notaufnahme
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Notaufnahmestelle
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Haben Sie etwas ruhigeres?
U
ساکت تر از این دارید؟
[اتاق]
Das Zimmer ist stinkig.
U
اتاق بوی گند می دهد.
Haben Sie etwas mit Aussicht?
U
با منظره دارید؟
[اتاق هتل]
Rinder
[Zimmer]
in übelstem Zustand
U
دام
[اتاق]
در بدترین وضعیت
Maria ist im Zimmer nebenan.
U
ماری در اتاق پهلویی است.
Das Zimmer ist verschimmelt.
U
اتاق کپک زده است.
Haben Sie ein Zimmer?
U
یک اتاق دارید؟
[گفتگو روزمره]
Das Zimmer ist verraucht.
U
اتاق دود گرفته است.
Haben Sie etwas helleres?
U
روشنتر از این دارید؟
[اتاق]
Darf ich ein Zimmer sehen?
U
اجازه دارم یک اتاق را ببینم؟
Das Zimmer ist laut.
U
اتاق
[در جای]
پر سروصدایی است.
Haben Sie etwas kleineres?
U
کوچکتر از این دارید؟
[اتاق]
Haben Sie etwas größeres?
U
بزرگتر از این دارید؟
[اتاق]
Arbeitszimmer
{n}
U
اتاق کار یا تدریس
[در خانه]
Ich möchte ein Doppelbettzimmer.
U
من یک اتاق با یک تخت دو نفره میخواهم.
Bleikammerverfahren
{n}
U
فرایند اتاق سربی
[شیمی]
Haben Sie etwas günstigeres?
U
ارزانتر از این دارید؟
[اتاق]
Haben Sie etwas besseres?
U
بهتر از این دارید؟
[اتاق]
Darf ich ein anderes Zimmer sehen?
U
اجازه دارم یک اتاق دیگری ببینم؟
mieten
U
اجاره کردن
[اتاق و آپارتمان و غیره]
nur mit Waschbecken
U
فقط با دست شویی
[اتاق در هتل ]
Haben Sie etwas auf einer niedrigeren Etage?
U
در طبقه پایینتر دارید؟
[اتاق هتل]
Haben Sie etwas auf einer höheren Etage?
U
در طبفه بالاتر دارید؟
[اتاق هتل]
Bude
{f}
U
اتاق خصوصی
[در خانه]
[اصطلاح روزمره]
Dachbodenleiter
{f}
U
نردبان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Dachbodenleiter
{f}
U
پلکلان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Bett im Mehrbettzimmer
{n}
U
تخت خواب در اتاق چند تختخوابه
Wie viel Betten pro Zimmer?
U
چند تا تخت خواب در هر اتاق
[هست]
؟
Wir müssen das Zimmer in Ordnung bringen.
U
ما باید اتاق را آماده
[مرتب]
کنیم.
mieten
U
کرایه کردن
[اتاق و آپارتمان و غیره]
Wann muss ich das Zimmer verlassen?
U
کی باید از اتاق
[هتل ]
بیایم بیرون؟
Das Zimmer ist zu heiss
[kalt]
.
U
اتاق بیش از حد داغ
[سرد]
است.
Das Zimmer ist muffig.
U
اتاق بوی ناگرفته پوسیده دارد.
Haben Sie WLAN im Zimmer?
U
شبکه بیسیم رایانه در اتاق دارید؟
[در هتل]
Wie viel kostet ihr günstigstes Zimmer?
U
قیمت ارزانترین اتاق شما چقدر است؟
Wie kann ich das Zimmer kühler
[wärmer]
machen?
U
چطور می توانم اتاق را سردتر
[گرمتر]
بکنم؟
Suite
{f}
U
اتاق
[با آشپزخانه کوچک و حمام و میز نهار]
Hotelzimmer sind dort ziemlich teuer.
U
قیمت
[اتاق]
هتل آنجا واقعا گران است.
fliessendes Wasser
U
دستشویی در اتاق است ولی توالت و حمام نیست
[مهمانسرا]
Haben Sie ein rollstuhl-gängiges Zimmer?
U
شما یک اتاق که قابل دسترس صندلی چرخ دار باشد دارید؟
Nach dem Essen zieht er sich gerne in sein Arbeitszimmer zurück.
U
پس از شام او
[مرد]
دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
Lasterhöhle
{f}
U
اتاق ترسناک و وحشتناک
[اصطلاح تحقیر آمیز]
[اصطلاح روزمره]
Ansteckbukett
{n}
U
دسته گلی که برای زدن روی مچ دست تهیه میشود
[برای جشن فارغ التحصیل از دبیرستان]
Wir ersuchen um eine Vorlaufzeit von mindestens zwei Wochen
[damit wir]
[für etwas]
[vor etwas]
.
