Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Das Zimmer ist muffig.
U
اتاق بوی ناگرفته پوسیده دارد.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Es gibt ein Problem mit meinem Zimmer.
U
اتاق من اشکال دارد.
Nach dem Essen zieht er sich gerne in sein Arbeitszimmer zurück.
U
پس از شام او
[مرد]
دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
schlecht sein
U
پوسیده شدن
Wände haben Ohren
<idiom>
U
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
Boden
{m}
U
کف اتاق
Falltür
{f}
U
در کف اتاق
Zimmer
{n}
U
اتاق
Fußboden
{m}
U
کف اتاق
Raum
{m}
U
اتاق
Wartezimmer
{n}
U
اتاق انتظار
Schwesternzimmer
{n}
U
اتاق پرستار
Kreißsaal
{m}
U
اتاق زایمان
Verhandlungssaal
{m}
U
اتاق دادگاه
Kinderzimmer
{n}
اتاق بچه
Badezimmer
{n}
U
اتاق حمام
Dachstube
{f}
U
اتاق زیرشیوانی
Familienzimmer
{n}
U
اتاق خوانوادگی
Doppelzimmer
{n}
U
اتاق دونفره
Einzelzimmer
{n}
U
اتاق یکنفره
Was für ein charmantes Zimmer!
U
چه اتاق فریبایی!
Einbettzimmer
{n}
U
اتاق یک نفره
Doppelzimmer
{n}
U
اتاق دو تخته
Billardzimmer
{n}
U
اتاق بیلیارد
Einzelzimmer
{n}
U
اتاق یک نفره
Folterkammer
{f}
U
اتاق شکنجه
Ankleideraum
{m}
U
اتاق رخت کن
Bootsverleih
{m}
U
کرایه اتاق
Amtsstube
{f}
U
اتاق اداره
Estrich
{m}
U
مصالح کف اتاق
Ankleidezimmer
{n}
U
اتاق رخت کن
Fußbodenbelag
{m}
U
پوشش کف اتاق
Empfangszimmer
{n}
U
اتاق پذیرایی
Fremdenzimmer
{n}
U
اتاق اجاره ای
Besprechungszimmer
{n}
U
اتاق کنفرانس
Einbettzimmer
{n}
U
اتاق یک تختخوابه
Diele
{f}
U
تخته کف اتاق
Bootsvermietung
{f}
U
کرایه اتاق
Beratungszimmer
{n}
U
اتاق مشاوره
Fußbodenbelag
{m}
U
کف پوش اتاق
Bohnerwachs
{n}
U
واکس کف اتاق
Hobbyraum
{m}
U
اتاق سرگرمی
Arbeitszimmer
{n}
U
اتاق مطالعه
Amtsstube
{f}
U
اتاق دفتر
Ich habe das Gefühl
[so eine Ahnung]
, dass es diesmals anders ist.
U
بدلم برات شده که این بار فرق دارد.
[سخت گمان دارم که این بار فرق دارد.]
Cockpit
{n}
U
اتاق خلبان
[هواپیما]
Dachstube
{f}
U
اتاق زیر شیروانی
Dachkammer
{f}
U
اتاق زیر شیروانی
Notfallaufnahme
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Unfallstation
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Notaufnahmestelle
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Ich möchte ein Dreibettzimmer.
U
من یک اتاق سه تخته میخواهم.
Notaufnahme
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Notfallstation
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
Dachboden
{m}
U
اتاق زیر شیروانی
Erker
{m}
U
شاه نشین
[اتاق]
Coupé
{n}
U
اتاق داخل ترن
Klausur
{f}
U
اتاق راهبان
[دین]
Rettungsstelle
{f}
U
اتاق عمل اورژانس
OP-Schwester
{f}
U
پرستار اتاق عمل
eigenes Bad
U
با حمام
[اتاق هتل]
Operationsschwester
{f}
U
پرستار اتاق عمل
Dreibettzimmer
{n}
U
اتاق سه تخت خوابه
Es gibt kein
[warmes]
Wasser.
U
آب
[گرم]
نیست.
[در اتاق]
Das Zimmer ist schmutzig.
U
اتاق کثیف است.
Ich möchte ein Doppelzimmer.
U
من یک اتاق دو نفره می خواهم.
abwesend vom Computer
U
دور از کامیوتر
[در اتاق چت]
Ich nehme es.
U
من این
[اتاق]
را برمیدارم.
nicht an der Tastatur
U
دور از کامیوتر
[در اتاق چت]
Arbeitszimmer
{n}
U
اتاق کار
[کارگاه ]
Ich möchte ein Einzelzimmer.
