Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Gibt es hier Altertümer?
U
آیا اینجا آثار باستانی
[اشیا عتیقه و جاهای قدیمی]
وجود دارد؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Klassikerin
{f}
[Anhänger des Klassischen]
U
زن دانشمند ادبیات باستانی وپیروسبکهای باستانی
Klassiker
{m}
U
دانشمند ادبیات باستانی وپیروسبکهای باستانی
Was haben Sie hier zu suchen?
U
اینجا چه می خواهید؟
[آمده اید اینجا برای چه؟]
Nebenwirkungen
{pl}
U
آثار جانبی
Ich stieß auf ihre Arbeit in dem neuen Buch.
U
من در این کتاب تاز به آثار
[نوشته]
او
[زن]
برخورد کردم.
im Altertum
U
در روزگار باستانی
alt
<adj.>
U
باستانی
[کهنه ]
[قدیمی]
in der Antike
U
در اوقات جهان باستانی
das klassische Altertum
U
جهان باستانی
[تاریخ]
Schutz
{m}
U
حفاظت
[ساختمان باستانی ]
altertümlich
<adj.>
U
باستانی
[کهنه ]
[قدیمی]
Antike
{f}
U
جهان باستانی
[تاریخ]
ehemalig
<adj.>
U
باستانی
[کهنه ]
[قدیمی]
Antiquität
{f}
U
کهنه
[باستانی]
[عتیقه]
Erhalt
{m}
U
حفاظت
[ساختمان باستانی یا امتیاز]
Bewahrung
{f}
U
حفاظت
[ساختمان باستانی یا امتیاز]
Erhaltung
{f}
U
حفاظت
[ساختمان باستانی یا امتیاز]
hier
<adv.>
U
اینجا
hier zu Lande
<adv.>
U
در اینجا
hierzulande
<adv.>
U
در اینجا
zu Staub werden
[ zerfallen]
U
پوسیدن
[تباه شدن]
[مانند مومی یا یافته های باستانی]
Von hier ab
U
از اینجا
[به جلوتر]
Gefällt es dir hier?
U
از اینجا خوشت می آد؟
Ich kann es von hier sehen.
U
از اینجا میبینمش.
Halten Sie hier.
U
اینجا بایستید.
bis zur Mauer hin.
U
[از اینجا]
تا دیوار.
Ich bin fremd hier.
U
من اینجا غریبه هستم.
Er ist nicht da.
U
او
[مرد]
اینجا نیست.
Hier wohne ich.
U
اینجا من زندگی میکنم.
Bitte hier anstellen.
U
لطفا اینجا صف بگیرید.
so weit
U
اینقدر
[تا اینجا ]
[تا اکنون]
Hier erhältlich.
U
اینجا می توانید بگیرید.
bis hierher
U
اینقدر
[تا اینجا ]
[تا اکنون]
Lass uns raus hier!
U
برویم از اینجا بیرون!
Hier warten.
U
اینجا منتظر بشوید.
Nicht rauchen.
U
[اینجا]
سیگار نکشید.
Hinaus mit ihnen!
U
بروند بیرون
[از اینجا]
!
bis jetzt
U
اینقدر
[تا اینجا ]
[تا اکنون]
Du hast hier nichts zu suchen!
U
تو بیخود می کنی اینجا باشی !
Sind wir vollzählig?
U
همه کاملا اینجا هستند؟
Klar so weit?
U
تا اینجا همه چیز را می فهمی ؟
Ich fühle mich wie das fünfte Rad am Wagen.
U
من حس می کنم
[اینجا]
اضافی هستم.
Er hat sich Hals über Kopf auf den Weg hierher gemacht.
U
او
[مرد]
با کله اینجا آمد.
Ich bin seit fünf Tagen hier.
U
پنج روزه که من اینجا هستم.
Der Bus nach ... hält hier an.
U
اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
Es ist immer etwas los!
U
اینجا همیشه خبری است!
Bitte hier warten.
U
لطفا اینجا صبر کنید.
Wie komme ich zur Autobahn?
U
چطور از اینجا به شاهراه بروم؟
Gibt es Parkplätze in der Nähe?
U
پارکینگ نزدیک به اینجا هست؟
Ich muss hier aussteigen.