U
درخواست می شود که لطفا دو هفته برای پیشگیری
[کار]
اعطاء کنید
[تا ما ]
[برای چیزی]
[قبل از چیزی]
.
für mich allein
U
تنها برای من
[برای من تنهایی]
dediziert
<adj.>
U
اختصاصی
[برای کار خاص]
[برای مقصود خاص]
[رایانه شناسی]
zu Ihrer Information
U
برای آگاهی شما
[برای اینکه شما آگاه باشید]
zur Information
U
برای آگاهی شما
[برای اینکه شما آگاه باشید]
eigen
<adj.>
U
اختصاصی
[برای کار خاص]
[برای مقصود خاص]
eigens
[dafür]
eingerichtet
<adj.>
U
اختصاصی
[برای کار خاص]
[برای مقصود خاص]
fest zugeordnet
<adj.>
U
اختصاصی
[برای کار خاص]
[برای مقصود خاص]
sich um etwas reißen
U
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
sich um etwas
[Akkusativ]
raufen
U
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
Jemanden für etwas besonders empfänglich
[anfällig]
machen
U
کسی را برای چیزی مستعد کردن
[زمینه چیزی را برای کسی مهیاساختن ]
per
U
برای هر
für
U
برای هر
pro
U
برای هر
für
[ Akkusativ]
<prep.>
U
برای
und zwar
<adv.>
U
برای مثال
fernerhin
<adv.>
U
برای آینده
auf die Dauer
U
برای ادامه
für die Zukunft
U
برای آینده
für alle
U
برای همه
Bemühungen
{pl}
[um]
U
کوشش
[برای]
Bemühungen
{pl}
[um]
U
تلاش
[برای]
Zum Beispiel?
U
برای مثال؟
zum Beispiel
برای نمونه
zum Beispiel
برای مثال
um zu ...
U
برای
[اینکه]
alternativ
[zu]
<adj.>
U
دیگری
[برای]
zur Ansicht
U
برای بازرسی
als Rache
[für]
U
انتقام
[برای]
künftig
<adv.>
U
برای آینده
um ... zu
U
برای
[اینکه]
Ewig
U
برای همیشه
eine Übernachtungsmöglichkeit
{f}
U
خوابگاه برای یک شب
denn
<conj.>
U
برای اینکه
Ewigkeit
{f}
U
برای همیشه
da
<conj.>
U
برای اینکه
deswegen
<conj.>
U
برای اینکه
zum Kochen geeignet
<adj.>
U
برای آشپزی
Gleichfalls.
برای تو هم همینطور.
weil
<conj.>
U
برای اینکه
Ausstellung
{f}
[Genitiv]
[über etwas]
U
نمایشگاه
[برای چیزی]
Werbepause
{f}
U
وقفه برای آگهی
Touristeninformation
{f}
U
اطلاعات برای توریست
suchen
[nach]
U
جستجو کردن
[برای]
Dekokt
{n}
U
جوشانده
[برای درمان]
War einkaufen für Weihnachten ganzen Tag
U
خرید می کرد برای روز کریسمس
Ich möchte, dass es mir bewiesen wird...
میخوام برای من اثبات بشه...
Heft
{n}
دفتر
[برای نوشتن]
Finderlohn
{m}
U
مژدگانی
[برای یابنده]
Dankopfer
{n}
U
قربانی برای شکرگزاری
Ausschau halten
[nach]
U
جستجو کردن
[برای]
zweckgebunden
<adj.>
U
برای هدفی ویژه
Zu vermieten
U
برای اجاره
[علامت]
Sie
<pron.>
U
شما
[رسمی برای تو]
schön
<adj.>
U
قشنگ
[برای زن یا اشیا]
hübsch
<adj.>
U
قشنگ
[برای مرد]
Zu verkaufen
U
برای فروش
[علامت]
Eroberungskrieg
{m}
U
جنگ برای کشورگشایی
Hypothek
{f}
[auf]
U
رهن
[برای خانه]
sich freiwillig melden
[zu]
U
داوطلب شدن
[برای]
Fahrstreifen
{m}
U
یک خط جاده برای یک مسیر
Spur
{f}
U
یک خط جاده برای یک مسیر
Parfümerie
{f}
U
عطریات
[فقط برای بو]
Hypothek
{f}
[auf]
U
گرو
[برای ملک]
Bewerbung
{f}
[um, für etwas]
U
درخواست نامه
[برای]
Fahrspur
{f}
U
یک خط جاده برای یک مسیر
Sonnenschirm
{m}
[für Damen]
U
سایبان
[برای خانمان]
schwimmen gehen
U
برای شنا رفتن
baden gehen
U
برای شنا رفتن
Familienermäßigung
{f}
U
تخفیف برای خانواده
Kinderermäßigung
{f}
U
تخفیف برای بچه ها
Werbeunterbrechung
{f}
U
وقفه برای آگهی
bereitstehen für
[um zu]
U
آماده بودن برای
Schutz
{m}
U
جایی برای حفاظت
geschützter Ort
{m}
U
جایی برای حفاظت
parat
[für; zu]
<adj.>
U
آماده
[حاضر]
[برای]
Ich bin dabei!
U
من حاضرم برای اشتراک!
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com