U
من یک اتاق یک نفره می خواهم.
Das Zimmer ist verraucht.
U
اتاق دود گرفته است.
Das Zimmer ist laut.
U
اتاق
[در جای]
پر سروصدایی است.
Das Zimmer ist verschimmelt.
U
اتاق کپک زده است.
Arbeitszimmer
{n}
U
اتاق کار یا تدریس
[در خانه]
Bleikammerverfahren
{n}
U
فرایند اتاق سربی
[شیمی]
gemischtes Mehrbettzimmer
{n}
U
اتاق چند خوابه مختلط
Ich möchte ein Zimmer für drei Personen.
U
من یک اتاق برای سه نفر می خواهم.
Rinder
[Zimmer]
in übelstem Zustand
U
دام
[اتاق]
در بدترین وضعیت
Das Zimmer ist stinkig.
U
اتاق بوی گند می دهد.
Haben Sie etwas besseres?
U
بهتر از این دارید؟
[اتاق]
Haben Sie etwas kleineres?
U
کوچکتر از این دارید؟
[اتاق]
Haben Sie etwas größeres?
U
بزرگتر از این دارید؟
[اتاق]
Darf ich ein Zimmer sehen?
U
اجازه دارم یک اتاق را ببینم؟
Ich möchte ein Doppelbettzimmer.
U
من یک اتاق با یک تخت دو نفره میخواهم.
Kochnische
{f}
U
گوشه اتاق برای آشپزی
Haben Sie etwas günstigeres?
U
ارزانتر از این دارید؟
[اتاق]
Maria ist im Zimmer nebenan.
U
ماری در اتاق پهلویی است.
Haben Sie ein Zimmer?
U
یک اتاق دارید؟
[گفتگو روزمره]
Haben Sie etwas mit Aussicht?
U
با منظره دارید؟
[اتاق هتل]
Haben Sie etwas ruhigeres?
U
ساکت تر از این دارید؟
[اتاق]
Haben Sie etwas helleres?
U
روشنتر از این دارید؟
[اتاق]
Wir müssen das Zimmer in Ordnung bringen.
U
ما باید اتاق را آماده
[مرتب]
کنیم.
Bude
{f}
U
اتاق خصوصی
[در خانه]
[اصطلاح روزمره]
Ich möchte ein Zimmer für drei Nächte reservieren.
U
من می خواهم یک اتاق برای سه شب رزرو کنم.
Ich möchte ein Zimmer für eine Nacht reservieren.
U
من میخواهم یک اتاق برای یک شب رزرو کنم.
mieten
U
اجاره کردن
[اتاق و آپارتمان و غیره]
nur mit Waschbecken
U
فقط با دست شویی
[اتاق در هتل ]
Haben Sie etwas auf einer niedrigeren Etage?
U
در طبقه پایینتر دارید؟
[اتاق هتل]
Dachbodenleiter
{f}
U
نردبان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Haben Sie etwas auf einer höheren Etage?
U
در طبفه بالاتر دارید؟
[اتاق هتل]
Das Zimmer ist zu heiss
[kalt]
.
U
اتاق بیش از حد داغ
[سرد]
است.
mieten
U
کرایه کردن
[اتاق و آپارتمان و غیره]
Dachbodenleiter
{f}
U
پلکلان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Wie viel Betten pro Zimmer?
U
چند تا تخت خواب در هر اتاق
[هست]
؟
Bett im Mehrbettzimmer
{n}
U
تخت خواب در اتاق چند تختخوابه
Wann muss ich das Zimmer verlassen?
U
کی باید از اتاق
[هتل ]
بیایم بیرون؟
Darf ich ein anderes Zimmer sehen?
U
اجازه دارم یک اتاق دیگری ببینم؟
Wie viel kostet ihr günstigstes Zimmer?
U
قیمت ارزانترین اتاق شما چقدر است؟
Privatzimmer
{n}
U
اتاق برای اجاره
[در خانه شخصی]
[در آگهی]
Gästezimmer
{n}
U
اتاق برای اجاره
[در خانه شخصی]
[در آگهی]
Zimmer frei
U
اتاق برای اجاره
[در خانه شخصی]
[در آگهی]
Haben Sie WLAN im Zimmer?
U
شبکه بیسیم رایانه در اتاق دارید؟
[در هتل]
Wie viel kostet ein Zimmer für zwei Personen?
U
بهای یک اتاق برای دو نفر چقدر است؟
Ich möchte ein Zimmer für den einundzwanzigsten Juni reservieren.
U
من می خواهم یک اتاق برای ۲۱ ژوین رزرو کنم.