U
باید اینجا پیاده بشوم.
Darf ich hier sitzen?
U
اجازه دارم اینجا بنشینم؟
Es gibt ...
U
اینجا ... وجود دارد
[دارند]
Sind Sie auf Geschäftsreise?
U
کاری دارید اینجا؟
[تجارت]
Wo ist das nächste Kasino?
U
نزدیکترین کازینو به اینجا کجاست؟
Begriff hier eingeben!
واژه را اینجا وارد کنید!
Ich bin seit fünf Tagen hier.
U
من پنج روز که اینجا هستم.
Bitte halten Sie für 10 Minuten hier.
U
لطفا ۱۰ دقیقه اینجا صبر کنید.
Darf ich hier essen?
U
اجازه دارم اینجا غذا بخورم؟
Da
[hier]
scheiden sich die Geister.
U
در اینجا افکار
[نظریه ها]
با هم فرق می کنند.
Hier umsteigen nach Basel?
U
به بازل اینجا عوض کنم؟
[روزمره]
Hier riecht es nach alten Leuten.
U
اینجا بوی آدمای قدیمی رو میده.
Spricht jemand hier Persisch?
U
کسی اینجا فارسی حرف میزند؟
Es ist nichts Besonderes los.
U
اینجا خبر
[اتفاق]
ویژه ای نیست.
Es ist viel los.
U
اینجا فعالیتهای زیادی
[گوناگونی]
است.
So weit die Theorie.
U
تا اینجا راجع به این فرضیه بس است .
Bitte halten Sie für einen Moment hier.
U
لطفا یک لحظه اینجا صبر کنید.
Darf ich hier parken?
U
اجازه دارم
[می توانم]
اینجا پارک کنم؟
Der Kratzer
[die Beule]
war schon hier.
U
خراش
[فرورفتگی در اثرضربه]
از قبل اینجا بود.
Es hat mich niemand geschickt, ich bin aus eigenem Antrieb hier.
U
هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
Hier entwerten.
U
بلیط
[کارت پارکینگ]
را اینجا باطل کنید.
'Ich bin spätestens um Mitternacht wieder da.' 'Versprochen?' 'Ja.'
U
من منتهی تا نیمه شب به اینجا بر میگردم. قول میدی؟ بله.
Wie lange darf ich hier parken?
U
برای چند مدت اجازه دارم اینجا پارک کنم؟
Der Chef, der den Laden hier schmeißt
[schupft]
.
U
این رییس که اینجا کارها را اداره می کند یا می چرخاند
[در اتریش]
Nun, da wir vollzählig
[versammelt]
sind, können wir ja anfangen.
U
خوب حالا که همه اینجا هستند ما می توانیم شروع کنیم.
Bei uns gibt es so etwas nicht, sehr wohl aber in Deutschland.
U
ما همچه چیزهایی اینجا نداریم ولی در آلمان می کنند یا هست.
Wir betrachten es als große Ehre, Sie heute abend hier bei uns begrüßen zu dürfen.
U
این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
das Griechenland der Antike
[das antike Griechenland]
U
یونان باستانی
[یونان جهان باستان]
Was geht denn hier ab?
U
اینجا چه خبر است؟
[وقتی قضیه نامفهوم است]
[اصطلاح روزمره]
bisher
<adv.>
U
تا کنون
[تا این تاریخ ]
[تا اینجا]
[تا این درجه ]
[اینقدر]
bislang
<adv.>
U
تا کنون
[تا این تاریخ ]
[تا اینجا]
[تا این درجه ]
[اینقدر]
[پیش از این]
[سابق بر این ]
[ اصطلاح رسمی]
bis dato
<adv.>
U
تا کنون
[تا این تاریخ ]
[تا اینجا]
[تا این درجه ]
[اینقدر]
[پیش از این]
[سابق بر این ]
[ اصطلاح رسمی]
bis jetzt
<adv.>
U
تا کنون
[تا این تاریخ ]
[تا اینجا]
[تا این درجه ]
[اینقدر]
[پیش از این]
[سابق بر این ]
bis heute
<adv.>
U
تا کنون
[تا این تاریخ ]
[تا اینجا]
[تا این درجه ]
[اینقدر]
[پیش از این]
[سابق بر این ]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com