Suite
{f}
U
اتاق
[با آشپزخانه کوچک و حمام و میز نهار]
Wie kann ich das Zimmer kühler
[wärmer]
machen?
U
چطور می توانم اتاق را سردتر
[گرمتر]
بکنم؟
Ich möchte ein Zimmer für morgen reservieren.
U
من می خواهم یک اتاق برای فردا رزرو کنم.
Hotelzimmer sind dort ziemlich teuer.
U
قیمت
[اتاق]
هتل آنجا واقعا گران است.
Mehrbettzimmer nur für Frauen
U
اتاق چند تخت خوابه فقط برای بانوان
fliessendes Wasser
U
دستشویی در اتاق است ولی توالت و حمام نیست
[مهمانسرا]
Haben Sie ein rollstuhl-gängiges Zimmer?
U
شما یک اتاق که قابل دسترس صندلی چرخ دار باشد دارید؟
Lasterhöhle
{f}
U
اتاق ترسناک و وحشتناک
[اصطلاح تحقیر آمیز]
[اصطلاح روزمره]
Ich möchte ein Zimmer für eine Person
[zwei Personen]
reservieren.
U
من می خواهم یک اتاق برای یک نفر
[دو نفر]
رزرو کنم.
Er hat dienstfrei.
U
او مرخصی دارد.
es kommt darauf an
U
بستگی دارد
[به]
Ist es möglich?
U
امکان دارد؟
je nachdem
U
این بستگی دارد
es kommt drauf an
U
این بستگی دارد
Er neigt zu Erkältungen.
U
او تمایل به سرماخوردگی دارد.
so weit es möglich ist
U
تا آنجایی که امکان دارد
kaum verwendet
U
بندرت کاربرد دارد
selten verwendet
U
بندرت کاربرد دارد
die Ausfuhr von ... ist prämienbegünstigt.
U
صدور ... جایزه دارد.
Gibt es eine günstigere Variante?
U
ارزانترش وجود دارد؟
Wie weit?
U
چقدر فاصله
[دارد]
؟
es spukt
[in dem Haus]
U
[این خانه]
روح دارد
Ein Würfel hat 6 Seiten.
U
یک مکعب ۶ تا وجح دارد.
[ریاضی]
Das ist eine Spirale ohne Ende!
این رشته سر دراز دارد.
Flug und Unterkunft sind im Preis inbegriffen.
U
بها پرواز و مسکن را در بر دارد.
Gibt es einen Schnellzug?
U
قطارویژه تندرو وجود دارد؟
Er ist anderer Meinung.
U
نظر او
[مرد]
فرق دارد.
Der Bus nach ... hält hier an.
U
اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
Gibt es einen Nachtzug?
U
قطار شبانه وجود دارد؟
Es gibt ...
U
اینجا ... وجود دارد
[دارند]
Was ist mit ihm?
U
مگر او
[مرد]
چه عیبی دارد؟
etwas mangelt Jemandem
U
کسی کمبودی چیزی را دارد
Gibt es einen Direktzug?
U
یک قطار مستقیم وجود دارد؟
Er behauptet, Sie zu kennen.
U
او
[مرد]
ادعا دارد او
[زن]
را بشناسد.
Kostet das eine Gebühr?
U
جریمه دارد؟
[لغو رزرو]
das bricht nicht ab
<idiom>
U
همینطور ادامه دارد
[موضوعی]
es hängt ganz davon ab
U
این کاملا بستگی دارد
ein mir gewogener Mensch
U
کیسی که با من میانه خوبی دارد
es besteht
[ herrscht]
Mangel an etwas
[Dativ]
U
کمبود چیزی وجود دارد
es mangelt an etwas
[Dativ]
U
کمبود چیزی وجود دارد
Was habe ich denn davon?
<idiom>
U
این چه سودی برای من دارد؟
Gibt es eine Ermäßigung für Kinder?
U
تخفیف برای بچه ها وجود دارد؟
Bahnkörper
{m}
U
ریل و سکویی که زیر آن قرار دارد
Gibt es einen früheren Zug?
U
یک قطار که زودتر برود وجود دارد؟
Gibt es einen späteren Zug?
U
یک قطار که دیرتر برود وجود دارد؟
Keine Regel ohne Ausnahme.
U
برای هر قانونی استثنائی وجود دارد.
Was ist mit ihm?
U
این چه ناراحتی دارد؟
[اصطلاح روزمره]
Jimmy Carter ist an Krebs erkrankt.
U
جیمی کارتر بیماری سرطان دارد.
Das Rad eiert ein wenig.
U
این چرخ کمی تاب دارد.
Bluthund
{m}
U
سگ شکاری که شامه بسیار تیزی دارد
Es ist fraglich, ob ...
U
این جای بحث دارد که آیا ...
Seit wann besteht das Problem?
U
از چه زمانی این مشکل وجود دارد؟
Da kommt noch etwas.
<idiom>
U
باز هم هست.
[هنوز ادامه دارد]
Da kommt noch mehr.
<idiom>
U
باز هم هست.
[هنوز ادامه دارد]
Dover liegt im Süden Englands.
U
دور در جنوب انگلیس قرار دارد.
Ballkünstler
{m}
U
کسی که بر توپ تسلط مطلق دارد
Ich bin zwar sein Vater, aber ...
U
واقعیت دارد که من پدرش هستم اما ...
Einmalkennwort
{n}
U
اسم رمزی که تنها یک بار ارزش دارد
Einmalpasswort
{n}
U
اسم رمزی که تنها یک بار ارزش دارد
Ein unüberschaubarer Personenkreis hat Zugriff auf die Daten.
U
گروه بیحسابی از افراد دسترسی به داده ها دارد.
Dieses Buch verdient eine sorgfältige Lektüre.
U
این کتاب شایستگی خواندن با دقت را دارد.
Gibt es eine Ermäßigung für Vorverkauf?
U
تخفیف برای پیش فروش وجود دارد؟
Gibt es eine Ermäßigung für Wochenende?
U
تخفیف برای آخر هفته وجود دارد؟
um zu sehen, aus welchem Holz er geschnitzt ist
<idiom>
U
تا ببینیم او
[مرد]
چقدر توانایی
[تحمل]
دارد
nur
<adv.>
U
به غیر از
[در جمله های منفی کاربرد دارد]
Mein Schreibtisch steht am Fenster.
U
میز کار من کنار پنجره قرار دارد.
außer
<adv.>
U
به غیر از
[در جمله های منفی کاربرد دارد]
ausgenommen
<adv.>
U
به غیر از
[در جمله های منفی کاربرد دارد]
Auf 260 Einwohner kommt ein Arzt.
U
برای هر ۲۶۰ ساکن یک پزشک وجود دارد.
Gibt es Sonderangebote für diese Reise?
U
معامله باصرفه برای این سفر وجود دارد؟
Briefkastenfirma
{f}
U
شرکتی
[درپناهگاه مالیاتی]
که تنها صندوق پستی دارد
Im internationalen Vergleich ist Deutschland führend.
U
در معیارهای بین المللی آلمان نقش پیشرو دارد.
Wie jedes Kind verfügt sie nur über einen begrenzten Wortschatz.
U
مانند هر کودک، او
[زن]
وسعت واژگان محدودی در اختیار دارد.
Es ist eigenartig und doch wahr.
U
این عجیب است و در عین حال واقعیت دارد.
Da steckt mehr dahinter.
U
ارزش
[و یا حقایق]
پنهان در مورد چیزی وجود دارد.
Warum ist die Banane krumm?
<idiom>
U
من هم نمی دانم
[وقتی کسی پرسشی دارد]
[اصطلاح مجازی]
Der Erfolg hat viele Väter, der Misserfolg ist immer ein Waisenkind.
U
موفقیت چندین پدر دارد شکست همیشه یتیم است.
Warum ist die Banane krumm?
<idiom>
U
من هم جوابی ندارم.
[وقتی کسی پرسشی دارد]
[اصطلاح مجازی]
Albino
{m}
U
زال
[کسی که از آغاز تولد پوست و موی سفید دارد]
Da muss ich etwas weiter ausholen.
U
این نیاز به کمی پیش زمینه
[توضیح بیشتر]
دارد.
der Heilige Gral
U
جام مقدس
[که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
Pickelgesicht
{n}
U
عبارت زشت برای کسی که بدچور جوش روی صورتش دارد.
Wenn der Mond einen Hof hat, so bedeutet das Regen.
U
وقتی ماه هاله دارد این علامت باران آمدن است.
Das ist jetzt schon das dritte Jahr in Folge, dass
[wo]
die Fluggesellschaft rote Zahlen schreibt.
U
این سومین سال پی در پی است که شرکت هواپیمایی کسری در حسابش دارد.
falscher Freund
U
واژه ای در دو زبان که شبیه به هم هستند اما معنی آنها کاملا فرق دارد.
Wenn die Symptome weiterhin auftreten, ärztlichen Rat einholen
[einen Arzt zu Rate ziehen]
.
U
اگر ظهورعلایم بیماری ادامه دارد برای مشاورت به پزشک مراجعه شود.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com